جورچین
مشخصات
معرفی
زندگی صحنه جورچین غریبی است که هیچ وقت کامل نمی شه. یه جا آش پشت پا می پزن، یه جا عروسیه، یه جا عزاست، یه جا بچه ای متولد می شه زندگی همینه. هزاران ماجرا کنار هم اتفاق میفته و ما فقط یکی دوتاشو می بینیم. نمی بینیم چون برامون مهم نیست. کسی چه می دونه که فردا کی شکار کی میشه و کی رفیق کی.
با دست روی آسمان نوشت ابر... لابد برای رونق کارش دلش باران می خواست. همان وقت اثر رعد و برق شدیدی آسمان را روشن کرد.هنوز سیب را کامل نخورده بود که باران گرفت. نوشت ابر،باران بارید.نگاهی به من کرد و بعد آسمان. ماتش برده بود، رگبار باران شدید و شدیدتر شد.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم