وکیل مدافع
فرانتس کافکا ، هرمان هسه
مهدی زمانیان
افکار
دسته بندی: ادبیات-آلمان
| کد آیتم: |
1526094 |
| بارکد: |
9786227542813 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
104 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «وکيل مدافع» بهقلم جمعي از نويسندگان
ترجم? ده داستان کوتاه از چهار نويسند? آلمانيزبان. کتاب «وکيل مدافع» مجموعهاي حاوي ترجم? فارسي داستانهايي از فرانتس کافکا، هرمان هسه، ولفگانگ بورشرت و زيگفريد لنتس است.
کتاب «وکيل مدافع» مجموعهاي است که شمههايي از ادبيات داستاني مدرن آلمانيزبان قرن بيستم را به مخاطبان فارسيزبان ادبيات داستاني ميشناساند و خواننده را با آثاري از چند نويسند? شاخص آلمانيزبان آشنا ميکند.
کتاب «وکيل مدافع» ميتواند براي کساني که با ادبيات داستاني آلمانيزبان قرن بيستم آشنايي چنداني ندارند، فتح بابي باشد براي آشنايي با وجوهي از اين ادبيات و چند چهر? شاخص آن و تشويقي به خواندن آثاري بيشتر از اين نويسندگان و همچنين رفتن سراغ آثار ديگر داستاننويساني که به زبان آلماني مينوشتهاند و مينويسند.
در کتاب «وکيل مدافع» از دريچ? چشم چهار نويسند? مختلف به جهان و انسان مينگريم.
مروري بر کتاب «وکيل مدافع»
داستانهاي «کرکس»، «ضربه بر در قلعه» و «وکيل مدافع» از فرانتس کافکا، «آگوستوس»، «شاعر»، «نانهاي شيريني» و «آدمي به نام سيگلر» از هرمان هسه، «نان» و «سه پادشاه گمنام» از ولفگانگ بورشرت و «پوستکلفتي» از زيگفريد لنتس، داستانهايي هستند که در کتاب «وکيل مدافع» گردآوري و ترجمه شدهاند.
در ابتداي هر بخش از کتاب «وکيل مدافع» معرفياي هم از نويسندهاي که آن بخش به آثار يا اثري از او اختصاص دارد، آمده است.
در بخش اول کتاب «وکيل مدافع» سه داستان از فرانتس کافکا و معرفياي از اين نويسنده را ميخوانيد و با گوشههايي از جهان خوابگونه و کابوسوار او آشنا ميشويد. جهان کافکا، چنانکه در اين سه داستان بهخوبي مشهود است، جهاني است هم واقعي و هم وهمناک. او واقعيت را از دريچ? خواب و کابوس مينگرد و اضطرابهاي بشري و موقعيت غريب انسان در جهان را اينگونه به تصوير ميکشد. داستانهاي کافکا را، که رنگي از گروتسک دارند، به انواع شکلها ميتوان تفسير کرد.
بخش دوم کتاب «وکيل مدافع» به معرفي هرمان هسه و قصههايي از او اختصاص دارد. در داستانهاي هرمان هسه با حالوهوايي رمزگونه و عرفاني و با سيروسلوک آدمها در پي معناي زندگي و دليل وجودشان در جهان و اضطرابهاي وجودي و جستجوي رستگاري مواجهيم. اينها همه را در داستانهايي هم که از او در کتاب «وکيل مدافع» آمدهاند ميبينيم؛ داستانهايي که با شگردي شبيه قصههاي پريان و حکايتهاي کهن دربار? سيروسلوک معنوي روايت شدهاند.
داستانهاي ولفگانگ بورشرت که دوتاي آنها را، بههمراه معرفي نويسند، در بخش سوم کتاب «وکيل مدافع» ميخوانيد، داستانهايي اجتماعي دربار? عواقب هولناک جنگ و گرسنگي و فقر و محروميت و نيز زنده ماندنِ عطوفت و انسانيت در متن بحرانهاي فجيع و فراگير هستند. در دو داستان «نان» و «سه پادشاه گمنام» از او، که ترجمهشان در کتاب «وکيل مدافع» آمده، قحطي و گرسنگي و عطوفت انساني و فجايع جنگ، جايگاهي ويژه دارند.
داستان «پوستکلفتي» زيگفريد لنتس هم که ترجمهاش، بههمراه معرفي نويسنده، در بخش چهارم و پاياني کتاب «وکيل مدافع» آمده است، مثل داستانهاي بورشرت، داستاني اجتماعي و نقادانه است.
آنچه ميخوانيد قسمتي از داستان «سه پادشاه گمنام» ولفگانگ بورشرت از کتاب «وکيل مدافع» است: «سه نفر بودند. با اونيفورمهاي مندرس. يکي از آنها يک قوطي مقوايي در دست داشت و ديگري يک گوني و سومي اصلاً دست نداشت. گفت: "سرماسوز شدند." و تهماند? بازوانش را بالا برد. سپس جيب پالتوش را بهطرف مرد گرداند. توتون و کاغذ سيگارش در آن بود. چهار نفري سيگار پيچيدند. اما زن گفت: "اينجا نه، بهخاطر بچه." آنوقت هر چهار نفرشان به پشت در رفتند. و سيگارهايشان در تاريکي مثل چهار نقط? شعلهور بود. يکي از آن سه نفر پاهاي متورمي داشت که کهنهپيچشان کرده بود. همو شياي چوبي از گونياش بيرون آورد و گفت: "يک الاغ است. هفت ماه آزگار روي آن کار کردهام. باشد براي بچه." اين را گفت و الاغ چوبي را به دست مرد داد. مرد پرسيد: "به سر پاهايت چه آمده؟" مرد منبتکار پاسخ داد: "از گرسنگي آب آورده." مرد درحاليکه الاغ چوبي را در تاريکي لمس ميکرد، پرسيد: "و آن يکي چي؟" نفر سوم که در اونيفورمش به خود ميلرزيد، زير لب گفت: "چيزي نيست. از اعصاب است. آخر خيلي ميترسيديم." آنگاه تهسيگارهايشان را با کف پا خاموش کردند و به درون اتاق رفتند.
آن سه پاورچينپاورچين جلو رفتند و به صورت کودک خفته چشم دوختند. آن يکي که دايم ميلرزيد، دو آبنبات از قوطي مقوايياش بيرون آورد و گفت: "اينها باشد براي خانم." زن چون آن سه ناشناس را بر کودک خود خميده ديد، چشمهاي آبي مايل به خاکسترياش را گرد کرد. ترس برش داشته بود. اما در اين لحظه طفل پاهاي خود را بهطرف سين? آنها ستون کرد و آنچنان جيغ بلندي کشيد که آن سه ناشناس درحاليکه با احتياط قدم برميداشتند، بهطرف در خزيدند. آنجا يکبار ديگر سر تکان دادند و سپس در تاريکي شب ناپديد شدند.»
دربار? ترجم? فارسي کتاب «وکيل مدافع»
کتاب «وکيل مدافع»، به گزينش و ترجم? دکتر مهدي زمانيان و همراه با پيشگفتاري مفصل با عنوان «رمان و واقعيت» که در آن در چشماندازي تاريخي به رابط? ميان رمان و واقعيت پرداخته شده است، در نشر افکار جديد منتشر شده است.
دکتر مهدي زمانيان مترجم ايراني است. از ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «صندليها» و «زن خوب ايالت سچوان» اشاره کرد.