لیبرالیسم و محدودیت های عدالت
Liberalism and the Limits of Justice
مایکل سندل
حسن افشار
مرکز
دسته بندی: اندیشه-و-تفکر
| کد آیتم: |
143547 |
| بارکد: |
9789642132584 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
5 |
| تعداد صفحات: |
218 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
وزیری |
کتاب «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت» اثر مايکل سندل
نقد يک ليبرال بر ليبراليسم با نشان دادن محدوديتهاي عدالت و محدوديتهاي ليبراليسم. مايکل سندل، فيلسوف سياسي مشهور معاصر، در کتاب «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت»، ليبراليسم کانت و ليبراليسم مطرح در عمده فلسفه اخلاق و فلسفه سياسي معاصر را به چالش کشيده است.
کتاب «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت» در سال 1982 منتشر شد. سندل در اين اثر ضمن انتقاد از برخي آراي جان رالز و ليبرالهاي ديگر ميگويد هويت فرد انسان در جمعهايي که عضو آنها است و از تعهداتي که بر اثر عضويت در آنها پيدا ميکند شکل ميگيرد.
کتاب «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت» از طريق نقد ليبراليسم در پي بازتعريف دوباره آن است. سندل ليبراليسم مدنظرش را ليبراليسم وظيفهگرا مينامد.
مروري بر کتاب «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت»
کتاب «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت» اثري است درباره ليبراليسم از منظري که مايکل سندل در نظر دارد. ليبراليسمي که سندل در اين کتاب به آن ميپردازد قرائت غالب در فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق و فلسفه سياسي معاصر است: ليبراليسمي که مفاهيم عدالت، انصاف، و حقوق فردي در آن نقش محوري دارند و بنياد فلسفياش را تا حدود زيادي به کانت مديون است.
به عبارت ديگر، ليبراليسمي که سندل در کتاب «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت» از آن صحبت ميکند، مکتبي اخلاقي است که قائل به تقدم حق بر خير است و معمولا در تقابل با سودگرايي تعريف ميشود. سندل براي توصيف بهتر آن را ليبراليسم وظيفهگرا مينامد. او ميگويد ليبراليسم وظيفهگرا پيش از هر چيز نظريهاي درباره عدالت است، بهويژه درباره اولويت عدالت در ميان آرمانهاي اخلاقي و سياسي. دعوي اساسي آن را ميتوان اينگونه بيان کرد: چون جامعه از افراد کثيري تشکيل ميشود که هريک اهداف و علايق و تعبيرهاي خاص خود از خير را دارند، هنگامي سامان بهينه مييابد که پيرو اصولي باشد که خودشان تعبير خاصي از خير را فرض نگرفته باشند. آنچه اين اصول سامانگر را توجيه ميکند ابتدائا اين نيست که رفاه اجتماعي را به حداکثر ميرسانند يا به طريقي خير را ارتقا ميبخشند؛ اين است که با مفهوم حق -مقولهاي اخلاقي که مقدم بر خير و مستقل از آن فرض ميشود- سازگارند.
کتاب «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت» شامل پيشگفتاري با نام «ليبراليسم و اولويت عدالت» و چهار بخش با اين عناوين است: «عدالت و سوژه اخلاقي»، «مالکيت، استحقاق، و عدالت توزيعي»، «نظريه قرارداد و توجيه» و «عدالت و خير». کتاب يک جمعبندي کوتاه هم دارد که نويسنده در آن نتيجه مباحثاش را به اجمال نوشته است.
حسن افشار، مترجم کتاب «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت»، يادداشتي در ابتداي اثر نوشته و در آن به اختصار به مرور مهمترين نظرات فيلسوفان و نظريهپردازاني که پايههاي ليبراليسم را گذاشتهاند پرداخته است. او همچنين به آراي برخي از مهمترين فيلسوفان ليبرال معاصر نيز اشارهاي کرده و درواقع فشردهاي از سير ليبراليسم به دست داده است تا خواننده درک بهتري از کتاب به دست بياورد.
اولويت عدالت يکي از پايههاي استدلال سندل در کتاب «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت» است. سندل ميگويد عدالت صرفا ارزش مهمي در ميان ارزشهاي ديگر نيست که در صورت لزوم مورد سنجش قرار گيرد؛ عدالت خودش وسيله سنجش ارزشهاي ديگر است. در اين معنا، اين به قولي «ارزشِ ارزشها» خود را تسليم همان رفتاري نميکند که با ارزشهايي ميشود که همه را او خودش سامان ميدهد. عدالت ميزاني است که ارزشهاي ناهمساز را آشتي ميدهد، و ميزاني که بين تعابير مختلف خير جمع ميکند، اگر حل اختلاف نکند. پس بايد تقدمي نسبت به آن ارزشها و خيرها داشته باشد. امکان ندارد تعبيري از خير بتواند اقتضائات عدالت را منتفي کند، زيرا اين اقتضائات از يک رديف کيفي ديگرند و اعتبار آنها به گونهي ديگري احراز ميشود. نسبت به ارزشهاي اجتماعي به طور کلي، عدالت اساساً منفصل و منزوي است، همانند دادرسي که خود را داخل دعوا نميکند.
سندل همچنين ميپرسد اين چه معنايي است که عدالت در آن معنا به عنوان داور ارزشها بايد مقدم بر آنها باشد؟ نويسنده کتاب «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت» معتقد است که يک معناي اين تقدم يک «بايد» اخلاقي است که از نقد رالز بر اخلاق سودگرايانه درميآيد. از اين منظر، تقدم عدالت يک لازمه کثرت ذاتي نوع بشر و شرافت افرادي است که آن را تشکيل ميدهند. عدالت را فداي خير عامه کردن به منزلهي تعرض کردن به تعرضناپذير و محترم نشمردن تفاوت افراد است. هر شخصي تعرضناپذيرياي بر اساس عدالت دارد که حتي رفاه کل جامعه نميتواند پايمالش کند. به اين دليل، عدالت نميپذيرد که محروم کردن عدهاي از آزادي با فراهم آوردن خير بيشتر براي ديگران جبران ميشود. عدالت اجازه نميدهد فداکاريهايي که بر اقليتي تحميل ميشود تحتالشعاع مقدار بيشتر مزايايي که اکثريت به دست ميآورند قرار گيرد. ازاينرو در جامعهي عادل، حقوق برابر شهروندي فرض مسلمي است که عدالت آن را تضمين کرده و چانهزنيهاي سياسي يا حساب منافع اجتماعي نميتواند خدشهاي بدان وارد کند.
درباره مايکل سندل نويسنده کتاب «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت»
مايکل سندل، نويسنده، فيلسوف سياسي و از چهرههاي مطرح نظريه اجتماعي و علوم سياسي در سال 1953 در امريکا متولد شد و استاد دانشگاه هاروارد است. او در آثارش به نقد بازار آزاد و ليبراليسم پرداخته است. سندل به نحله جامعهگرايان يا جماعتگرايان تعلق دارد و از منتقدان نظريه عدالت جان رالز به شمار ميرود. سندل به خصوص به خاطر دوره عدالت که سالها در هاروارد تدريس کرده شناخته ميشود. همچنين آثار او نيز شهرتي زياد دارند و به زبانهاي متعددي ترجمه شدهاند. «استبداد شايستگي»، «آنچه با پول نميتوان خريد»، «عدالت»، «انسان بينقص» و «اخلاق در سياست» برخي ديگر از آثار سندل است که به فارسي ترجمه شدهاند.
درباره ترجمه کتاب «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت»
کتاب «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت» با ترجمه حسن افشار در نشر مرکز منتشر شده است.
حسن افشار، متولد 1332 در مياندوآب، مترجم ايراني است. افشار به دليل شغل پدرش که در مياندوآب ماموريت داشت در اين شهر به دنيا آمد اما تمام دوران تحصيلاش را در تهران گذراند. او در سال 1353 در حالي که ايام پاياني خدمت سربازي را ميگذراند به دانشگاه رفت. او در سال سوم رشته معماري و شهرسازي بود که قيد اتمام تحصيل در اين رشته را زد و براي تحصيل در رشته سينما به امريکا رفت. حسن افشار از ابتداي ورود به دانشگاه به شکل تفنني ترجمه ميکرد اما در امريکا به شکل جديتري به ترجمه پرداخت و اولين اثري که ترجمه کرد کتاب «تاريخ سينما» بود. او تاکنون آثار متعددي در زمينههاي مختلف به خصصوص در زمينههاي مختلف ترجمه کرده است. «ليبراليسم و محدوديتهاي عدالت»، «آنچه با پول نميتوان خريد»، «تاريخ مختصر جمهوري وايمار»، «سه رساله پيشا نقدي» و «نيمهشب در کتابفروشي افکار نوراني» برخي از ترجمههاي حسن افشار هستند.