ج پیمان هوشمندزاده
پیمان هوشمندزاده
چشمه
دسته بندی: داستان-ایرانی
| کد آیتم: |
1520144 |
| بارکد: |
9786220107071 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
4 |
| تعداد صفحات: |
108 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
معرفي کتاب ج اثر پيمان هوشمندزاده
جستوجويي به نيت کشف نقاط ناديده روزهاي سپري شده و يافتن معناهايي تازه در روابط گذشته. کتاب ج، نوشته پيمان هوشمندزاده، روايتي داستاني است که بيش از هرچيز با مفهوم جستوجو، هويت و ارتباطهاي انساني پيوند خورده است.
در رمان ج با خانوادهاي چهارنفره روبروييم که در شمال کشور زندگي ميکنند و داستان کتاب با چند راوي روايت شده است.
در پيشاني کتاب مصراعي از حافظ آمده و نويسنده با اين شعر اشارهاي به عنوان کتاب ج کرده است: «در خم زلف تو آن خال سيه داني چيست/ نقطه دوده که در حلقه جيم افتاده است».
درباره کتاب ج پيمان هوشمندزاده
در آغاز داستان ج، راوي اول شخص کتاب از بحراني حرف ميزند که ظاهرا اخيرا دچارش شده است. برآورد او از دقت و از سنگيني اجسام به هم ريخته و به نظرش وزن چيزها ديگر مثل قبل نيست. او ميگويد هر فعلي در ذات خودش بخشياي منفي دارد که قبلا مخفي مانده بود. او در همه کارها نوعي نقص و کدورت ميبيند و انگار اين فقط خود او است که اين بههمريختگي نظم را ميبيند و ديگران متوجه اين مسئله نيستند: «فقط من بودم که ميدانستم هيچ کاري در ذات خودش کامل انجام نشده».
او در حال بازگشت است و معلوم است به جايي برميگردد که مدتها آنجا نبوده چون به نظرش همهچيز عوض شده است. او به خانهاي بازميگردد که مدتها در آن نبوده اما به محض آنکه واردش ميشود خاطرات گذشته و تصاوير و صداهاي آدمها در ذهناش زنده ميشوند. او بعد از مرگ مادر ديگر به اين خانه نيامده بود و حالا که بعد از مدتها بازگشته کسي در خانه نيست و در تنهايياش مدام خاطرات و کارهاي گذشته به يادش ميآيند. داستان ج اثر قابل توجهي است که در آن مضاميني چون غياب، شناخت دوباره، به چنگ آوردن گذشته و هويت مطرح شده است.
خلاصه کتاب ج
در بخشي از داستان ج ميخوانيم: «چند لحظهاي صبر کردم تا شايد جوابش بيايد، ولي خبري نشد. راه افتادم. غير از لکههاي نارنجي خرمالو، که آن وسط ميدرخشيد، همهجا يک تکه سفيد بود. سگ سياهي که کنار استخر لم داده بود بلند شد و خودش را تکاند. چند قدمي جلو آمد. درختهاي گردو و فندق را رد کرد و وسط محوطه، درست زير درخت خرمالو، سيخ ايستاد. دقيق نگاه کرد. پارس کرد. نفسي گرفتم و راه افتادم. نزديکتر که شدم تا کنار پرچينها دويد. دم تکان ميداد. فاصله که کمتر شد، او از يکطرف و من از طرف ديگر پرچين با هم تا در چوبي آمديم. چراغي روشن نشد. دري باز نشد. کسي بيرون نيامد.»
درباره پيمان هوشمندزاده نويسنده کتاب ج
پيمان هوشمندزاده، نويسنده و عکاس معاصر ايراني است که در سال 1348 در تهران متولد شده است. او فارغالتحصيل رشته عکاسي است و پس از پايان تحصيلاتش به عنوان عکاس مشغول به کار شد و با نشريات و چندين آژانس عکاسي همکاري کرد. او در طول سالهاي فعاليتاش چندين نمايشگاه عکس در ايران و کشورهاي مختلف برگزار کرده و همچنين در چندين نمايشگاه گروهي نيز حضور داشته است. هوشمندزاده به عنوان عکاس جوايزي هم به دست آورده و افزون بر اين از بنيانگذاران جايزه شيد، جايزه مستقل عکاسي مستند اجتماعي ايران، بوده است. اما وجه ديگري از فعاليتهاي او، مربوط به نويسندگي و داستاننويسي است. از او تاکنون داستانهاي کوتاه، رمان، مجموعهاي از تکنگاري و همچنين اثري درباره بهمن جلالي، عکاس مشهور ايراني، منتشر شده است. «ها کردن»، «لذتي که حرفش بود»، «دو تا نقطه»، «جمعه را گذاشتم براي خودکشي» و «شاخ» عناوين برخي از آثار هوشمندزاده است.
کتاب ج براي چه کساني مناسب است؟
خوانندگان رمان و ادبيات داستاني و به طور ويژه آن دسته از مخاطباني که به داستانهاي ايراني علاقهمندند مخاطبان اصلي کتاب ج به شمار ميروند.