علم الهی در سنت عرفانی و صدرایی
علم الهی در سنت عرفانی و صدرایی
مشخصات
معرفی
یکی از دشوارترین بررسیهای در حوزۀ مسائل الهیات بالمعنی الاخص، بهتصریح بزرگان و عالمان عارف و فیلسوف و متکلم، بررسی و تبیین وجود و صفات حضرت حقمتعال و به طور خاص، بررسی و تبیین زوایای ظریف علم خدای متعال است. بزرگان ارباب معرفت عجز و ناتوانی خود را در این ساخت از دانش ابراز کردهاند؛ زیرا او باطن مطلق و غیبی است که از هرگونه ظهور و بروز بهدور است و حقیقتی است که حتی از قلوب اولیا نیز مستور است. با وجود این، شاهد کوشش فراوان بزرگان عرفان و فلسفه و کلام اسلامی برای تبیین زوایای پنهان مبحث علم الهی هستیم.
اختلافهای فراوانی در موضوع علم الهی بین سه نحلۀ کلامی، فلسفی و عرفانی مشاهده میشود. این تفاوتها به حسب تنوعات رویکردی و نگرشی حاکم بر سه دانش عرفان، فلسفه و کلام اسلامی، دامنۀ وسیعی را شامل میشود؛ تاآنجاکه برخی از قدمای فلسفه، علم الهی را به طور مطلق هم نسبت به ذات خویش و هم نسبت به ماسوا منکر شدهاند و آنان که علم حضرت حق به ذات خویش پذیرفتهاند، رهیافتهای متفاوتی را برای اثبات این نگرش به کار بردهاند. از سوی دیگر، برخی از فیلسوفان پیشین به انکار مطلق علم الهی به ماسوا معتقد شدهاند. در پی این نگرش، برخی دیگر از فیلسوفان همچون شیخ اشراق، علم تفصیلی الهی را فقط منحصر در علم به ذات دانستهاند و به هنگام طرح بحث از علم به ماسوا، این علم را به عنوان علم ذاتی و تفصیلی نپذیرفته و آن را صرفاً به علمی مبهم و اجمالی به ماسوا در مقام ذات ارجاع دادهاند.
عرفان نظری بر پایههای استواری در سطوح هستیشناختی، معرفتشناختی، جهانشناختی و انسانشناختی استوار است. آنچه نگارنده در فصل نخست کتاب به آن اهتمام ورزیده است، التفات به مبانی ساختاری مرتبط با مبحث علم الهی است؛ بنابراین در هر مبنای ساختاری به تبیین آن مبنا پرداخته میشود و سپس به نقش آن در نظریۀ عرفانی علم الهی اشاره شده است.
در فصل دوم کتاب به بررسی جایگاه معرفت در سنت عرفانی و صدرایی پرداخته شده است. بخش اول این فصل به تبیین نگرش عرفانی از حقیقت معرفت اختصاص دارد. در بخش دوم نگرش صدرایی دربارۀ حقیقت علم تبیین شده است و بالاخره در بخش پایانی این فصل، تشابهها و تفاوتهای نگرشهای معرفتشناختی عارفان و فیلسوفان صدرایی تبیین شده است.
در فصل سوم کتاب مراتب علم الهی در دو نحلۀ علمی عرفان اسلامی و حکمت متعالیه بررسی شده است. فصل چهارم کتاب اختصاص به بررسی علم حضرت حق به خویشتن دارد که در نخست به تبیین نگرش عرفانی، در بخش دوم دربارۀ تبیین نگرش صدرایی و در بخش سوم به مقایسۀ این دو دیدگاه پرداخته شده است.
نویسنده در فصل پنجم کتاب بعد از بررسی دیدگاه عارفان اسلامی و فیلسوفان صدرایی دربارۀ علم به ماسوا، به تشابهها و تفاوتهای این دو دیدگاه پرداخته است. در فصل پایانی کتاب نیز رابطۀ علم الهی و اختیار انسان از دیدگاه عارفان اسلامی و فیلسوفان صدرایی مورد بررسی قرار گرفته است.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم