همیشه آلیس
مشخصات
معرفی
کتاب «هميشه آليس» نوشت? ليزا جنووا
رماني تکاندهنده و تراژيک درباره بيماري آلزايمر. کتاب «هميشه آليس»، با عنوان اصلي Still Alice، اولين رمان ليزا جنووا، عصبشناس و داستاننويس امريکايي، است. جنووا در کتاب «هميشه آليس» هرآنچه را که بهواسط? تخصص پزشکي و علمي خود از دانش عصبشناسي و ساختمان و کارکرد مغز، اندوخته با قريح? روايتگري و قصهپردازياش درآميخته و از آميزش اين دو، رماني پديد آورده که در آن، مراحل زوال عقل در يک زن مبتلا به آلزايمر زودرس با ريزبيني روايت ميشود.
کتاب «هميشه آليس» داستان تراژيک زوال يک مغز است و زوال انسانِ صاحب آن مغز. جنووا در کتاب «هميشه آليس» ما را از درون ذهن يک بيمار مبتلا به آلزايمر با تجرب? اين بيماري مواجه ميکند.
يو اس اي تودي کتاب «هميشه آليس» را «تصويري تلخ از آلزايمر» توصيف کرده و بورلي بکهام درباره آن نوشته است: «بعد از اين که هميشه آليس را خواندم، ميخواستم از جايم بلند شوم و به يک قطار پر از مسافر بگويم: "بايد اين کتاب را بخريد"... نميتوانستم زميناش بگذارم... هميشه آليس داستاني با يک نگاه از بيرون به درون نيست، بلکه نگاهي از درون به بيرون دارد... داستاني صرفاً درباره زوال عقل نيست. داستاني درباره آليس است، زني محبوب خانواده و مورد احترام همکارانش، که در پايان، هنوز آليس است نه بيمارياش.»
متن اصلي کتاب «هميشه آليس» اولين بار در سال 2007 منتشر شده است. براساس اين رمان اقتباسهاي تئاتري و سينمايي هم ساخته شده است. در اقتباس سينمايي از اين کتاب، جوليان مور نقش آليس، شخصيت اصلي رمان، را ايفا کرد و بهخاطر بازي در اين نقش جايزه اسکار بهترين بازيگر زن را گرفت.
کتاب «هميشه آليس» بيش از چهل هفته در فهرست پرفروشترينهاي نيويورک تايمز قرار داشته است. اين کتاب همچنين در سال 2013 بهعنوان يکي از سي عنوان کتابِ شب جهاني کتاب انتخاب شد.
مروري بر کتاب «هميشه آليس»
کتاب «هميشه آليس» ماجراي زني است پنجاهساله به نام آليس که استاد روانشناسي شناختي در دانشگاه هاروارد و نيز يک زبانشناس مشهور و موفق است. آليس به آلزايمر زودرس دچار شده است و کتاب «هميشه آليس» داستان بيماري او و ماهيت اين بيماري و تجربهاي است که آليس در کشمکش با اين بيماري از سر ميگذراند.
داستان کتاب «هميشه آليس» از نظرگاه سومشخص محدود به ذهن آليس روايت ميشود و خواننده از آغاز تا انتهاي اين رمان، سِيرِ تراژيک زوال عقل آليس را دنبال ميکند.
جنووا در کتاب «هميشه آليس»، در قالب داستاني پرکشش و البته تلخ، سيرِ بيماري مغزي را با جزئياتي علمي و در عين حال سبکي ساده و خوشخوان ترسيم ميکند و خواننده را با خود به درون مغزي در حال زوال ميبرد و جهان را از چشم انساني که صاحب اين مغز رو به زوال است به تماشا ميگذارد.
کتاب «هميشه آليس» خواننده را با احساسات و ترسها و اضطرابها و احوال دروني و ذهني يک بيمار مبتلا به آلزايمر و نيز با نوع ارتباط اين بيمار با دنيا و آدمهاي اطرافش مواجه ميکند.
در بخشي از کتاب «هميشه آليس» ميخوانيد: «آليس پشت ميز کارش در اتاق خواب نشسته و سروصداي اينور و آنور رفتن جان در اتاقهاي طبقهي همکف، تمرکزش را برهم زده بود. ميبايست بررسي و بازبيني مقالهي يکي از همکارانش را تمام ميکرد و قبل از پروازش آن را براي چاپ به دفتر نشريه روانشناسي شناختي ميفرستاد و حالا سه دفعه بود که يک جمله را ميخواند، بدون اينکه چيزي از آن سر درآورد. ساعت روميزياش 7:30 را نشان ميداد، گرچه حدس ميزد بايد ده دقيقه جلو باشد. از روي زمان تقريبي و اوجگرفتن سروصداها فهميده بود که الان ديگر وقت رفتن جان رسيده است، اما ظاهراً چيزي را گم کرده بود و نميتوانست پيدايش کند. آليس با خودکار قرمز روي لب پاييناش ضرب گرفته بود و به اعداد ديجيتالي ساعت روميزي نگاه ميکرد و نشسته گوش به زنگ آنچه که در راه بود.
"آليس؟"
خودکار را روي ميز پرت کرد و آهي کشيد. در طبقهي پايين، جان را توي اتاق نشيمن ديد که زانو زده است و زير پشتيهاي مبل را ميگردد.
پرسيد: "لابد دنبال کليد ميگردي؟"
"عينک. لطفاً برام نطق نکن. ديرم شده."
نگاه آشفتهي جان به طاقِ شومينه را دنبال کرد؛ آنجا، ساعت عتيقهي والتهَم، که به خاطر دقتش ارزش داشت، ساعت هشت را نشان ميداد. جان خودش بهتر ميدانست که بايد به اين ساعت اعتماد کرد. ساعتهاي خانهي آنها بهندرت وقت دقيق را نشان ميدادند. آليس قبلاً بارها گول ظاهر موجه آنها را خورده بود و حالا پس از مدتها ياد گرفته بود به ساعت مچياش اعتماد کند. از اين رو بود که وقتي وارد آشپزخانه شد ساعت ديجيتال مايکروفر را ديد که 6:52 را نشان ميدهد. يک دفعه در محور زمان به گذشته برگشت.
نگاهي به روي سطح صاف و صيقلي گرانيت پيشخوان آشپزخانه انداخت و عينک را آنجا يافت؛ کنار کاسهي مخصوص قارچ که از نامههاي بازنشده انباشته شده بود. نه زير چيزي بود، نه پشت چيزي و نه چيزي مانع از ديدن آن شده بود. چطور دانشمندي با اين هوش و ذکاوت نتوانسته بود چيزي را که درست جلوي چشمش قرار داشت، پيدا کند؟»
درباره ليزا جنووا، نويسنده کتاب «هميشه آليس»
ليزا جنووا (Lisa Genova)، متولد 1970، داستاننويس و عصبشناس امريکايي است. از آثار داستاني جنووا ميتوان به کتابهاي «عشق آنتوني» و «در درون اوبراين» اشاره کرد.
درباره ترجم? فارسي کتاب «هميشه آليس»
کتاب «هميشه آليس» با ترجمه و مقدم? آرش طهماسبي در نشر گويا منتشر شده است. آرش طهماسبي، متولد 1355، مترجم ايراني است. از ديگر ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «اسکيزوفرني»، «زندهباد گلهاي آپارتماني»، «قصههاي ماشينتحرير»، «سرچشمههاي خلاقيت»، «خداحافظ برلين» و «جنگ خاموش من» اشاره کرد.
رتب? کتاب «هميشه آليس» در گودريدز: 4.31 از 5.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم