مجموعه تاریخ ایران زمین 4: ساسانیان - فرمانروایان ایرانشهر
محسن جعفری
ققنوس
دسته بندی: تاریخ-ایران
| کد آیتم: |
1525407 |
| بارکد: |
9786220404798 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
152 |
| نوع جلد: |
گالینگور |
| قطع: |
وزیری |
کتاب «ساسانيان: فرمانروايان ايرانشهر» چهارمين مجلد از مجموعهي تاريخ ايران زمين است که با قلم محسن جعفري و توسط انتشارات ققنوس روانهي بازار نشر گرديده است. امپراطوري عظيم ساسانيان بيشک يکي از مهمترين و تاثيرگذارترين دودمانهاي پادشاهي در تاريخ اين سرزمين است. اگر به تاريخ ايران علاقه داريد بيشک اين کتاب براي شما مناسب است چرا که با بياني روان و مختصر تاريخ ساسانيان را از 226-651 بررسي قرار داده است.
مروري بر کتاب «ساسانيان: فرمانروايان ايرانشهر» نوشتهي محسن جعفري
اگر واژه «ايرانشهر» به گوشتان خورده باشد، بد نيست بدانيد اين واژه اولين بار توسط ساسانيان استفاده شد که معناي آن کشور آرياييهاست. ساسانيان نخستين کساني بودند که از اين واژه به شکل رسمي استفاده کردند و پيرامون آن هويتي جديد پديد آوردند. ايرانيان اولين هويت سياسي-فرهنگي خود را مرهون اين دودمان عظيم هستند.
در سدهي دوم ميلادي اردشير فرزند ساسان، که خود را از تبار داريوش سوم هخامنشي ميدانست طي نزاعي شخصي از دربار اشکانيان گريخت و پس از مدتي عليه آنها دست به شورش زد. اسناد و اطلاعاتي ديگر وجود دارند که روايت ديگري ارائه ميکنند. طبق روايت دوم، هنگامي که اردشير هفت سال داشت به دژ دارابگرد فرستاده شد تا در آنجا تعليم ببيند. او در آنجا به مقام «ارگبدي» رسيد اما به اين مقام بسنده نکرد و چند شاه محلي پارس را شکست داد. سپس به پدرش پيام داد تا پادشاه بازرنگي شهر استخر را از ميان بردارد و او نيز چنين کرد. تاريخ دقيق اين رويدادها بر ما روشن نيست اما حدود 205 يا 206 ميلادي تاريخي است که بر سر آن اجماع بيشتري وجود دارد. در واقع کم و کيف اين برهه از زندگي اردشير بر ما روشن نيست و اطراف آن را قصهها و افسانههاي زيادي در برگرفته است. اما خوشبختانه بر خلاف دوره اشکانيان، از اين دوره اسناد قابل توجهي در دسترس اشت. به هر ترتيب اردشير تمام سرزمين پارس را تحت حکومت خود درآورده بود و قصد گسترش قلمرويش را داشت. به نظر ميرسد ساختار غيرمتمرکز شاهان اشکاني ستمي عليه اين سرزمين بود که از اسکندر بهجا مانده بود و هدفش اين بود که شاهان اشکاني هرگز تحت حکومتي يکپارچه نتوانند قدرت و شکوه سابق را به دست آورند. به همين دليل بود که اولين هدف اردشير از بين بردن شاهان محلي بود که بنا بر منابع موجود 240 نفر بودهاند. اردوان چهارم که از خطر ساسانيان آگاه شده بود، خود با لشگري عظيم در دشت هرمزگان به نبرد اردشير شتافت اما در پايان اين جنگ عظيم و خونين اردشير پيروز ميدان بود. با اين پيروزي بزرگ، اردشير بزرگترين گام براي بنا گذاشتن سلسهاي جديد را برداشت. طي دو سال اردشير تمام شاهان را مطيع خود کرد و طي چند جنگ باقيمانده نيروهاي اشکانيان را از بين برد و در نهايت در سال 226 ميلادي وارد تيسفون شد تا رسماً «شاهنشاه ايران» شود و حيات امپراطوري ساسانس را اعلام کند. اردشير تا سال 230 ميلادي توانست دولتي يکپارچه را تشکيل دهد و بيشتر سرزمينهاي ايراني از خراسان تا سوريه را فرمانبردار خود کند. اين رويداد موجب نگراني کارداران رومي در سوريه و ميانرودان شد و آنان هراسان گزارشهايي به امپرطور روم فرستادند تا او را از خطر اردشير آگاه کنند.
ساسانيان نقش بهسزايي در گسترش فرهنگ و هنر ايران داشتهاند. آنها براي اولين بار مفهوم سياسي ايرانشهر را ابداع کردند که با اندکي تغيير همچنان نام اين سرزمين مرهون آن است. ساسانيان دين زرتشتي را به صورت رسمي برگزيدند و موبدان زرتشتي در اين دوره از قدرت بسيار زيادي برخوردار بودند هر چند همين عامل بعدها به يکي اساسيترين عوامل سقوط اين دودمان بدل شد و موبدان زرتشتي مردم را مورد ستمهاي فراواني قرار دادند. با اين همه ما همچنان وامدار فرهنگ و تمدن ساسانيان هستيم. زبان فارسي را از همين دوره به يادگار بردهايم، هنوز که هنوز است نوروز را جشن ميگيريم و يکي از بزرگترين دستاوردهاي ادبي تاريخ اين سرزمين ـ شاهنامه ـ بر پايه خداي نامک ساساني سروده شده است.
معماري ساسانيان يکي از مهمترين و بزرگترين دستاوردهاي اين دوره تاريخي است. فارغ از آثار با شکوهي که هنوز هم بخشي از آنها بهجا مانده، معماري ساسانيان نقش انتقالي بسيار مهمي دارد. ساسانيان با ابداع قوس و گنبد در معماري شهري يادگار ارزشمندي از خود بهجا گذاشتند که بعدها در زمان حکومت مسلمانان توسط معماران ايراني گسترش يافت و مرزهاي ايران را درنورديد و در معماري اغلب کشورهاي صاحب تمدن و فرهنگ استفاده شد. به ديگر سخن، معماري اسلامي ادامه و گسترش معماري پيشرفته ساسانيان است که در کمال تاسف آثار چنداني از آن بهجا نمانده است.
بريدهاي از کتاب «ساسانيان: فرمانروايان ايرانشهر»:
ساسانيان در مقايسه با هخامنشيان و اشکانيان ساختار سياسي بسيار تمرکزگرا و يکپارچهاي داشتند. در نوک هرم قدرت جامعهي ساساني پادشاه قرار داشت که در انديشه ديني ايران باستان داراي سرشتي ايزدي بود. سنگنوشتههاي باقيمانده از شاهان ساساني نشان ميدهد آنها آشکارا خود را مزدا پرستاني از تبار ايزدان ميدانستند.
چنانکه خوانديد اردشير بابکان از پادشاهي سست و پرکشمکش اشکانيان بيزار بود و با سختگيري بسيار کانونهاي پراکندهي قدرت از جمله شاهان محلي را سرکوب کرد تا تمرکز قدرت در شخص پادشاه را به ويژگي شاهان ساساني تبديل کند. اين ويژگي در دوران پادشاهان بزرگ ساساني پابرجا ماند، ولي چنان که در فصلهاي پيش ديديم هرگاه توان شاهان ساساني کاهش مييافت بزرگان در پي کسب قدرت برميآمدند، بنابراين دامنهي اختيارات شاهان ساساني طي بيش از چهار سده فرمانروايي آنان يکنواخت نبود.
در جايگاه پايينتر از پادشاه، هفت دودمان بزرگ ايراني قرار داشتند که با نام «واسپوهران» شناخته ميشدند. نخستين دودمان بزرگ دودمان ساساني بود و پس از آن دودمانهاي کارن پهلو، سورن پهلو، سپاهبد پهلو، سپندياد، مهران و زيگ بودند. هر يک از اين دودمانهاي بزرگ قلمرو ويژهاي نيز داشتند کارنها در نهاوند، سورنها در سيستان، سپنديادها در پيرامون ري، و سپاهبدها در پيرامون گرگان زندگي ميکردند. بيشتر سرداران جنگي و فرمانروايان بخشهاي گوناگون شاهنشاهي ساساني از ميان اين دودمانها برگزيده ميشدند.
دربارهي محسن جعفري نويسنده و پديدآورندهي کتاب «ساسانيان: فرمانروايان ايرانشهر»
محسن جعفري نويسنده، جامعهشناس مسائل اجتماعي ايران و فارقالتحصيل دانشگاه مازندران است. از جمله کتابهاي او ميتوان به :داستانهايي از ادبيات کهن، نشر گوهر انديشه؛ کتاب داستانهاي شاهنامه، انتشارات گوهر انديشه و ساسانيان: فرمانروايان ايرانشهر، نشر ققنوس اشاره کرد.