خاطرات حاج سیاح
محمد علی بن محمد رضا سیاح
بهنود
دسته بندی: زندگینامه-و-خاطرات
| کد آیتم: |
1521802 |
| بارکد: |
9786227149456 |
| سال انتشار: |
1400 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
498 |
| نوع جلد: |
گالینگور |
| قطع: |
وزیری |
کتاب «خاطرات حاجي سياح» نوشته محمدعلي سياح
خاطرات حاجي سياح کتابي خواندني و جذاب است. زندگي حاجي سياح پر از فرازونشيب و شروشور بوده است. سفرهاي طولاني او، دوستي با سيد جمالالدين اسدآبادي، ورودش به انقلاب مشروطيت بر جذابيت خاطرات او افزوده است. سفرهاي او به سراسر دنيا هجده سال به طول انجاميد. او از اروپا و آمريکاي شمالي و کشورهاي شرق مانند ژاپن و هندوستان ديدن کرد. سپس سفرهاي گوناگونش در سراسر ايران آغاز شد و به همين علت به حاجي سياح مشهور شد. کتاب «خاطرات حاجي سياح» ماجراها و اتفاقات و گزارشهاي سياسي را بيان ميکند و گاهي با توصيفهاي تاريخي به شرح ماجرا ميپردازد. او ابتدا از نامهي مادرش و تصميم بازگشتش به وطن سخن ميگويد. تمام سفرها را از ابتداي حرکت، اقامت و ملاقاتهايش شرح ميدهد. کتاب «خاطرات حاجي سياح» براي دوستداران و علاقهمندان به ايران بسيار لذتبخش است. آشنايي با شخصيت او که از بيست و سه سالگي سفر کرده و در سفرنامهاي خاطرات و وضعيت اجتماعي و سياسي را بيان ميکند؛ جالب توجه مخاطبان علاقهمند خواهد بود.
ميرزا ملکم خان روشنفکر و روزنامهنگار دورهي قاجار، از حاجي سياح به عنوان «منادي غيب» در جنبش آدميت نام برده است.
در بخشي از کتاب »خاطرات حاجي سياح» ميخوانيم:
چند سال پيش در واشنگتن پايتخت امريکا هم يک نفر عضو مجلس مبعوثان کاغذي به همين مضمون نوشته يادگار گذاشته، خود را از بام انداخته، هلاک کرد. مردم دنيا شبيه يکديگرند.
در اين منزل از مکاري خواهش کردم مرا به تماشاي تخت جمشيد ببرد. گفتم سابقا ديدهام لکن شنيدهام معتمدالدوله در آنجاها بعضي تعميرات کرده، ميخواهم ببينم. قبول کرد. صبح زود حرکت کرديم. در کنار راه در ساي? درختي افتاديم. من يک نفر برداشته به تخت جمشيد رفتم. نگاه کردم. به همان وضع نوزده سال پيش بود که ديده بودم. بعضي جاها کنده شده بود. يک نفر سرباز هم در آنجا بود. کساني که آنجا ميروند به او مساعدتي ميکنند. خيلي متأسف شدم که چنين محلي بيصاحب افتاده و هر کس به حجاريهاي زيباي آن يادگاري کنده. اگر اينجا را درست نگاه ميداشتند از تمام دنيا براي سياحت ميآمدند و استفادههايي دولت و اهالي ميکردند. از آنجا برگشته به راه افتاديم. از پل خان گذشتيم، زمينهاي بسيار خوب قابل زراعت ديدم که بيفايده افتاده. همراهان گفتند مشهور است که اين اراضي در حاصلخيزي مانند ندارد. چون از شيراز به اصفهان دور است که يکي را گرمسير و يکي را سرحد ميگويند که خنکتر است، گفتند گرمسيري آبادتر است، اگرچه دورتر است. ما آن راه را اختيار کرده رانديم. نزديک غروب حاجيآباد شديم. هوا بد نبود. شب را استراحت کرديم. صبح نشده مکاري ما را حرکت داده گفت بهتر اين است در خنکي هوا راه رفته به سيوند برسيم که جاي بسيار خوبي است هوا بسيار خنک و خوش بود و راه با صفايي داشت.
براي ظهر وارد سيوند شديم. آنجا ملک صاحبديوان است. گماشت? او ميرزانصرالله از اينکه ما عبور خواهيم کرد مطلع شده و سپرده بود ورود مرا اطلاع دهند. چاپار که در راه ما را ملاقات کرده گذشته بود. به او اطلاع داده بود و او يک نفر نگاهبان گذاشته و در يک باغ تهيه ديده بود. به محض ورود ما، گماشته او به ما اطلاع داد که منتظر شما است. پس ما را برده داخل باغي کرد. در کنار جوي آبي زير درختان و روي چمن، فرش انداخته و سماور حاضر کرده بود. صرف چاي کرديم و بسيار احترام کرد...
درباره نويسنده کتاب «خاطرات حاجي سياح»
ميرزا محمد علي محلاتي مشهور به حاجي سياح کنشگر سياسي مشروطه و سفرنامهنويس ايراني ـ آمريکايي بود. او سال 1215 خورشيدي در خانوادهاي اهل علم و ادب به دنيا آمد. او براي تحصيلاتش از محلات راهي تهران شد و عمويش که فردي اهل علم بود او را براي تحصيلات تکميلي به عتبات فرستاد. سياح چند سالي در نجف و کربلا مشغول تحصيل علوم قديمه بود و با انديشمنداني که براي تدريس و تحصيل در آنجا حضور داشتند آشنا شد. اين آشنايي در نوع نگرش و ديدگاه حاجي سياح و تحول او نقش داشته است. سفرهاي او سالها طول کشيد.
حاجي سياح نخستين فرد ايراني بود که بهطور رسمي تابعيت ايالات متحده آمريکا را دريافت کرد. او ابتدا از نيويورک وارد آمريکا شد و تا سانفرانسيسکو سفر کرد. سال 1875 تابعيت آمريکا را در دادگاه ناحي? 12 کاليفرنيا پذيرفت.
همچنين او دو مرتبه با رئيس جمهور وقت آمريکا، پرزيدنت اوليسس گرنت ديدار کرد. او از اعضاي انجمن باغ ميکده بود و از دوستان شيخ هادي نجمآبادي. همچنين از دوستان نزديک سيدجمال الدين اسدآبادي محسوب ميشد.
حاجي سياح دو کتاب دارد يکي کتاب خاطرات حاجي سياح (دور? خوف و وحشت) و ديگري سفرنامه حاجي سياح محلاتي نام دارد. کتاب دوم در واقع جلد دوم از خاطرات اوست که شرح سفرها را شامل ميشود اما ناياب است.
حاجي سياح سال 1925 در سن 89 سالگي درگذشت.
درباره چاپ و نشر کتاب «خاطرات حاجي سياح»
کتاب «خاطرات حاجي سياح» با گردآوري همايون سياح توسط نشر بهنود براي دوستدران مطالعه چاپ و منتشر شده است.