بی رد خون
مشخصات
معرفی
کتاب «بي رد خون» نوشت? علياکبر حيدري
سه قصه دربار? عشق، نفرت، داستان و مرگ. کتاب «بي رد خون» نوشت? علياکبر حيدري شامل سه داستان است که درعين استقلال از يکديگر، بهنحوي بههم پيوستهاند.
حيدري در داستانهاي «بي رد خون» گاه شخصيتهاي داستانياش را به متن رويدادي تاريخي ميبرد، گاه آنها را درگير حادثهاي طبيعي ميکند و گاهي زمينهاي بهظاهر عادي را عرص? بحران و فاجعه ميسازد.
در داستانهاي کتاب «بي رد خون» سخن از روابط انساني و پيچيدگيها و تضادهاي دروني آدمي است و سخن از پيوندها و گسستها، وابستگيها و بريدنها، عشق و خيانت و چيزهايي که روابط انساني را ميسازند يا ويران ميکنند.
کتاب «بي رد خون» حکايتهايي از دردهاي آشکار و نهان است.
مروري بر کتاب «بي رد خون»
چنانکه پيشتر اشاره شد، داستانهاي کتاب «بي رد خون» داستانهايي مستقل و درعينحال بههمپيوستهاند.
اصليترين عناصري که قصههاي کتاب «بي رد خون» را بههم وصل ميکنند، داستان و مرگ هستند. اين عناصر را در هر سه داستان کتاب «بي رد خون» ميتوان ديد.
داستان اول کتاب «بي رد خون»، با عنوان «زير تيغ»، دربار? داستاني که دارد نوشته ميشود و شخصيتي است که گويي صداي نوشته شدن داستان خود را ميشنود و از کار نويسندهاي که ويراستار است و بيرحمانه او را به بازي گرفته، شاکي است و ميخواهد خودش داستان خود را روايت کند.
داستان «زير تيغ» از کتاب «بي رد خون» با دو راوي اولشخص و سومشخص روايت ميشود. بعضي سطرهاي اين داستان، عامدانه و طبق يک بازي فرمي کنايي، خطر خوردهاند اگرچه بهنحوي که بتوان نوشتههاي زير خطخوردگي را ديد و فهميد چه چيز خط خورده است.
داستان «زير تيغ» از کتاب «بي رد خون» داستان مرد چاقي است که براي درمان چاقياش نزد دکتر رفته و آنجا عاشق دختري چاق، مثل خودش، شده است. اين عشق، البته دست آخر به تراژدي ختم ميشود و نويسنده اين تراژدي و روند شکلگيري آن را با طنزي سياه ترسيم ميکند. طرحوتوطئ? اين داستان از کتاب «بي رد خون» مبتني بر فاجعهاي طبيعي، يعني وقوع زلزله، است.
داستان دوم کتاب «بي رد خون»، با عنوان «زيباترين غريقهاي جهان» بازهم بهنوعي دربار? داستان و مرگ است. وقايع اين داستان از کتاب «بي رد خون» در بحبوح? انقلاب ايران روي ميدهد. دو سرباز، يکي شهرستاني و ديگري تهراني، به خانهاي اعياني اعزام شدهاند که در روزهاي انقلاب از خواهر يک نظامي عاليرتبه محافظت کنند. ماندن سربازها در خان? اعياني به عشق ميان يکي از سربازها که کتابخوان است و دختري که سربازها بهخاطر مادرش به آن خانه اعزام شدهاند، ميانجامد. در اين داستان نيز خود داستان، اينبار نه در هيئت داستاني در حال نوشته شدن بلکه بهصورت پراکنده در کتابها، حضوري چشمگير دارد و همچنين مرگ که در اين داستانِ کتاب «بي رد خون» نيز بهشيوهاي مشابه با داستان اول اين کتاب رخ ميدهد.
در داستان «زيباترين غريقهاي جهان» از کتاب «بي رد خون» همچنين با تقابلها و تضادهاي طبقاتي و نيز پيوند دو طبق? متضاد در متن انقلاب مواجهيم. شخصيتهاي اين داستان، بهواسط? انقلاب، به تجربههايي متفاوت از آنچه در زندگي عادي با آن مواجه بودهاند دست مييابند.
حيدري در اين داستان از کتاب «بي رد خون» نيز، مانند داستان اول اين کتاب، از دو زاوي? ديد اولشخص و سومشخص براي روايت داستان استفاده کرده است.
داستان سوم کتاب «بي رد خون»، با عنوان «تباهي لکهي زرد»، بازهم دربار? داستان و مرگ است و دربار? درگيري نويسنده و آنکه خود را در نوشت? نويسندهاي مييابد و سطرهايي که از داستان خط زده ميشود.
داستان «تباهي لکهي زرد» از کتاب «بي رد خون» ارجاعي به داستان اول اين کتاب دارد و وجهي تازه از آن داستان را بر ما روشن ميکند.
کتاب «بي رد خون» در نشر چشمه منتشر شده است.
دربار? علياکبر حيدري، نويسند? کتاب «بي رد خون»
علياکبر حيدري، متولد 1357 در تهران، داستاننويس، فيلمنامهنويس و کارگردان ايراني است.
مجموعه داستان «بوي قير داغ» و رمان «تپ? خرگوش» از جمله آثار داستاني علياکبر حيدري هستند. داستان «ممکن است خيليها براي مردنش گريه کرده باشند» از مجموعه داستان «بوي قير داغ» او دستماي? اقتباس سينمايي قرار گرفته و کيوان عليمحمدي و اميد بنکدار فيلم «ارغوان» را براساس آن ساختهاند. در نوشتن فيلمنام? اين فيلم، خود علياکبر حيدري نيز مشارکت داشته است.
حيدري همچنين در نوشتن فيلمنام? فيلم «گيلدا» با کيوان عليمحمدي و اميد بنکدار همکاري داشته است.
همکاري با کيوان عليمحمدي در نگارش فيلمنام? فيلم «سينما شهر قصه»، که فيلمي دربار? تاريخ سينماي ايران است، و نيز مشارکت در کارگرداني اين فيلم، از ديگر فعاليتهاي سينمايي علياکبر حيدري است. اين فيلم در دهمين دور? جشنوار? فيلمهاي ايراني استراليا برند? جايز? ويژ? هيئت داوران شد.
رمان «تپ? خرگوش» علياکبر حيدري در هفتمين دور? جايز? «هفت اقليم» عنوان رمان برگزيده از نگاه مخاطبان را از آن خود کرد و رمان «استخوان» او در اولين دور? جايز? ادبي مشهد، جايز? بهترين رمان را گرفت. همچنين داستان کوتاه «ممکن است خيليها براي مردنش گريه کرده باشند» او در ميان داستانهاي برگزيد? سيزدهمين دور? جايز? هوشنگ گلشيري قرار داشت.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم