آلکساندرای نازنین
تاتیانا تالستایا
مهدیه حسن زاده
نیستان
دسته بندی: ادبیات-روسیه
| کد آیتم: |
1521514 |
| بارکد: |
9786222088170 |
| سال انتشار: |
1400 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
104 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
مجموعه داستان «آلکساندراي نازنين» نوشت? تاتيانا تالستايا
داستانهايي از روسي? اواخر قرن بيستم. مجموعه داستان «آلکسانداري نازنين» گزيدهاي است از داستانهاي تاتيانا تالستايا که از نويسندگان معاصر و زنده روسيه است.
حرف داستان روسي که به ميان ميآيد چه بسا ابتدا ياد نويسندگان بزرگ قرن نوزدهم روسيه، مثل ليو تالستوي و داستايفسکي و چخوف و گوگول، بيفتيم يا مثلاً نويسندگان روسِ نيم? اول قرن بيستم مثل نابوکوف و بولگاکف و گورکي. تاتيانا تالستايا، نويسنده داستانهايي که در کتاب «آلکسانداري نازنين» گردآوري و ترجمه شدهاند، اما از نسل ديگري است. تالستايا نويسندهاي است که روسي? جديدتري را در داستانهايش بازتاب ميدهد و آنچه از او در مجموع? «آلکسانداراي نازنين» ميخوانيد تصويري از روسي? اواخر قرن بيستم و روسي? بعد از فروپاشي کمونيسم و زندگي مردم اين دوره از تاريخ روسيه است.
مروري بر مجموعه داستان «آلکسانداري نازنين»
مجموعه داستان «آلکساندراي نازنين» شامل شش داستان است که عبارتند از: «دريچه»، «شوراي نازنين»، «درويش»، «آتش و غبار»، «در ايوان طلايي نشستهاند...» و «پِتِرس».
در قصههاي کتاب «آلکساندراي نازنين» با روايتهايي از زندگي طبق? متوسط شهرنشين روسي? نيم? دوم قرن بيستم مواجهيم. فرسودگي، ملال، آشفتگي، آرزو، عشق، حسرت، زمانهاي از دست رفته و دلزدگي از جمله موضوعاتياند که در داستانهاي گردآمده در مجموع? «آلکسانداري نازنين» به آنها پرداخته شده است. تالستايا در قصههايش گاه واقعيت را به خواب و خيال و فانتزي و کابوس ميآميزد و موقعيتهايي غريب و وهمناک خلق ميکند. در کتاب «آلکساندراي نازنين» همچنين با طنزي تلخ مواجهيم که ريشه در طنز نويسندگاني چون چخوف و گوگول دارد؛ اين طنز گاهي از دل موقعيتهاي عادي روزمره بيرون ميآيد و گاهي موقعيتي عادي را به وضعيتي فراواقعي پيوند ميزند. مثلاً در قص? اول کتاب «آلکساندراي نازنين» ميبينيم که چطور از دريچهاي که معلوم نيست به چه منبعي وصل است انواع و اقسام چيزها به شهروندان اهدا ميشود بيآنکه آنها خود اختياري در قبول يا ردّ آنچه دريچه تقديمشان ميکند داشته باشند. آنها بايد هرچه را دريچه اهدا ميکند بيچونوچرا و اعتراض بپذيرند و حتي حق ندارند اهداييهاي دريچه را بفروشند يا دور بيندازند با پس بدهند. دريچه، چنانکه در قصه اشاره ميشود، همان کاري را ميکند که يک هنرپيشه و مجري تلويزيون مشهور دوره شوروي به نام ياکوبوويچ انجام ميداده. او در برنامههايش هديههايي به مردم ميداده است. از همين رو دريچ? هديهدهنده در داستان «دريچه» به ياکوبوويچ تشبيه شده است. شخصيت اصلي داستان «دريچه» از مجموع? «آلکسانداري نازنين» مردي است به نام شولگين. او يکروز در خان? همسايهاش، فلاروف، از راز دريچه باخبر شده است. در همين حين شولگين با دختري به نام آکسانا ازدواج ميکند و از او صاجب فرزندي ميشود و بهواسط? ازدواج و بچهدار شدن بيش از پيش چشم اميد به دريچه ميدوزد و اميدوار است دريچه آنچه را او براي گذران زندگي خانوادگي نياز دارد به او عطا کند. آنچه ميخوانيد قسمتي است از همين داستان:
«از دريچه فريادي شنيده شد: "اتو!"
شولگين با شادي جواب داد: "ميبرم!"
بالاخره نوبت وسايل برقي هم رسيد، فقط بايستي صبر ميکرد. شولگين قفس? کوچکي در خانه نصب کرده بود و هم? چيزهاي جديد به چنگ آمده از دريچه را روي آن قرار ميداد... يک ظرف لعابي دردار استوانهاي شکل، يک جفت دستگيره نسوز، سرويس قهوهخوري، شامپو و نرمکننده دو در يک، کنسرو شاهماهي درياي آتلانتيک، يک کيلو پشم "آنقره" به رنگ صورتي روشن، يک دست آچار "سيزيف"، دو دفتر مشمايي خطدار، پاف چرمي عربي با تزيينات مدل نِفِرتيتي، پادري پلاستيکي حمام، کتاب "تقليد روسي" ناويکوف و يک کتاب خارجي ديگر، گاز فندک، شمايل کاغذي پانتيليمونِ شفادهنده، يک بسته خودکار قرمز و يک فيلم عکاسي.
زندگي به شولگين ياد داده بود از چيزي نگذرد، او هم از هيچچيز نميگذشت. تخته و الوار به او دادند؛ الوارها را هم آورد و در انباري کنار چوب اسکيها گذاشت. به اين اميد که روزي ويلادار شود و الوارها به کارش بيايد.
سروکل? فلاروف در محوطه پيدا شد و از شولگين پرسيد که چرا براي بازي تختهنرد به او سر نميزند. شولگين توضيح داد که عاشق شده و بهزودي قرار است ازدواج کند. به هر حال شولگين از روي ادب به او سر زد، با هم بازي کردند و متعجب شد از اينکه حالا ديگر فلاروف در هر اتاق يک تلويزيون داشت و يکي از آنها صفحهتخت بود و به ديوار آويزان بود، از همانهايي که در تبليغات نشان ميدادند. اما فلاروف شولگين را به اتاق طاقدار دعوت نميکرد. شولگين دليل اين کار را متوجه شده بود؛ آنجا يک اتاق نبود، بلکه چندين اتاق بود؛ اتاقهايي تو در تو و بيانتها که معلوم نبود آخر به کجا ميرسند.
بعد از دريافت اتو حقيقتاً جهش خوبي رخ داد: چند همزن، مخلوطکن، پنکه و آسياب دادند؛ کبابپز، يک کبابپز ديگر که از قرار معلوم اشتباهاً عين اولي بود. تعداد هديهها رفتهرفته بيشتر ميشد و شولگين احساس ميکرد ديگر بايد با گاري دستي به خانه بيايد. واقعاً يکبار هم يک مايکروويو دادند. تنها چيزي که شولگين را دلخور کرده بود اين بود که ياکوبوويچِ نامرئي اصولاً اجناس "مونتاژ" زرد تحويل ميداد و مارک "فيليپس" بهندرت نصيب کسي ميشد! شولگين قبل از ازدواج اميدوار بود آن طرف دريچهايها پي ببرند که او به يک انگشتر طلا براي نامزدش و يا صورت حساب پرداخت شده رستوران نياز دارد، اما آنها چنين حدسي نزدند و روز عروسي به او يک دريل دادند!
شولگين ماجراي دريچه را براي آکسانا تعريف نکرد؛ دوست داشت مرموز و مقتدر باقي بماند. اوايل آکسانا خوشحال ميشد که آنها اين همه وسايل خوب دارند، اما بعد ديگر جايي براي نگهداري کارتنها نبود.»
کتاب «آلکساندراي نازنين» با ترجم? مهديه حسنزاده در انتشارات کتاب نيستان منتشر شده است.
درباره تاتيانا تالستايا، نويسنده کتاب «آلکسانداري نازنين»
تاتيانا نيکيتيچنا تالستايا (??????? ????????? ???????)، متولد 1951، داستاننويس، جستارنويس و مجري تلويزيون اهل روسيه است. تالستايا در خانوادهاي اهل ادب پرورش يافته است. او از نوادگان آلکسي تالستوي، نويسنده داستانهاي علمي ـ تخيلي و تاريخي، است و از اين طريق نسبتي دور با ليو تالستوي، نويسنده بزرگ کلاسيک روسيه، دارد و از طرف مادر نيز نسبتي با ايوان تورگنيف، نويسنده بزرگ قرن نوزدهم روسيه، دارد. نخستين داستان کوتاه تالستايا در اوايل ده? 80 ميلادي در نشريهاي به چاپ رسيد. او را يکي از مهمترين نويسندگان دوره پرسترويکا و نيز دوران بعد از فروپاشي شوروي ميدانند. سبک داستاننويسي تالستايا را از جنبههايي با سبک تالستوي بزرگ مقايسه کردهاند اما او را بيشتر نويسندهاي با سبکي نزديک به سبک چخوف و از جهاتي ديگر نزديک به سبک گوگول، نابوکوف و بولگاکف ميدانند. تالستايا همچنين به خاطر مقالات انتقادي نيشدارش درباره زندگي معاصر روسيه مشهور است.