دوشیزگان
برچسبها
مشخصات
معرفی
رمان «دوشيزگان» نوشت? الکس مايکليديس
يک تريلرِ جنايي – روانشناختي از نويسندهاي تازهنفس. رمان «دوشيزگان»، با عنوان اصلي The Maidens، دومين و تازهترين رمان الکس مايکليديس است. الکس مايکليديس که با رمان قبلياش به نام «بيمار خاموش»، که در سال 2019 منتشر شد، توانست بهعنوان يک نويسنده موفقِ ژانرِ تريلرِ روانشناختي توجه مخاطبان بسياري را به خود جلب کند و تحسين منتقدان را نيز برانگيزد و در فهرست پرفروشهاي «نيويورک تايمز» و «ساندي تايمز» قرار گيرد، در رمان «دوشيزگان» بار ديگر سراغ ژانر تريلرِ روانشناختي رفته و داستاني جنايي با عناصري روانشناختي را ساخته و پرداخته است. «دوشيزگان» اما يک تريلرِ جناييِ صِرف نيست. مايکليديس در اين رمان اسطوره و عناصري اساطيري را نيز وارد کرده و ماجراي جنايي و دلهرهآور خود را به اساطير پيوند زده است.
متن اصلي رمان «دوشيزگان» نخستين بار در سال 2021 منتشر شده است. نشري? «پابليشرز ويکلي» در وصف اين دومين رمان مايکليديس مينويسد: «داستان افسونکنندهي ديگري از رتبهي يک پرفروشهاي نيويورک تايمز که تعليق و دلهرهي روانشناختي را با اسطورههاي يوناني، قتل و عقدههاي رواني در هم ميآميزد و جايگاه مايکليديس را به عنوان يکي از چهرههاي اصلي اين ژانر تثبيت ميکند.»
مروري بر رمان «دوشيزگان»
رمان «دوشيزگان» از همان سطر آغازينِ سرآغازِ رمان به ما ميگويد که با ماجرايي جنايي مواجهيم. قتلي اتفاق افتاده است و ماريانا، شخصيت اصلي رمان، يقين دارد که قاتل کيست و ميکوشد با مرور وقايع گذشته و باريک شدن در جزئيات اين وقايع يقين خود را مستدل کند و مچ قاتل را بگيرد. ماريانا زني از پدري يوناني و مادري انگليسي است. او مادرش را در نوزادي از دست داده و پدر و خواهر بزرگترش هم با او رابط? خوبي نداشتهاند. ماريانا، که خود گرفتار بحرانهاي رواني ناشي از فقدان مادر و زندگي خانوادگي نابسامان بوده است، بعدها رواندرمانگر گروهي ميشود. او اکنون مدتي است که مرد زندگياش را هم از دست داده است؛ مردي به نام سباستين که ماريانا سخت عاشق او بوده و نميتواند بهآساني با مرگ و فقدان او کنار بيايد. او مدام به سباستين فکر ميکند. رمان پس از ارائ? پسزمينهاي از دغدغهها و گرفتاريهاي زندگي شخصي و شغلي ماريانا و گذشت? خانوادگي او وارد ماجرايي جنايي ميشود. ماجرا مربوط به قتل دختري به نام تارا است. تارا دوست صميمي زويي بوده و زويي دختري است که ماريانا و سباستين حضانت او را به عهده گرفته بودهاند. حالا زويي صميميترين دوستش را از دست داده و ماريانا، در غياب سباستين، بايد به تنهايي به کمک فرزندخواندهاش بشتابد و از او محافظت کند. رمان، ضمن طرح ماجرايي جنايي و معمايي، وجوه ديگري از گذشت? ماريانا را مينماياند و داستان آشنايياش با سباستين و قضي? مرگ سباستين را نيز روايت ميکند.
مايکليديس در رمان «دوشيزگان» فضايي پر از دلهره و اضطراب را با عناصري روانشناختي ميآميزد. رمان «دوشيزگان» آميزهاي از معما و رمز و راز و هول و وحشتِ جنايت و خشونت و دلهرهها و اضطرابهاي دروني و روانشناختي و پريشاني برآمده از فقدان و تنهايي است.
