دو امدادی تک نفره: خاطرات 1357 - 1329 محمد شمس لنگرودی
مشخصات
معرفی
کتاب «دوِ امداديِ تکنفره» نوشته محمد شمس لنگرودي
(خاطرات 1357 ـ1329)
همه ما در زندگي بخشي از خاطرههايمان را بيشتر در ذهن نگه داشتهايم. خاطرات بخشي از هويت افراد هستند که علاوه بر موارد شخصي، آشنايي با حال و هواي اجتماعي و فرهنگي هم براي نسلهاي بعدي به همراه دارد. کتاب «دوِ امداديِ تکنفره» نوشته محمد شمس لنگرودي با آشنايي از خانواده و تولد او آغاز ميشود. روزهاي پر فراز و نشيب و خاطرات شخصي شاعر در کتاب گنجانده شده است، بنابراين کتاب يک پيشنهاد جذاب براي علاقهمندان به شمس لنگرودي شاعر معاصر ايراني است.
مروري بر کتاب «دوِ امداديِ تکنفره»
کتاب با مقدمه نويسنده درباره اينکه خاطره و خاطرات چه هستند؛ آغاز ميشود.
فهرست کتاب عبارت است از: «از من»، «دامن بلقيس»، «جعبهي مارگيري»، «سوختم، سوختم»، «اجنهي محبوب من»، «روشنايي و مرگ»، «دوئل من و پاسبان بر سر اولين شعر»، «تيرافکن کور»، «فيدل کاسترو در لنگرود»، «آپولون، موسيقي، و برکات گاو»، «رانندهي بيهوش»، «عشق خاموش پشت مدرسهي ابتدايي»، «لانهي شيطان»، «سگهاي درون»، «مهمانان پير»، «اسبدواني بر صفحهي کاغذ» و «برف درون آغاز شد».
در بخشي از کتاب ميخوانيم:
پدر و مادرم پس از ازدواج به شهر لنگرود، که گويا از شهرت بيشتري برخوردار بود، رفتند و به سبب از دست رفتن تمام داراييهاي امانتي پدر نزد دايي، زندگي فقيرانه و کوچکي آغاز کردند. فرزند اول خانواده خواهرم، هاجر، بود. هاجر نام مادرِ پدرم بود. من خاطرهي روشني از سالهاي اول زندگيام ندارم. همهي مطالبي که در اين قسمت ميگويم شنيدههاي من است از مادر و همسايهها.
دو سالم بود. در خانهمان، که مستأجر يکي از بستگان بوديم، يکي دو تا خدمتکار داشتيم که اسم يکي راضيه بود. راضيه غشي بود. هر وقت پهلويش خيس بود و يا زخمي بر صورت و دستش برق ميزد، ميفهميدند باز غش کرده و جايي افتاده است. راضيه که تا حدود پنج شش سالگيام پيشمان بود زني بداخم، از خودراضي، خلوضع، خيالاتي، حسود و بسيار بددهن بود. او فقط به يک نفر احترام ميگذاشت که پدرم بود ـ البته بعدها شنيدم که عاشق پدرم بود ـ و به يکنفر ديوانهوار عشق ميورزيد که من بودم. علاقهي عجيب راضيه به من کموبيش يادم مانده است. و تصور ميکنم که او باعث تميزي وسواسآميز من بوده است.
درباره نويسنده کتاب «دوِ امداديِ تکنفره»
محمدتقي جواهر گيلاني مشهور به شمس لنگرودي، شاعر، پژوهشگر و بازيگر، خواننده و مورخ ادبي معاصر ايراني است. او آبان سال 1329 در لنگرود در خانوادهاي اديب و روحاني به دنيا آمد. علاقه پدرش به شعر و همچنين مادر کتابخوان داشتن او را بيشتر به شعر و ادبيات علاقهمند کرد. شمس سال 1346 نخستين شعرش را که تقليدي از اشعار نادر نادرپور بود را توانست در هفتهنامه اميد ايران منتشر کند. شمس لنگرودي ليسانس اقتصاد و بازرگاني را سال 1353 از مدرسه عالي بازرگاني رشت دريافت کرد و فارغالتحصيل شد. در سال 1354 به تهران رفت و در دبيرستان دخترانه خوارزمي ادبيات فارسي را تدريس کرد، اما پس از مدتي به دلايل سياسي از کارش اخراج شد و به رشت بازگشت. سال 1355 شمس لنگرودي نخستين دفتر شعر خود را با عنوان «رفتار تشنگي» منتشر کرد. او درباره اين کتاب معتقد است که انتشار اين کتاب در واقع خداحافظي با دورهي خاص فکري و زيباييشناسي و آغازي ديگر در نوع تفکر ادبي او بوده است. پس از ازدواجش با فرزانه داوري در سال 1358 از محل کارش واقع در کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان تهران که مدت دو سال مشغول کار بود، از کار اخراج شد. همچنين او پس از زنداني شدن برادرش در دههي 60 دستگير و زنداني هم شد که يکسال به طول انجاميد. پس از زندان نگرش و ديدگاه او تغيير کرد و بيشتر وقتش را بر ادبيات متمرکز شد. او از سال 1359 درس آشنايي با ادبيات کهن ايران و جهان را تدريس ميکند.
شمس لنگرودي پس از انتشار «قصيد? لبخند چاکچاک» مشهور شد. اما پس از آن ده سال سکوت کرد و دوباره سال 1379 با مجموعه شعر «نتهايي براي بلبل چوبي» به عرص? شعر و ادبيات بازگشت. در دههي 1380 اين شاعر توانا با انتشار هشت مجموعه، کمکاري گذشته را براي مخاطبانش جبران کرد. او همچنين تاکنون در چند فيلم بازي کرده است. در فيلم فلامينگو شماره 13 به کارگرداني حميدرضا عليقليان ايفاگر نقش يک شاعر بود. بازي او در فيلم «احتمال باران اسيدي» به کارگرداني بهتاش صناعيها، کانديد دريافت جايزه بهترين بازيگر نقش اول مرد در نهمين جشن انجمن منتقدان سينماي ايران شد.
شمس لنگرودي جايزه بنياد بيژن جلالي در عرص? تحقيق را سال 1381 دريافت کرد. همچنين برنده جايزه شعر احمد شاملو براي منظومه بازگشت و اشعار ديگر شده است.
لنگرودي دو رمان به نامهاي «رژه بر خاک پوک» و «آنها که به خانه من آمدند» را نوشته است.
برخي کتابهاي شعر او عبارتند از: رفتار تشنگي، در مهتابي دنيا، خاکستر و بانو، جشن ناپيدا، پنجاه و سه ترانه عاشقانه، باغبان جهنم، ملاح خيابانها و...
درباره چاپ و نشر کتاب «دوِ امداديِ تکنفره»
کتاب «دوِ امداديِ تکنفره: (خاطرات 1357 ـ1329)» را نشر چشمه براي علاقهمندان منتشر کرده است.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم