من سرگذشت یاسم و امید
The impossible will take a little while
جمعی از نویسندگان
آزاده کامیار
خوب
دسته بندی: جستار-و-مقاله
| کد آیتم: |
1525324 |
| بارکد: |
9786226513845 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
3 |
| تعداد صفحات: |
110 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «من سرگذشتِ یأسم و امید» بهقلم جمعی از نویسندگان
جُستارهایی درباب امید، مبارزه و مقاومت. کتاب «من سرگذشتِ یأسم و امید» مجموعهای است از جستارهایی بهقلم نویسندگانی که هر یک بهنحوی شرایط سخت و یأسآلود سیاسی و اجتماعی را زیسته و تاب آوردهاند و شاهد تابآوریهای دیگران در این شرایط سخت بودهاند و شاهد اینکه چطور در سختترین شرایط هم چراغهایی از امید سوسو میزنند و انسانهای گرفتار در محیط طوفانزا را به مقاومت و تسلیم نشدن دربرابر ظلم و بیعدالتی فرامیخوانند.
جستارهایی که در کتاب «من سرگذشتِ یأسم و امید» گردآوری و به فارسی ترجمه شدهاند برگرفته از کتابی هستند با عنوان اصلی The Impossible Will Take a Little While که توسط پل روگات لوب، فعال اجتماعی، گردآوری شدهاند. متن اصلی و کامل این کتاب اولین بار در سال 2004 منتشر و از طرف انجمن کتاب امریکا بهعنوان سومین کتاب سیاسی سال 2004 انتخاب شد. این کتاب همچنین جایز? ناتیلوس را برای بهترین کتاب در زمین? تغییر اجتماعی گرفت.
در کتاب «من سرگذشتِ یأسم و امید» نه هم? جستارهای کتاب گردآمده بهدست پل روگات لوب، بلکه سیزده جستار از آن کتاب انتخاب و ترجمه شده است.
کتاب «من سرگذشتِ یأسم و امید» کتابی است در یادآوری تعهد و مسئولیت اجتماعی و نیز دعوتی است به امید و از پای ننشستن در راه احقاق حقوق انسانی و اجتماعی و طبیعی.
کتاب «من سرگذشت یأسم و امید»، چنانکه در مقدم? آزاده کامیار بر ترجم? فارسی جستارهای گردآمده در این کتاب اشاره شده، یادآوریای است به «مراقبت از شأن انسان و احقاق حق طبیعت، گیاه و آب و خاک و هرآنچه جان دارد و جان شیرینش خوش است.»
مروری بر کتاب «من سرگذشتِ یأسم و امید»
نویسندگان جستارهایی که در کتاب «من سرگذشت یأسم و امید» گردآوری و ترجمه شدهاند، همگی بهنحوی شرایط دشوار و تنگناهای اجتماعی و سیاسی را تجربه کردهاند، از اختناق و ظلم و بیعدالتی آسیب دیدهاند و، بهرغم هم? دشواریها، با ظلم و بیعدالتی جنگیدهاند و دربرابر استبداد مقاومت و با آن مبارزه کردهاند و نگذاشتهاند رنج و نومیدی آنها را از پا درآورد و نابود کند. مثلاً در یکی از جستارهای کتاب «من سرگذشتِ یأسم و امید» نلسون ماندلا از دشواریهای پیشِ روی زندانیان سیاسی نوشته و از ضرورت دوام آوردن و از اینکه یک زندانی سیاسی چطور میتواند دوام آورد و درهم نشکند. ماندلا، که خود سالهای زیادی را در زندان سپری کرد و به یکی از نمادهای جهانی مقاومت و مبارزه با تبعیض و ظلم بدل شد، در این جستار از کتاب «من سرگذشت یأسم و امید» از شیو? مقاومت در زندان میگوید و تجربههای خودش از زندان را نقل میکند.
در جستاری دیگر از کتاب «من سرگذشتِ یأسم و امید»، واسلاو هاول، که خود یکی از فعالان جنبشهای منتهی به فروپاشی کمونیسم بود، از معنا و مفهوم امید میگوید و از قدرتِ نامرئیِ بیقدرتان و نافرمانیشان دربرابر نظام توتالیتر حاکم بر آنها.
در کتاب «من سرگذشتِ یأسم و امید» همچنین جستاری از آریل دورفمن، نویسند? شیلیایی»، میخوانید که ما را با خود به دوران انقلاب شیلی و ریاست جمهوری سالوادور آلنده و کودتای پینوشه علیه دولت آلنده و برقراری دیکتاتوری و خفقانی هولناک در شیلی میبَرَد.
در مجموع، هر یک از جستارهای کتاب «من سرگذشت یأسم و امید» گوشهای از تاریخ مقاومت علیه استبداد و ظلم، رنجهای آنان که تحت سلط? حکومتهای استبدادی زیستهاند، مصائب مبارزان راه آزادی و تسلیم نشدن به یأس و نومیدی را به ما مینمایاند.
کتاب «من سرگذشتِ یأسم و امید» از سیزده جستار تشکیل شده است. جستارهای سیزدهگان? کتاب «من سرگذشت یأسم و امید» عبارتند از: «سالهای سیاه» نوشت? نلسون ماندلا، «سمتوسوی دل» نوشت? واسلاو هاول، «در ستایش صدای آدمی» نوشت? ادواردو گالیانو، «کودکی و شعر» نوشت? پابلو نرودا، «ناامیدی دروغی است که به خودمان میگوییم» نوشت? تونی کوشنر، «ما همه خالد سعیدیم» نوشت? وائل غنیم، «سپتامبر بیا» نوشت? آرونداتی روی، «سیاهچاله» نوشت? آریل دورفمن، «نامهای از زندان بیرمنگام» نوشت? مارتین لوتر کینگ، «ایستادگی در برابر هراس» نوشت? پیتر آکرمن و جک دووال، «امید علیه امید» نوشت? نادژدا ماندلشتام، «فقط عدالت میتواند راه بر نفرین بربندد» نوشت? آلیس واکر و «بدون بخشایش آیندهای در کار نخواهد بود» نوشت? دزموند توتو.
در بخشی از جستار نلسون ماندلا، با عنوان «سالهای سیاه»، از کتاب «من سرگذشتِ یأسم و امید» میخوانید: «توان انسانها و شیو? واکنش آنها به اضطراب یکی نیست. اما در زندان، قویترها هوای ضعیفترها را داشتند و در این میان هر دو نیرو میگرفتند. در نهایت چارهای نداشتیم جز اینکه در زندان برای خودمان زندگی بسازیم. حتی مقامات نیز اذعان داشتند نظم زندان را نه زندانبانها بلکه ما زندانیان برقرار میکردیم.
زندان و صاحبان قدرت دست به دست هم میدهند تا شأن و منزلت زندانی را زایل کنند. این موضوع به خودی خود به من اطمینان میداد که زنده خواهم ماند، زیرا هر انسان یا نهادی که تلاش کند شأن مرا زیر پا بگذارد، بازند? میدان خواهد بود. به هیچ قیمتی و هرچقدر هم که تحت فشار باشم حاضر نیستم بخشی از این بازی باشم و سر تسلیم فرود بیاورم. هرگز اجازه ندادم این احتمال که شاید هیچوقت از زندان آزاد نشوم در ذهنم پررنگ شود. هرگز باور نکردم که حبس ابد یعنی حبس تا پایان عمر. هرگز باور نکردم که پشت این میلهها خواهم مرد. شاید آینده را انکار میکردم چون ناخوشایندتر از آن بود که بخواهم ذهنم را مشغولش کنم. اما همیشه میدانستم روزی دوباره سبزهها را زیر پاهایم حس خواهم کرد و مرد آزادی خواهم بود که زیر آفتاب قدم میزند.»
دربار? ترجم? فارسی کتاب «من سرگذشتِ یأسم و امید»
کتاب «من سرگذشتِ یأسم و امید» بهانتخاب و ترجم? آزاده کامیار، همراه با مقدمهای از مترجم، در نشر خوب منتشر شده است.
آزاده کامیار، متولد 1359، مترجم ایرانی است. از ترجمههای او میتوان به کتابهای «آخرین قصهگوی زمین»، «پسری که کلمه جمع میکرد»، «خودت باش!»، «خوشحالی یک روباه است»، «گاندی: رؤیایی برای هند»، «یک دوست مثل هیولا»، «آرزوی بزرگ یک ابر کوچک» و «دوئتی برای یک صدا» اشاره کرد.