در بخشي از اين رمان ميخوانيد: «به طبقهي بالا رفت و شروع به بستن ساک کوچکي کرد، انگار ميخواست يکيدو شب در کمبريج بماند.
به خودش اجازه نداد افکارش درگيرش کنند، اما کار سختي بود، بياندازه مضطرب بود. يک جايي آن بيرون مردي وجود داشت، احتمالاً مرد بود، که به شکل بسيار خشونتباري به کسي حمله کرده بود، به شکل خطرناکي بيمار بود و دختر جواني را به شکل وحشتناکي به قتل رسانده بود... دختر جواني که شايد فقط چند کيلومتر دورتر از جايي زندگي ميکرد که زويي دوستداشتنياش خوابيده بود.
اين احتمال که قرباني ميتوانست زويي باشد، فکري بود که ماريانا سعي داشت از سرش بيرون کند، اما اصلاً نميتوانست. حالش از نوعي ترس بد شده بود که قبلاً فقط يک بار آن را در عمرش تجربه کرده بود، روزي که سباستين مرده بود. حس عجز، قدرت نداشتن و ناتواني وحشتناک براي محافظت از کسي که دوستش داري.
به دست راستش نگاه کرد. نميتوانست مانع لرزشش شود. آن را مشت کرد و محکم فشار داد. اين کار را نخواهد کرد. از هم نخواهد پاشيد. حالا نه. خونسرد و متمرکز خواهد شد.
زويي به او نياز دارد. اين مهم است.
اگر سباستين اينجا بود، ميدانست چه کار کند. او دست دست نميکرد و براي بستن ساکش در طول شب وقت نميگذراند، به محض اينکه تلفنش را با زويي قطع ميکرد، سوييچش را برميداشت و به سمت در ميدويد. اين کاري بود که سباستين انجام ميداد. چرا او اين کار را نکند؟
با خودش گفت، چون تو بزدلي.
حقيقت داشت. کاش فقط کمي قدرت سباستين را داشت. کمي از شهامتش را. صداي سباستين را شنيد که ميگفت: "زود باش عشق من. دستت را به من بده تا دوتايي با اين حرامزاده روبهرو شويم."
ماريانا به رختخواب رفت و دراز کشيد، به فکر فرو رفت و خوابش برد. در طول اين يک سال، اين نخستين بار بود که پيش از خواب، به شوهر سابقش فکر نميکرد.
برعکس، به مرد ديگري فکر ميکرد: شکلي سايهوار با چاقويي در دست که به طور وحشتناکي در بدن دخترکي بيچاره فرو ميکرد. افکار ماريانا پيش او بود که پلکهايش سنگين و بسته شد. به آن مرد فکر ميکرد. به اينکه حالا چه کار ميکند، کجاست...
و به چه فکر ميکند.»
درباره الکس مايکليديس، نويسنده رمان «دوشيزگان»
الکس مايکليديس (Alex Michaelides)، متولد 1977، داستاننويس و فيلمنامهنويس بريتانيايي - قبرسي است. او تحصيلکرده ادبيات انگليسي در دانشگاه کمبريج است. رمان اول مايکليديس، «بيمار خاموش»، که به فارسي هم ترجمه شده، بهعنوان بهترين داستان معمايي و تريلر سال 2019 جايزه «گودريدز چويس» را برايش به ارمغان آورد.
درباره ترجم? فارسي رمان «دوشيزگان»
رمان «دوشيزگان» با ترجم? مريم حسيننژاد در نشر سنگ منتشر شده است. مريم حسيننژاد متولد 1354 است. از ديگر ترجمههاي او ميتوان به «بيمار خاموش»، «کتاب اشباح ژاپني»، «چاقوي شکاري»، «اورهان پاموک و هنر داستاننويسي»، «ايشيگورو و هنر داستاننويسي» و «انسان در جستوجوي معنا» اشاره کرد.
رتب? رمان «دوشيزگان» در گودريدز: 3.66 از 5.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم