قدم زدن بیرون از جهان
راث نیکولز
محمد علی دهقانی
خزه
دسته بندی: داستان-نوجوان
| کد آیتم: |
1522892 |
| بارکد: |
9786226913683 |
| سال انتشار: |
1401 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
184 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «قدم زدن بيرون از جهان» اثر راث نيکولز
A Walk Out of the World
کتاب «قدم زدن بيرون از جهان» اثر راث نيکولز مناسب نوجوانان عزيز است. داستان کتاب مربوط به خواهر و برادري نوجوان است که ناگهان به گذشتههاي بسيار دور ميروند و ناگهاني در درون جنگلي اسرارآميز قرار ميگيرند. اما اين يک اتفاق تصادفي نيست، بلکه اين دو نفر مأموريت دارند که به جنگ با انسانهاي بد و ياري رساندن به اجداد خود بروند! بهتر است بدانيد در اين راه ماجراها و خطرات زيادي در کمين آنهاست و... .اگر دوست داريد از ماجراي اين خواهر و برادر آگاه شويد؛ داستانِ کتاب را بخوانيد و لذت ببريد.
در بخشي از کتاب ميخوانيم:
آنها موجودات غمگين و افسردهاي نبودند. آدمهاي خاص و ويژهاي هم نبودند. و هيچ رمز و نشانه يا عادت شخصي و بهخصوصي هم براي خودشان نداشتند. بعضي وقتها خودشان هم از اين موضوع تعجب ميکردند.
رفتار توبيت، البته عاديتر بود. او با اينکه يک سال از خواهرش بزرگتر بود، بيشتر مايل بود که با آن چيزهايي که ميديد يا لمسشان ميکرد، کنار بيايد و قبولشان کند. اما جوديث، اغلب اوقات سعي ميکرد درباره چيزهايي که احساس ميکرد، و اغلب آنها هم احساس مشترک هر دوتاشان بود، اظهارنظر کند و حرفش را رک و راست بزند. او ميگفت: «من دلم ميخواهد بدوم، در حالي که به نظر ميآيد انگار ما را توي يک جعبهي کوچک گذاشتهاند و نميتوانيم نفس بکشيم!» بعضي اوقات هم آنها مقداري ميدويدند و جست وخيز ميکردند؛ البته در يک جاي خلوت، که کسي آنها را نميديد. شهري که بچهها در آن زندگي ميکردند، يک شهر نوساز و جديد بود. و البته زشت و بدقواره! يعني اينکه شلوغتر و آشفتهتر از آن بود که بشود آن را زيبا دانست. يک شهر بندري بود که کشتيهاي بزرگ مرتب به بندرگاه آن ميآمدند براي بارگيري و خالي کردن بارهاي سنگين شلوغ و پر سروصدا، از آن همه بار و آن همه باربر و برو بياي آدمهايي که بايد آن همه بارهاي سنگين را جابهجا کنند؛ غلات، چوب، تخته، الوار و...
درباره نويسنده کتاب «قدم زدن بيرون از جهان»
راث نيکولز نويسندهي کانادايي است. او سال 1948در تورنتو به دنيا آمد. راث هنگاميکه يازده ساله بود از شدت علاقه به ادبيات دو داستان بلند نوشت. او در اين زمينه تلاش ميکرد و در دوران نوجواني هم داستانهايي از قرن شانزده ميلادي مينوشت. وقتي چهارده ساله بود به دليل کار پدرش، همراه با خانواده به استان بريتيش کلمبياي کانادا ميرود. در همان سال راث در جشنواره بينالمللي شانکار با مديريت دولت هندوستان شرکت ميکند. مسابقه هشتاد کشور جهان را زير پوشش داشت و راث نيکولز هم براي جشنواره رمان کوتاهي ميفرستد. او پس از اتمام دبيرستانش وارد دانشگاه بريتيش کلمبيا ميشود و درباره زبانهاي مختلفي مطالعه ميکند. همچنين بعدها به مطالعهي اديان و تعاليم بزرگان ميپردازد.
راث نيکولز به گفته خودش در حال حاضر براي نوجوانان داستان مينويسد و برنامههاي مطالعات پژوهشهاي ديني را هم دنبال ميکند.
درباره ترجمه کتاب «قدم زدن بيرون از جهان»
کتاب قدم زدن بيرون از جهان را محمد علي دهقاني (دانا) به فارسي برگردانده است. نشر خزه کتاب را براي نوجوانان دوستدار مطالعه چاپ و منتشر کرده است.
رتبه کتاب «قدم زدن بيرون از جهان» در گودريدز: 4 از 5