هم نشینی حق و عدالت - باز اندیشی در مفهوم هویت و فرهنگ
یووال دیویس ، جمعی از نویسندگان
نگاه معاصر
دسته بندی: عمومی
| کد آیتم: |
1523954 |
| بارکد: |
9786222901127 |
| سال انتشار: |
1401 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
248 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «همنشيني حق و عدالت» بهقلم جمعي از نويسندگان
چگونه ميتوان در عين حفظ نظم و انسجام اجتماعي و سياسي، تنوع و تکثر هويتي را در چارچوبي ملي محترم شمرد؟ کتاب «همنشيني حق و عدالت: بازانديشي در مفهوم هويت و فرهنگ» مجموعه مقالاتي است از نويسندگان مختلف که در آنها زمينهاي براي تأمل در اين پرسش فراهم شده است.
نويسندگاني که مقالاتشان در کتاب «همنشيني حق و عدالت» توسط گروهي از مترجمان گردآوري و ترجمه شده است، در مقالات گردآمده در اين کتاب، هر يک از منظري به موضوع هويت و فرهنگ و تکثر و تنوع هويتي و فرهنگي و رويکرد حقوقي و سياسي به اين مقوله ميپردازند.
مروري بر کتاب «همنشيني حق و عدالت»
کتاب «همنشيني حق و عدالت» از مقدمهاي با عنوان «همنشيني تنوع و قانون؟» بهقلم دکتر محمد راسخ، استاد دانشکد? حقوق شهيد بهشتي، پيشگفتار مترجمان و هشت مقاله از نويسندگان مختلف تشکيل شده است. در مقالات اين کتاب، از زواياي گوناگون به هويت و فرهنگ و رابط? آن با قانون و حقوق پرداخته شده است.
همچنين در ابتداي هر مقاله از کتاب «همنشيني حق و عدالت» معرفياي از نويسند? آن مقاله و آثار و انديشههاي او آمده است.
مقالاتي که در کتاب «همنشيني حق و عدالت» ميخوانيد عبارتند از: «درهمتنيدگي و سياست فمينيستي» نوشت? نيرا يووال ديويس و ترجم? شيوا بازرگان، «عليه اصالت» نوشت? آن فيليپس و ترجم? محدثه شمس احمر، «چند فرهنگي» نوشت? سارا سانگ و ترجم? هادي صالحي، «مکتبزدايي از چندفرهنگگرايي» نوشت? ويل کيمليکا و ترجم? ندا کردوني، «همبستگي گروهي از کجا ناشي ميشود؟ گلنر و ابن خلدون مجدداً ديدار کردند» نوشت? سينسا مالسويچ و ترجم? عارف متحدي و «بازبيني زمينهگرايي در نظريه سياسي: قرار دادن اصول در زمينه» نوشت? طارق مودود و سايمن تامپسن و ترجم? زرين مدني.
مقالات گردآوري و ترجمه شده در کتاب «همنشيني حق و عدالت» بابي ميگشايند براي تأمل در موضوع تکثر و تنوع هويتي و رويکرد قانون و سياست به اين موضوع و تأمل در اينکه چگونه ميتوان، در عين حفظ نظم اجتماعي و سياسي، تنوع و تکثر هويتي را به رسميت شناخت و عادلانهترين برخوردي که دولتها ميتوانند دربرابر تنوع و تکثر هويت داشته باشند چه نوع برخوردي است. کتاب «همنشيني حق و عدالت»، با کنار هم قرار دادن ديدگاههاي متفکران و پژوهشگران گوناگون، امکاني فراهم ميکند براي تأمل در جوانب گوناگون اين موضوع.
در بخشي از مقدمهاي که محمد راسخ بر کتاب «همنشيني حق و عدالت» نوشته است، دربار? موضوعي که در مقالات اين کتاب مطرح شده و اهميت اين موضوع و پرسشها و مسائلي که در ارتباط با آن مطرح ميشود، چنين ميخوانيد: «تنوع و تکثر در جوامع کنوني يک واقعيت انکارناپذير است. نگاهي اجمالي به دادههاي آماري مؤيد وجود اقوام، نژادها، اديان، مذاهب، فرهنگها و مانند آنها در هر يک از واحدهاي زيست جمعي انساني است. اين "واحد" اينک در سراسر عالم دولتملي است که نَسَب به تحولات کمتر از چهار سد? پيش در اروپا ميبرد. بيگمان، هر يک از اجزاي تنوع و تکثر يادشده منشأ شکلگيري يکي از هويتهايي شده است که اعضاي قوم، نژاد، دين، مذهب و... به سبب عضويت در آنها در ذهن و روان خود حمل ميکنند. هويت قومي، نژادي، ديني، مذهبي، فرهنگي، جنسيتي، طبقاتي يا مانند آنها از جمله هويتهاي گوناگوني هستند که فرد همزمان در کنار هويت ملي، هويت برآمده از عضويت در بزرگترين واحد زيست جمعي، دارا است.
دو داده در توضيح اجمالي پيشگفته نهفته است: تنوع و تکثر، در يک سو، و بزرگترين واحد زيست جمعي انساني، در ديگر سو. اولي ريشه در امر واقعي دارد و دومي در انتخاب و ارزشداوري. داد? دوم نيازمند اندکي توضيح است. اصل زيستن در واحد جمعي خود يک واقعيت است، بدين معنا که آدمي در روند تطور تاريخي خود با کوشش جمعي بقاء يافته است. به ديگر سخن، بقاي هر انسان در گرو همزيستي با ديگر انسانها بوده است، چه هيچ کس به تنهايي قادر به رفع نيازهايش و دفع خطرات مهلک از خود نيست. اين واقعيت تا بدان حد آشکار بوده است که ارسطو آدمي را "مدني بالطبع" ميخواند. باري، رفتهرفته آدميان دريافتند که ميتوانند نوع يا شکل واحد جمعي زيست خود را انتخاب کنند. دقيقتر، آنان کوشيدند واحد جمعياي را که در آن ميزيستند "آگاهانه" سامان بهتري بدهند؛ به سوي نوع آرمانيِ مطلوبشان سوق بدهند (دفعي و انقلابي يا تدريجي و اصلاحگرايانه). بدين سان، سدهها است که آدميان در کار انتخابهاي نظري و عملي فراوان براي "جمعي زيستن" هستند و، از اين رو، وجه بايدانگار و ارزشيِ زندگي در بزرگترين واحد جمعي (که در حقوق و علوم سياسي "جامع? سياسي" خوانده ميشود) پررنگتر از واقعيت زيرين اين زندگي (يعني نيروي بقاء) جلوه ميکند و محل تأملات جدي و معرک? آراي گوناگون است.
پرسش اکنون آن است که اگر نتوان يا نبايد واقعيت تنوع و تکثر را از ميان برداشت، آيا حفظ و صيانت از اين تنوع در هر جامع? سياسي يا نظم اجتماعي ممکن است. ابتدا بايد نکتهاي بس مهم را در مورد اين نظم يادآور شد. نظم اجتماعي در جامع? سياسي بدون اتکا به قدرت سياسي برقرارنشدني است. به ديگر سخن، نظم اجتماعيِ کلان (جامع? سياسي) با اِعمال زور (بنا به فرض، زور مشروع در دستان حکومت) تأمين و حفظ شدني است. نظم اجتماعي در اين نوشتار معادل نظم الزامي اجتماعي به کار ميرود که بهطبع بدون قدرت سياسي ممتنعالوجود است. قدرت سياسي اما همواره در هر واحدِ سياسي يکي است و فقدان اين يکتايي ناگزير اصل وجود نظم اجتماعي را به خطر مياندازد. "اقليم" در اين عبارت سعدي که "ده درويش در گليمي بخسبند و دو پادشه در اقليمي نگنجند" کنايه از همين قدرت واحد مرکزي است. حال، سعي بر آن است که پاسخ پرسش پيشگفته بنا بر دو فرض داده شود. نخست، تنوع و تکثر (فرهنگي، قومي و...) از ميان برداشتني نيست. از هر ديدگاهي که بنگريم – چه ديدگاه ديني که اصل اين تنوع و تکثر را به اراد? الهي نسبت ميدهد يا، فارغ از نگاه ديني يا غيرديني، اين انديشه که تنوع و تکثر را برآمده از چيستي انسان ميانگارد – تنوع و تکثر از زماني بسيار بسيار دور وجود داشته است و همچنان در ميان خواهد بود. دوم، حفظ تنوع با هر نوع نظم اجتماعي ممکن نيست.
بدين سان، مسئل? اصلي در بحث حاضر به همنشين کردن تنوع با نظم الزاميِ اجتماعي بازميگردد. با کدام نوع از انواع اين نظم ميتوان به آن همنشيني رسيد؟ اهميت اين پرسش با تبيين اقتضائات تنوع و تکثر بيشتر آشکار خواهد شد.»
کتاب «همنشيني حق و عدالت: بازانديشي در مفهوم هويت و فرهنگ» در نشر نگاه معاصر منتشر شده است.