درویش جان شیفته
مشخصات
معرفی
هراسان نی ام از مرگ؛ بل هراسم آن است بمیرم وُ دگربار تو را نبینم!
موجود تنهایی است انسان، هرچند غوغای مردمان احاطه اش کند. به همره وی، کسی جز خودش، مسیر دردش را طی نخواهد کرد. شوق با فراچنگآوردن وصال زایل گردد وُ اشتباق همره وصال می پاید. همانا تخيّل فراق، اشتیاق را هنگام دیدار دوام می بخشد.
از این رو فریب خورده کسی است که گوید: «آسان گیر سختی عشق.» ما او را گوییم: «هر سختی در این هستی آسان نگردد. این صفت عشق است، نه چیز دیگر و به راستی عشق دردی است در ژرفنای دل ها.» شمایان از فردا هیچ ندانید! به راستی زندگانی تان چیست؟ زندگانی تان بخاریست، دمی نمایان می گردد وُ سپس نیست می شود.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم