سینمای فریدون رهنما - سینماگران 3
بابک کریمی
خوب
دسته بندی: سینما-و-تئاتر
| کد آیتم: |
1524013 |
| بارکد: |
9786227543629 |
| سال انتشار: |
1401 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
136 |
| نوع جلد: |
گالینگور |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «سينماي فريدون رهنما» بهقلم جمعي از نويسندگان و گردآوري بابک کريمي
مقالاتي در معرفي سينماي يکي از کارگردانان پيشرو و نامتعارف سينماي ايران. کتاب «سينماي فريدون رهنما» مجموعه مقالاتي از منتقدان مختلف دربار? فيلمهاي فريدون رهنما است که بهکوشش بابک کريمي در اين کتاب گردآوري و منتشر شدهاند.
فريدون رهنما يکي از فيلمسازان خلاف جريان سينماي ايران بود؛ فيلمسازي که، علاوه بر سينما، ادبيات را هم خوب ميشناخت. رهنما هم فيلمساز و منتقد سينمايي بود و هم شاعر و منتقد ادبي. او يکي از کساني بود که شعر مدرن را در ايران معرفي کرد و هماو بود که بر نخستين دفتر شعر جدي احمد شاملو، يعني «قطعنامه»، مقدمه نوشت.
فيلمهاي فريدون رهنما شبيه فيلمهاي جريان غالب در سينماي روزگار خود نبودند و از همينرو در حاشيه ماندند و مخاطب عام نيافتند.
در کتاب «سينماي فريدون رهنما» از خلال بازخواني فيلمهاي اين فيلمساز آوانگارد و نامتعارف ايراني، توسط منتقدان مختلف، نوري بر بخشي مغفول و در حاشيه ماند? تاريخ سينماي ايران تابانده شده است.
کتاب «سينماي فريدون رهنما» بابي را براي آشنايي با دنياي سينمايي فريدون رهنما و فيلمهاي او ميگشايد و ميتواند شروعي باشد براي پژوهشهاي بيشتر و گستردهتر دربار? او و آثارش.
در کتاب «سينماي فريدون رهنما» در کنار فيلمهاي رهنما، به تأثير او بر ادبيات ايران نيز اشارههايي شده و به اين وجه از کار و اهميت فريدون رهنما نيز تا حدودي پرداخته شده است اگرچه تمرکز اصلي کتاب بر آثار سينمايي اوست.
مروري بر کتاب «سينماي فريدون رهنما»
فريدون رهنما در طول عمر کوتاه خود، علاوه بر کارهاي ديگرش، سه فيلم ساخت که عبارتند از: «تخت جمشيد»، «سياوش در تخت جمشيد» و «پسر ايران از مادرش بياطلاع است». در مقالات کتاب «سينماي فريدون رهنما» عمدتاً به همين سه فيلم او پرداخته شده و سعي شده است که از خلال بررسي اين سه فيلم، منظوم? فکري فريدون رهنما و زيباييشناسي آثار او به مخاطب شناسانده شود.
البته، چنانکه پيشتر اشاره شد، رهنما شاعر و اهل ادبيات هم بود و بنابراين عجيب نيست که سينماي او به شعر و ادبيات گره خورده باشد و به همين مناسبت در کتاب «سينماي فريدون رهنما»، علاوه بر رهنماي فيلمساز، از رهنماي شاعر و اديب و از پيوند سينماي فريدون رهنما با شعر و ادبيات هم سخن رفته است.
در مقالات کتاب «سينماي فريدون رهنما» فيلمهاي فريدون رهنما و جهان سينمايي و منظوم? فکري و زيباييشناختي آثار او از وجوه گوناگون بررسي و تحليل شدهاند و فيلمهاي او از جنبههاي اسطورهشناختي و نمادشناختي مورد واکاوي قرار گرفتهاند و نيز از نقش و کارکرد زمان و تاريخ در اين فيلمها و نحو? مواجه? رهنما با تاريخ سخن رفته است.
کتاب «سينماي فريدون رهنما» از مقدمهاي کوتاه بهقلم بابک کريمي، گردآورند? اين کتاب، شش مقاله و فيلمشناسي فريدون رهنما تشکيل شده است.
مقالات کتاب «سينماي فريدون رهنما» عبارتند از: «شورش در متن واقعيت: جستاري در نوشته و کار فريدون رهنما» نوشت? محمدرضا اصلاني، «برهنگيهاي ماهگون» نوشت? سودابه فضايلي، «"بيماري تاريخ": فريدون رهنما: پسر ايران از مادرش بياطلاع است» نوشت? يوسف اسحاقپور و ترجم? محمدرضا شيخي، «سينماي رهنما، سينماي ديگر: تخت جمشيدِ فريدون رهنما و مسئل? تاريخ» نوشت? بابک کريمي، «فريدون رهنما: يک پروژ? ناتمام» نوشت? نويد پورمحمدرضا و «ميانگاه دو انگاره: تناظرهاي مفهومي هفتگان? فريدون رهنما» نوشت? عليرضا ارواحي.
آنچه در پي ميآيد بخشي از مقال? محمدرضا اصلاني، با عنوان «شورش در متن واقعيت»، از کتاب «سينماي فريدون رهنما» است: «ميتوان گفت رهنما سهم عمدهاي در فهم ادبيات، سينما، موسيقي و زبان داشت، چه در شعر مدرن فرانسه، چه در رويکرد به ارزش نثر زبان پارسي، که در آن دوره هنوز در نثر فقط بيهقي چهرهاي داشت، نه ديگرها؛ که رهنما طرح کرد. و اين به گمانم به سياق رويکرد فرماليستها بود و طرح بوطيقاي نثر. اين بود شايد که او از شعر به نثر ميرود، از نثر به تئاتر، و از تئاتر به سينما. و از هم? اينها، نگاه او به تاريخ و اسطوره به مثاب? نوعي تاريخ تفکر بشري ميرود، که يکي از سازوکارهاي حضور تاريخ وضعکردن سؤال است. انسان تاريخمند در موقعيت سؤال قرار ميگيرد. و ميبينيم که جهان انساني در قرن بيستم با معضل سؤالها روبهرو ميشود.
سؤالهايي که رهنما به عنوان انساني قرن بيستمي با آنها مواجه بود اين مواجه? سخت را در سينما و در شعر خود به مثاب? امر دراما – و حتي تراژيک – روايت ميکرد. ميتوان گفت مواجههاي بنيادگرا با زمان – دوران – نظامهاي صلبِ فرهنگي – سياسيِ پنهانگر.
سؤال بيانقطاع از سوزاندن، از نابودي، نه داستان بيانقطاع از سوزاندن و نابودي. برساختن جهان، برساختن جامعه، برساختن هنر، برساختن شعر و فيلم.
اين سؤال بنيادي: ما تاکنون چه پيشنهادي به جهان داشتهايم، و اکنون چه؟ اما کژانديشيِ بازاري اجازه نداد که چنين فراافکنيِ وجوديِ تاريخمندي به وجه طرح جهاني فرارود، و در نطفه هر آن که بود خفه شد. همين رويکردِ خلافآمدِ عادت است که همدورههاي رهنما ميگويند: سينماي رهنما سينما نيست. چون شبيه سندروم مککارتيسم نيست. تمامي سينماي وابسته به مککارتيسم با بحران سؤالها و رويکردهاي ناشي از آن مسئله دارد. سينماي تحت دکترين مککارتيسم از فرمولهاي ايدئولوژيک فيلمسازان شوروي بهره گرفت، همانگونه که سرمايهداري از آموزههاي مارکس بهر? زيستي گرفت. آپولوژي به جاي کريتيک.
هر سه فيلم رهنما، در چنين بحراني، سؤال از برساختن است، در عين ويرانگريِ هر آنچه ميتواند قاعده بود بر جامعه، هنر و سينما، که ميشود گفت از درون يک ايدئاليسم سياسي – هنري برميخاست. هر آن نقد که بر فيلم يا آثار رهنما رفت، و ديگر نظرها از اين دست، چه سرکوبي بود. ميتوانم گفت سرکوبي سيستماتيک که ما را از موقعيت تاريخيمان حذف کرد.»
کتاب «سينماي فريدون رهنما» در انتشارات خوب منتشر شده است.
دربار? بابک کريمي، گردآورند? کتاب «سينماي فريدون رهنما»
بابک کريمي، متولد 1366، منتقد فيلم و مترجم ايراني است. کريمي دبيري مجموعهاي به نام «سينماگران» را در انتشارات خوب بهعهده دارد و کتاب «سينماي فريدون رهنما» هم کتابي از سري کتابهاي همين مجموعه است.
از ترجمههاي بابک کريمي ميتوان به کتابهاي «حالا نگاه نکن» و «سابق? خشونت» اشاره کرد.