سم هستم بفرمایید
You've Reached Sam
داستین تائو
ندا بهرامی
کتاب مجازی
دسته بندی: داستان-نوجوان
| کد آیتم: |
1524556 |
| بارکد: |
9786229250747 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
12 |
| تعداد صفحات: |
332 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «سم هستم، بفرماييد» نوشت? داستين تائو
رماني عاشقانه و تلخ با چاشنياي از جادو، درباب عشق اول و فقدان و ناکامي. کتاب «سم هستم، بفرماييد»، با عنوان اصلي Youve Reached Sam، رماني است عاشقانه و غمناک دربار? دختري نوجوان و تجرب? او از نخستين عشق و نيز رنج از دست دادن معشوق و وداع ابدي با او و تلاش براي تابآوري اين غم و کنار آمدن با آن.
کتاب «سم هستم، بفرماييد» اولين اثر داستين تائو، نويسند? جوان ويتنامي – امريکايي، است. داستين تائو در کتاب «سم هستم، بفرماييد» خود را بهعنوان نويسندهاي چيرهدست، که خوب ميتواند با قصهاي خوشخوان و پرکشش مخاطب را جذب کند و دنبال خود بکشاند، معرفي ميکند.
جولين وينترز، نويسند? کتاب «دويدن با شيرها»، دربار? کتاب «سم هستم، بفرماييد» مينويسد: «سم هستم، بفرماييد، اولين اثر داستين تائو بسيار گيرا از آب درآمده است. نويسنده با ظرافت تمام غم، حسرت، فرصت دوباره و لحظات بينهايت قشنگي را در هم ميآميزد که از عشق اول به يادگار ميماند. قطرهقطر? اشکي که با خواندن اين کتاب به چشمتان ميآيد، ارزشش را دارد.»
متن اصلي کتاب «سم هستم، بفرماييد» اولين بار در سال 2021 منتشر شده است.
مروري بر کتاب «سم هستم، بفرماييد»
راوي کتاب «سم هستم، بفرماييد» دختري نوجوان به نام جولي است که با پسري به نام سم رابطهاي عاشقانه داشته اما معشوقش ناگهان ميميرد و مرگ او شوکي بزرگ را به جولي وارد ميکند.
آنچه عذاب جولي را بابت مرگ سم در کتاب «سم هستم، بفرماييد» دوچندان ميکند اين است که جولي خود را بهنحوي در مرگ سم مقصر ميداند. جولي بعد از مرگ سم تمام تلاشش را ميکند که او را فراموش کند. در مراسم عزاي سم شرکت نميکند، بر مزار او نميرود و نيز هم? يادگارهاي سم را دور مياندازد. خاطرات سم اما دست از سر جولي برنميدارد و بخش عمدهاي از کتاب «سم هستم، بفرماييد» به مرور اين خاطرات اختصاص دارد.
جولي تقلا ميکند بهنحوي بر غم فقدان سم غلبه کند و به زندگي عادي بازگردد. اما فرار از سم و پاک کردن نشانههاي او راه چاره نيست. در اين ميان اتفاقي عجيب رخ ميدهد. يکبار جولي شمار? تلفن سم را ميگيرد و سم گوشياش را جواب ميدهد. اين اتفاق، رابطهاي تازه و غريب و جادويي و رازآلود را ميان جولي و سم برقرار ميکند.
کتاب «سم هستم، بفرماييد» رماني دربار? عشق، فقدان و جستجوي فرصتي دوباره براي برگرداندن آب رفته به جوي است.
داستين تائو در کتاب «سم هستم، بفرماييد» ماهرانه عوالم نوجواني و عشقها و احساسات نوجوانانه را ترسيم کرده است. کتاب «سم هستم، بفرماييد» رماني خوشخوان است که مخاطب را بهراحتي با خود همراه ميکند.
در بخشي از کتاب «سم هستم، بفرماييد» ميخوانيد: «ميگويد: "صدام رو ميشنوي... جولي؟"
اقيانوس محو ميشود و صدايش واضحتر به گوش ميرسد.
"اونجايي؟"
قطرههاي باران را از پلکهايم ميتکانم. لابد اشتباهي يکي از پيامهاي صوتياش را باز کردهام. ولي مگر امروز صبح همهاش را پاک نکرده بودم؟
"اگه صدام رو ميشنوي يه چيزي بگو. بذار بفهمم خودتي يا نه..."
يادم نميآيد قبلاً اين پيام سم را شنيده باشم. پس بايد چيز ديگري باشد. شايد سرم به جايي خورده و دچار توهم شدهام. ديدم تار ميشود، بهخاطر همين چشمهايم را ميبندم تا درختها دور سرم نچرخند. نميدانم اين صدا از پشت تلفن ميآيد يا از ذهن خودم، ولي بههرحال جوابش را ميدهم.
"سم؟"
جنگل غرق سکوت ميشود. يک لحظه خيال ميکنم سم رفته و هرگز آنجا نبوده. ولي بعد صداي نفس کسي غير از خودم را ميشنوم.
نفس راحتي ميکشد و ميگويد: "سلام... فکر کردم تلفن قطع شده..."
يکهو چشم باز ميکنم و از لاي پلکهايم باريکهاي از دنيا را ميبينم. سرما بدنم را طوري کرخت کرده که بالاوپايين را تشخيص نميدهم و نميدانم آسمان کداموريست. پسِ ذهنم دنبال توجيهي منطقي ميگردم؛ ولي چيزي پيدا نميکنم.
دوباره ميگويم: "سم؟"
جواب ميدهد: "صدام رو ميشنوي، مگه نه؟ مطمئن نبودم اين راه جواب بده."
ميپرسم: "اينجا چه خبره؟"
ميگويد: "از خودم ميپرسيدم هيچوقت دوباره بهم زنگ ميزني يا نه؟"
انگار به نظرش هيچچيز اين ماجرا عجيب نيست. انگار داريم گفتوگوي نيمهکار? ديروزمان را ادامه ميدهيم. "دلم واسهت تنگ شده بود. بينهايت تنگ شده بود."
فکرم کار نميکند. نميدانم چه اتفاقي دارد ميافتد.
"دل تو هم واسهم تنگ شده؟"
صداي آشنايش، باران روي پوستم، حس فرو رفتن تنم توي خاک و سرگيجهاي ناگهاني، به ذهنم هجوم ميآورند و سعي ميکنم از اتفاقي که دارد ميافتد سر دربياورم. بااينکه همهچيز خيلي عجيب به نظر ميرسد، بياختيار ميپرسم: "راستراستي... خودتي سم؟"
ميگويد: "خودمم." و خند? کوتاهي سر ميدهد. "فکر نميکردم ديگه سراغم رو بگيري. خيال ميکردم فراموشم کرده باشي."
"چطوريه که دارم باهات حرف ميزنم؟"
با صدايي بهآرامي آب ميگويد: "بهم زنگ زدي و منم مثل هميشه گوشي رو برداشتم."»
دربار? داستين تائو، نويسند? کتاب «سم هستم، بفرماييد»
داستين تائو (Dustin Thao) داستاننويس ويتنامي – امريکايي است. تائو داراي ليسانس علوم سياسي است. داستانهاي او دربار? نوجوانان و حالوهواي نوجواني است. از داستين تائو، بهجز کتاب «سم هستم، بفرماييد»، رمان ديگري هم با عنوان «وقتي هارو اينجا بود» منتشر شده است.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «سم هستم، بفرماييد»
کتاب «سم هستم، بفرماييد» با ترجم? ندا بهرامينژاد در نشر کتاب مجازي منتشر شده است.
ندا بهرامينژاد، متولد 1362، مترجم ايراني است. از ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «ياغيهاي مرموز»، «گربهي داوينچي» و «کتاب ناتمام» اشاره کرد.
از کتاب «سم هستم، بفرماييد» ترجم? فارسي ديگري هم با عنوان «شما با سم تماس گرفتهايد» منتشر شده که مترجم آن الهام صيفيکار و ناشرش انتشارات دانشآفرين است.