سفر به کوهستان رویاها - خاطرات و گزارشی از ایران سال های 1312-1320
آنه ماری شوارتسنباخ
سعیدفیروزآبادی
هنر معاصر
دسته بندی: سفرنامه
| کد آیتم: |
1523848 |
| بارکد: |
- |
| سال انتشار: |
1401 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
264 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
وزیری |
کتاب «سفر به کوهستان روياها» نوشت? آنهماري شوارتسنباخ
ايرانِ اواخر عصر رضاشاه بهروايت نويسندهاي سوييسي. کتاب «سفر به کوهستان روياها: خاطرات و گزارشي از ايران سالهاي 1312 – 1320»، با عنوان اصلي Tod in Persien که به فارسي «مرگ در ايران» معنا ميدهد، ماحصل سفرهاي آنهماري شوارتسنباخ، روزنامهنگار و عکاس اهل سوييس، به ايران است.
شوارتسنباخ در کتاب «سفر به کوهستان روياها» به نقل خاطرات و مشاهدات و دريافتهاي خود از ايران اواخر عصر پهلوي اول پرداخته است.
کتاب «سفر به کوهستان روياها» همچنين حاوي عکسهايي است که شوراتسنباخ طي سفرهايش از ايران گرفته و اينگونه گوشههايي از جامع? ايران و سبک زندگي مردم در نقاط مختلف ايران دور? رضاشاه را ثبت کرده است.
کتاب «سفر به کوهستان روياها» يک سند مکتوب و بصري ارزشمند براي مطالعه دربار? سالهاي نخست شکلگيري ايران مدرن و زندگي اجتماعي مردم در آن دوره و نيز شناخت مراودات و مناسبات سياسي روشنفکران اروپايي با ايرانِ عصر پهلوي اول است. اين کتاب، چنانکه علي دهباشي در مقدمهاش بر ترجم? فارسي آن اشاره کرده، با 240 تصوير از آرشيو ملي سوييس همراه است که براي اولين بار در ايران منتشر ميشوند و بهلحاظ مردمشناختي اسنادي ارزشمند بهحساب ميآيند.
مروري بر کتاب «سفر به کوهستان روياها»
آنهماري شوراتسنباخ در کتاب «سفر به کوهستان روياها» شرح احوال و خاطرات و احساسات شخصي را با موضوعات غيرشخصي درآميخته و از همينرو کتاب او، هم انعکاسي از احوال خود اوست و هم تصويري از اوضاع اجتماعي ايران و رويدادهاي سياسي دورهاي که شوراتسنباخ در ايران بوده است.
شوراتسنباخ در روزگاري به ايران سفر کرد و کتاب «سفر به کوهستان روياها» را نوشت که نازيسم در آلمان به قدرت رسيده و اروپا درگير جنگ جهاني دوم شده بود. از طرفي ايران در آن زمان، تازه چهرهاي مدرن به خود گرفته بود و وارد مرحلهاي تازه از تاريخ خود شده بود و تجليات و نمودهاي اين تحول و تقابل و کشمکشي را که در ايرانِ آن دوره ميان سنت و تجدد در جريان بود در کتاب «سفر به کوهستان روياها» ميبينيم.
اما کتاب «سفر به کوهستان روياها» را نبايد يک سفرنام? صِرف و ثبت مشاهداتي صرفاً مردمشناسانه پنداشت. اين کتاب، آميزهاي از دروننگاري و بروننگاري است و بيدليل نيست که شوراتسنباخ خود در مقدمهاي که بر کتاب «سفر به کوهستان روياها» نوشته است آن را کتابي دربار? نوميدي وصف ميکند. او در همين مقدمه به تفاوت تلقي ايرانيان و مردم شرق از مفهوم مرگ با تلقي غربيها از اين مفهوم اشاره ميکند و گويي اين موضوعي است که توجه او را، نه فقط از منظر يک ناظرِ بيروني بلکه از منظر کسي که در معنايي فلسفي و بهطور شخصي و دروني با مسئل? مرگ درگير است، به خود جلب کرده است.
شوارتسنباخ در کتاب «سفر به کوهستان روياها» همچون مشاهدهگري دقيق و قصهپردازي رند و زيرک و ماهر، به ثبت جزئياتي از ايران و سبک زندگي در ايرانِ هشت سالِ آخر دور? رضاشاه ميپردازد و تقابل سنت و تجدد را در ايران آن سالها به تصوير ميکشد.
در کتاب «سفر به کوهستان روياها» با وصفهايي مواجهيم که آميزهاي از واقعيت و وهم يا به بياني نمايانگر وهمي هستند که پشت واقعيتهاي عيني نهفته است و تنها کافيست که به واقعيت از منظري غريب و آشناييزدايانه بنگريم تا اين وهم خود را مرئي و عيان کند.
شوراتسنباخ همچنين در کتاب «سفر به کوهستان روياها» خاطرات يک عشق را نقل ميکند.
کتاب «سفر به کوهستان روياها» چنانکه پيشتر اشاره شد، با عکسهايي از ايرانِ روزگاري که اين کتاب در آن نوشته شده همراه است. اين کتاب از مقدمه و بيستويک فصل تشکيل شده که در دو بخش به نامهاي «يادداشتهاي غير شخصي» و «تلاشي در راه عشق» تنظيم شدهاند.
فصلهاي بيستويکگان? کتاب «سفر به کوهستان روياها» عبارتند از: «تهران»، «سفر به دره نيکبختي»، «چادرهاي سپيد اردوگاه ما»، «يادي از مسکو»، «آخر جهان»، «انساني در پايان قدرت خويش»، «فرشته (براي کاتلن کرن)»، «يادي از تختجمشيد»، «شبهايي در ري يا آغاز هراس»، «سه بار اقامت در ايران»، «آغاز سکوت»، «شکايت»، «ژاله»، «گفتوگويي درباره نيکبختي»، «به ما پناه خواهند آورد»، «جشني در باغ»، «تب و کارگران آوازهخوان»، «مبارزه با هراس»، «وداع»، «فرشته و مرگ ژاله (براي کاتلن کرن)» و «ديگر فرصت زيادي نيست».
در بخشي از کتاب «سفر به کوهستان روياها» ميخوانيد: «غروب که خورشيد در حال افول است، ميتوان از دوردستها و از بين درختان بياباني، هنوز هم گنبد شاهعبدالعظيم را ديد که پر از نور و اميد در اين برهوت ميدرخشد. اما هرکسي که در اين "ساعت مرگ" در جاده بين شهرهاي مجاور باشد، بسي به مرگ نزديک است و هر لحظه امکان دارد چهره بر خاک بسايد و تسليم خوابي طولاني همچون سرمازدگان شود.
گاهي آن بيرون ميتوان دستهاي از لاشخورهاي سياه را نشسته بر زمين ديد. بدون هيچ حرکتي منتظر ميمانند و گردنهاي عريان آنها به سرخي شنهاست. ابتدا به همه آنها چشم ميدوزي و بعد حسي هراسانگيز به تو دست ميدهد، زيرا دستهدسته جمع ميشوند و همچون کابوسي ترسناک بهسرعت گرد هم ميآيند. خيلي زود دشت خاموش را ميپوشانند و در آن سوي جاده باز هم چيزي جز گورها نيست، گورها و زناني پوشيده در چادر که بين مردهها به نشانه سوگواري به اينسو و آنسو ميروند. اين حرکت و تماشاي اين جماعت بسيار هراسانگيز است.»
دربار? آنهماري شوارتسنباخ، نويسند? کتاب «سفر به کوهستان روياها»
آنهماري مينا رنه شوراتسنباخ (Annemarie Minna René Schwarzenbach)، متولد 1908 و درگذشته به سال 1942، روزنامهنگار و عکاس سوييسي است. شوراتسنباخ بخش عمدهاي از عمر کوتاه خود را در خارج از کشورش و در سفر گذراند. او نويسندهاي ضدّ فاشيسم بود و مبارزاتش عليه فاشيسم در سالهايي که نازيها به قدرت رسيده بودند، او را به ترک کشورش و زندگي در تبعيد وادار کرد. در همين دوران بود که شوراتسنباخ با کلاوس و اريکا مان، فرزندان توماس مان، آشنا شد و کلاوس مان در دو رمان خود سيمايي از او را ترسيم کرد.
شوراتسنباخ عمري کوتاه و زندگي شخصياي بحراني و بوهميوار داشت. مرگش در سيوچهارسالگي و براثر افتادن از دوچرخه و آسيب ديدن سرش و تشخيص اشتباه در کلينيکي که در آن تحت درمان بود اتفاق افتاد. در اواخر عمرش گرفتار افسردگي و اعتياد به مرفين بود. خودش افسردگياش را ناشي از اختلال در رابطهاش با مادري سلطهگر ميدانست. مشکلات خانوادگياش وقتي خانواد? او از نازيها حمايت کردند شدت گرفت چون آنهماري از نازيها نفرت داشت.
مادرِ شوارتسنباخ، وقتي که او از دوچرخه سقوط کرد، به دوستان او اجازه نداد که با دخترش ملاقات کنند و بعد از مرگ دخترش هم تمام نامهها و خاطرات او را از بين برد اما از عکسها و ديگر نوشتههاي او يکي از دوستانش نگهداري ميکرد و اين عکسها و نوشتهها بعداً در آرشيو ادبي سوييس در برن بايگاني شدند.
شوراتسنباخ، بهجز کتابهايي که نوشت، بين سالهاي 1933 تا 1942، سيصدوشصتوپنج مقاله و پنجاه گزارش تصويري براي روزنامهها و مجلات سوييسي، آلماني و امريکايي تهيه کرد. او، چنانکه در مقدم? سعيد فيروزآبادي بر ترجم? فارسي کتاب «سفر به کوهستان روياها» اشاره شده، اولين روزنامهنگار و عکاس سوييسياي بود که به کشورهاي ايران و افغانستان سفر کرد.
از جمله آثار آنهماري شوراتسنباخ ميتوان به کتابهاي «در اين باران»، «فراتر از نيويورک»، «هم? جادهها باز هستند» و «زمستان در خاورميانه» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «سفر به کوهستان روياها»
کتاب «سفر به کوهستان روياها: خاطرات و گزارشي از ايران سالهاي 1312 – 1320» با ترجمه و مقدم? سعيد فيروزآبادي و مقدمهاي بهقلم علي دهباشي در نشر هنر معاصر منتشر شده است. اين ترجمه قبلاً با عنوان «مرگ در دوردست» با همکاري انتشارات صداي معاصر و نشر شهاب منتشر شده بود.
دکتر سعيد فيروزآبادي، متولد 1344 در تهران، استاد دانشگاه، محقق، مؤلف و مترجم ايراني است. فيروزآبادي داراي دکتراي زبان آلماني و استاديار و عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي است. فعاليتهاي علمي و پژوهشي او عمدتاً در حوزههاي ادبيات، فلسفه، ادبيات تطبيقي، مطالعات ايرانشناسي و آموزش زبان آلماني است.
فيروزآبادي فعاليتهايي چون تدريس در دانشکد? مطالعات جهان و دانشکد? ادبيات دانشگاه تهران، همکاري در نگارش و سرپرستي فرهنگ خاورشناسان در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي و دبيري مجموع? بزرگان انديشه و هنر در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه را در کارنام? کاري خود دارد.
از آثار تأليفي سعيد فيروزآبادي ميتوان به کتابهاي «بازتاب ادبيات آلماني در ايران: کتابشناسي آثار ادبي ترجمه شده آلماني به فارسي از آغاز تا امروز» و «پانزده گفتار در باب ترجمه» و از ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «رنجهاي ورتر جوان»، «فراسوي نيک و بد»، «دجّال»، «زايش تراژدي» و «اعتراف من» اشاره کرد.
از کتاب «سفر به کوهستان روياها» ترجم? فارسي ديگري هم با عنوان «مرگ در ايران» موجود است که مترجمانش ليلا فولادوند و حامد فولادوند هستند. اين ترجمه را نشر تاريخ ايران منتشر کرده است.