مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

مرگ کامو

نویسنده: جووانی کاتللی
دسته‌بندی: نقد ادبی
کد آیتم: 1522953
تومان 250,000

مشخصات

بارکد: 9786004902953
سال انتشار: 1403
نوبت چاپ: 2
تعداد صفحات: 176
نوع جلد: گالینگور
قطع: رقعی

معرفی

کتاب «مرگ کامو» نوشته‌ی جووانی کاتلّلی
کتاب «مرگ کامو» به ابهامات حادثه‌ی تصادف آلبر کامو نویسنده‌ی شهیر الجزایری‌_‌فرانسوی می‌پردازد که منجر به مرگ برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد. جووانی کاتلّلی در مرگ کامو از دریچه‌های مختلف تاریخی با شواهد و مستندات متنوع تلاش می‌کند تا حلقه‌ی مفقوده درباره‌ی مرگ مشکوک آلبر کامو خالق رمان «بیگانه» را تجزیه و تحلیل کند. کاتلّلی با مطرح‌کردن مرگ کامو به‌عنوان یک فرضیه، نقش سیاست را در این زمینه مورد ارزیابی قرار می‌دهد.
آلبر کامو در روز چهارم ژانویه‌ی 1960 در راه برگشت به پاریس همراه ناشرش میشل گالیمار و نیز آن و ژنین ــ دختر و همسر گالیمار ــ و همچنین سگ‌شان در یک سانحه‌ی هولناک جان باخت. عموماً مرگ آلبر کامو را تصادف تلقی می‌کنند، اما جووانی کاتلّلی به شواهدی دست یافته که نشان می‌دهد ممکن است کامو به قتل رسیده باشد. کاتلّلی پس از سال‌ها تحقیقِ دقیق نشان می‌دهد که چرا سران اتحاد جماهیر شوروی سرسختانه در پی حذف آلبر کامو بوده‌اند. او پرسش‌های مهمی مطرح می‌کند که ممکن است پس از سال‌ها معمای مرگ نویسنده‌ی شهیر قرن بیستم را روشن کند: مأموران کاگ‌ب چطور از بازگشت کامو و هم‌سفرهایش باخبر شدند؟ تلفن کامو به منشی‌اش شنود شده بود یا ماریا کاسارس، معشوقه‌ی ابدی‌اش، با بی‌احتیاطی مرگ او را رقم زد؟ آیا کامو از مرگ خود خبر داشت که در نامه‌اش به کاسارس قول داد که شب چهارم ژانویه سر وقت به شام برسد، «مگر این‌که در جاده اتفاقی بیفتد؟»
آلبر کامو مردی بود آزاد و سرکش و خطرناک. خطرناک برای قدرت، برای هر قدرتی که او نزدیکی ذاتی آن به استبداد و افراط‌کاری و بیدادگری را افشا می‌کرد. خطرناک برای وجدان‌های گناهکارِ فرانسوی‌ها و شورشیان الجزایری و همدستان سابق نازی‌ها در جنگ جهانی دوّم و استالینیست‌ها؛ خطرناک برای اخلاق بورژوایی و برای جامعه‌ی روشنفکری. خطرناک بود چرا که می‌توانست همه‌چیز را تنها از دریچه‌ی ذهن انتقادی‌ و صداقت راسخ و عشق مطلقش به انسان و کل زندگی ببیند. بسیار بودند آن‌هایی که از مرگ و سکوت ابدی‌اش سود می‌بردند: ملّی‌گرایان فرانسوی که تمایلی به استقلال الجزایر نداشتند؛ افراطیون الجزایری که از میانه‌روی‌اش نسبت به سرنوشتِ فرانسوی‌های الجزایری‌تبار در صورت استقلال آزرده بودند؛ نیروهای ارتجاعی که در وجود او قهرمانِ مقاومت و چپ‌‌گرایی را می‌دیدند؛ استالینیست‌ها و اتحاد جماهیر شوروی که یورش خشونت‌بارشان به مجارستان سبب شده بود که او با شهامتی استثنایی به سمت‌شان یورش ببرد؛ دیکتاتورِ فاشیست اسپانیا که کامو با نقش‌آفرینی‌ها و سخنرانی‌های عمومی‌اش به‌مخالفت با او برمی‌خاست و همه‌جا رسوایش می‌کرد تا غرب حضورش را در نهادهای بین‌المللی نپذیرد. همواره دشوار بوده باور این‌که مرگ کامو نتیجه‌ی ساده‌ی یک سانحه‌ی رانندگی معمولی بوده باشد. دست تقدیر تصادفاً علیه یک مرد توطئه نمی‌کند: مردان دیگری به‌راحتی آب خوردن می‌توانند این کار را بکنند.
اکنون نشانه‌ای از نُه‌توی جریان تاریک زمان سر برآورده است. سرنخی دقیق که یک اسم و یک دستور و اراده‌ی ارتکاب قتل را نشان می‌دهد: شاید واقعاً کسی برای پایان زندگی آلبر کامو تصمیم گرفت.
وظیفه‌ی ما در قبال صراحت این سرنخ این است که تجسس کنیم تا آن‌چه رخ داده نه‌تنها به‌دستِ فراموشی سپرده نشود بلکه اکنون در زیرِ نور کامل تحقیقی تاریخی روشن شود تا آیندگان در جریان حقیقت سراپا عریان حوادث قرار بگیرند و به درکی روشن و قطعی دست یابند. در جریان تحقیقِ ما انبوهی از شخصیت‌های ادبی و انسانی و بازیگران اصلیِ واقعی و زنده ظاهر می‌شوند که خط سیر زندگی‌شان اغلب پیش‌بینی‌ناپذیر امّا همواره ثمربخش و گاه سرنوشت‌ساز با روزگار کامو تلاقی کرده است. این بازیگران اصلی در پراگ و مسکو عمر گذراندند. آن‌ها یان زابرانا و ماری زابرانووا و بوریس پاسترناک هستند. از پاریس و البتّه از پراگ و مسکو می‌شود به حقیقتِ سرنوشت آلبر کامو دست یافت.
مروری بر کتاب «مرگ کامو»
جووانی کاتلّلی متخصص اروپای شرقی و رمان‌نویس و استاد دانشگاه، «کامو باید بمیرد» را در سال 2013 در ایتالیا منتشر کرد. انگیزه‌ی انتشار این اثر تحقیقات جووانی کاتلّلی در زمینه‌ی حقایق مرگ کامو بود. جرقه‌ی این تحقیقات با مطالعه‌ی خاطرات یان زابرانا زده شد که پس از مرگ شاعرِ چک منتشر شده بود. به‌ گفته‌ی کاتلّلی، در نسخه‌ی اصلی این کتاب به زبان چکی که بیش از هزار صفحه است، بخشی وجود دارد که به ایتالیایی ترجمه نشده و از ملاقات زابرانا با مردی روس نزدیک به کا‌گ‌ب‌ گفته است که از راز مرگ جوان‌ترین برنده‌ی نوبل ادبی (سال 1957 در 44 سالگی) پرده برمی‌دارد. کاتلّلی که پیش از این در سال 2011 فرضیه‌ی قتل کامو را در روزنامه‌ی کوریه‌را دلّا سرا مطرح کرده بود، در کتابش به بررسی دقیق‌تر و مستندتر این موضوع پرداخته است. بخش‌هایی از این کتاب که ویراست جدید آن در سال 2019 و با عنوان «مرگ کامو» در انتشارات بَلان فرانسه منتشر شد، به بررسی روابط اتحاد جماهیر شوروی با فرانسه‌ی عصرِ کامو می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه سرویس‌های جاسوسی شوروی سال‌ها برای حذف آلبر کامو برنامه‌ریزی کردند و درنهایت با رضایت ضمنی سازمان‌های مخفی فرانسوی، طرحشان را با موفقیت کامل پیش بردند. کاتلّلی پای برخی چهره‌های مشهور را نیز به میان می‌کشد و از آن‌ها به‌عنوان کسانی یاد می‌کند که پیش و حین و پس از مرگ کامو به ایفای نقش پرداختند. علاوه بر این، کاتلّلی در نسخه‌ی فرانسوی کتاب پیوستی گنجانده که روایت چهره‌های سرشناسی همچون ژاک وِرژس را از مرگ کامو نقل کرده است. مرگ کامو که در فرانسه و آرژانتین و ایتالیا منتشر شده، بحث‌های بسیاری را در رسانه‌های مختلف به راه انداخته و چهره‌های سرشناسی به تمجید آن پرداخته‌اند. یکی از آن‌ها پل استر آمریکایی است: «نتیجه‌ای هولناک است، اما باید گفت پس از هضم شواهدی که کاتلّلی ارائه می‌دهد، سخت است که حق را به او ندهیم. بنابراین این "سانحه‌ی رانندگی" حالا بایست در زمره‌ی "قتل‌های سیاسی" طبقه‌بندی شود. صدای آلبر کامو در 46 سالگی خفه شده است.» با این حال فرضیه‌ی کاتلّلی مخالفانی هم داشته است. مثلاً آلیسون فینچ استاد ادبیات فرانسه‌ی دانشگاه کمبریج: «از جمله طرفداران نظریه‌ی قتل کامو: یک نویسنده و فیلم‌نامه‌نویسِ بسیار خیال‌پرداز (پل استر)، یک نویسنده و مترجم که رژیم کمونیستی آزارش داده بوده و حق دارد از سران شوروی متنفر باشد (یان زابرانا) و بالاخره ژاک وِرژس، وکیل بحث‌برانگیزی که البته از مبارزان استقلال الجزایر که به دست فرانسوی‌ها شکنجه شده بود دفاع کرد، اما شهرتش بیش از هر چیز بابت دفاعیه‌های جنجالی‌اش است. گرچه او وکالتش را کرده، می‌توان گفت که بیش‌تر فعال مدنی است تا مفسری قابل‌اعتماد.» فینچ همچنین به هم‌دستی فرانسوی‌ها در قتل کامو به دیده‌ی تردید می‌نگرد: «این حرف یعنی قتل در سطوح بالای حکومت و به وسیله‌ی شخص شارل دوگل تایید شده بود. من نمی‌توانم چنین چیزی را باور کنم. خودِ دوگل نویسنده‌ای تمام عیار بود و احترام زیادی برای روشنفکران فرانسه قائل بود. از جمله آن‌هایی که با او سر سازش نداشتند.» میشل اُنفره فیلسوف فرانسوی نیز که اخیراً زندگی‌نامه‌ای راجع به کامو منتشر کرده، گرچه اثر کاتلّلی را جذاب و حاصل کار تحقیقاتی دقیقی می‌داند، توضیحاتی ارائه می‌دهد: «کا‌گ‌ب‌ از راه‌های دیگری می‌توانست از شر آلبر کامو خلاص شود. روزِ حادثه کامو می‌بایست با قطار به پاریس برمی‌گشت. حتی بلیت هم خریده بود، اما لحظه‌ی آخر تصمیم گرفت که با میشل گالیمار همسفر شود. وانگهی اتومبیل هم متعلق به گالیمار بود. بله، شوروی‌های قصد داشتند کلک کامو را بکنند، شکی در آن نیست، اما نه این‌طوری.»
وویتیخ ریپکا از مؤسسه‌ی مطالعات رژیم‌های توتالیتر پراگ هم محتاطانه درباره‌ی فرضیه‌ی کاتلّلی اظهارنظر می‌کند: «البته این نظریه احتمالاً اثبات‌شدنی نیست... همه‌ی چیزهای جالبی که پلیس مخفی کمونیست چک پیدا می‌کرد و سران شوروی می‌خواستند، مستقیماً از مسکو سردرمی‌آورد. روس‌ها به کسی اجازه نمی‌دهند که پا تو کفششان کند.»
بااین‌حال باید اعتراف کرد پس از مطالعه‌ی کتاب مرگ کامو دیگر نمی‌توان به مرگ کامو به چشم یک سانحه‌ی رانندگی ساده نگاه کرد. بی‌شک هیچ‌کس بهتر از خودِ جووانی کاتلّلی نمی‌تواند درباره‌ی محتوای اثرش توضیح بدهد. به‌همین‌دلیل می‌توانید در پایان کتاب ترجمه‌ی گفت‌وگویی با کاتلّلی را بخوانید که درباره‌ی تمام آن‌چه دست به دست هم داد تا منجر به نوشتن کتاب مرگ کامو شود، بیش‌تر بدانید.
کتاب «مرگ کامو» نوشته‌ی جووانی کاتلّلی با ترجمه‌ی ابوالفضل الله‌دادی از تازه‌های انتشارات فرهنگ نشر نو در سال 1401 (با همکاری نشر آسیم) است.

نظرات کاربران

0.0 از ۵
بر اساس 0 نظر

خدمات و ارسال

ارسال سریعارسال به سراسر کشور در کمترین زمان
تضمین اصالت کالاکالاهای اورجینال و با گارانتی معتبر
بسته‌بندی مناسببسته‌بندی ایمن برای جلوگیری از آسیب
پشتیبانی خریدپاسخگویی به سوالات قبل و بعد از خرید