زنده ام که روایت کنم
Living to Tell the Tale
گابریل گارسیا مارکز
کاوه میرعباسی
نشر نی
دسته بندی: زندگینامه-و-خاطرات
| کد آیتم: |
157209 |
| بارکد: |
9789643127251 |
| سال انتشار: |
1398 |
| نوبت چاپ: |
17 |
| تعداد صفحات: |
696 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
معرفي کتاب زنده ام که روايت کنم اثر گابريل گارسيا مارکز
مارکز به روايت مارکز: زندگينامه گابريل گارسيا مارکز به قلم خودش. کتاب زندهام که روايت کنم اگرچه اثري اتوبيوگرافيک است و خودزندگينامه مارکز به شمار ميرود اما با اين حال اين کتاب را به دليل سبک روايي و نثر به کار رفته در آن ميتوان به عنوان يک رمان هم در نظر گرفت.
مارکز نويسندهاي قصهگو است و اين ويژگي در همه آثار او ديده ميشود. او در زندهام که روايت کنم بار ديگر توانايي و مهارت بالايش در قصهگويي را در نوشتن حوادث زندگياش نشان داده است. مارکز در زندگينامهاش نشان داده که خودِ زندگي اثري افسونکننده براي گفتن قصهها است.
زندهام که روايت کنم اولينبار به زبان اسپانيايي در سال 2002 منتشر شد و ترجمه انگليسي آن در سال 2003 منتشر شد و از آثار پرفروش مارکز به شمار ميرود. ترجمه فارسي اين کتاب در ايران نيز با استقبال خوبي روبرو بوده است.
درباره کتاب زنده ام که روايت کنم
زندگينامه مارکز با عنوان زندهام که روايت کنم، به حوادث زندگي اين نويسنده برنده جايزه نوبل در ميان سالهاي 1927 تا 1950 مربوط است.
مارکز در کتاب زندهام که روايت کنم دوراني از زندگياش را روايت ميکند که هنوز نويسندهاي با شهرت جهاني نبود. او بر خانوادهاش، تحصيلات و دورهاي اوليه از کارش که به روزنامهنگاري مشغول بود و داستانهاي کوتاه مينوشت تمرکز کرده است.
اتوبيوگرافي مارکز چند ويژگي قابل توجه دارد که آن را از زندگينامههاي مرسوم متمايز ميکند. نخست اينکه مارکز در نوشتن زندهام که روايت کنم صراحت و صداقت زيادي در شرح وقايع زندگياش به کار برده تا حدي که گاهي ما را شگفتزده ميکند.
يکي ديگر از ويژگيهاي بارز زندهام که روايت کنم شيوه روايت و زباني است که مارکز در اين اثر به کار برده است. مارکز زندگياش را همچون اثري داستاني روايت کرده و از چندين زبان مختلف استفاده کرده و اين چنين است که ميتوان کتاب زندهام که روايت کنم را جزو آثار داستاني مارکز هم در نظر گرفت و آن را همچون رمان خواند.
کتاب زندهام که روايت کنم نشاندهنده وحدت ميان زندگي مارکز و جهان داستاني او و به تعبيري درهمتنيدگي اين دو جهان است. انتشار اين اثر نشان داد که بسياري از عناصر داستاني مارکز در آثار مشهوري چون «صد سال تنهايي» يا «عشق سالهاي وبا» و ساير آثارش ريشه در حوادث زندگي واقعي او دارند.
مارکز از مهمترين نويسندگاني است که در رمانهايش از رئاليسم جادويي استفاده کرده است. او در نوشتن زندگينامهاش نيز از رئاليسم جادويي استفاده کرده و اين هم يکي ديگر از خصلتهاي مهم کتاب زندهام که روايت کنم است. افزون بر اين، مارکز به ميانجي شرح وقايع زندگياش، تصويري از زمانهاي که در آن زيسته و نيز از وضعيت اجتماعي، سياسي و جغرافيايي پيرامونش به دست داده است.
کتاب زندهام که روايت کنم از اين حيث ميتواند اثري حتي آموزشي در نظر گرفته شود چرا که نشان ميدهد داستاننويس چگونه ميتواند روايت تاريخي از وضعيتي که در آن زيسته به دست دهد و اين امر به چيزي بيشتر از آشنايي با تکنيکهاي قصهنويسي نياز دارد.
خلاصه کتاب زنده ام که روايت کنم
مارکز در بخشي از کتاب زندهام که روايت کنم درباره دوران ابتداي جوانياش به نکاتي اشاره ميکند که نشاندهنده صراحت او در شرح زندگياش است و براي مثال ميگويد: «اگر بيست سال زودتر به پيشواز مد رفته بودم، بيشتر از روي نداري بود تا سليقه شخصي: سبيل کلفت و نامرتب، موهاي ژوليده، شلوار جين، پيراهن گلدار بنفش، و صندلهاي زائرانه. در تاريکي يک سالن سينما، شنيدم که يکي از دوستان دخترم، بيآنکه بداند نزديکش نشستهام، به کسي گفت: بيچاره گابيتو از دست رفته».
درباره گابريل گارسيا مارکز نويسنده کتاب زنده ام که روايت کنم
گابريل گارسيا مارکز، داستاننويس، روزنامهنگار، فعال سياسي و فيلمنامهنويس، در مارس 1928 در کلمبيا متولد شد. مارکز اولين نوشتههايش را در روزنامهها و نشريات مينوشت و پيش از آنکه به عنوان نويسنده به شهرت برسد به روزنامهنگاري مشغول بود. او در رشته حقوق در دانشگاه بوگوتا تحصيل کرد. عمده شهرت مارکز به دليل رمانهايش و به خصوص شاهکارش، «صد سال تنهايي»، است. او در سال 1982 برنده جايزه نوبل ادبيات شد و اين باعث شد که به يکي از چهرههاي ماندگار ادبيات امريکاي لاتين بدل شود. او سرانجام در سال 2014 از دنيا رفت. از ديگر آثار مارکز ميتوان به «پاييز پدرسالار» و «عشق سالهاي وبا» اشاره کرد که به فارسي هم ترجمه شدهاند.
کتاب زنده ام که روايت کنم براي چه کساني مناسب است؟
مارکز از بهترين و پرطرفدارترين نويسندگان سبک رئاليسم جادويي است و حتي اين سبک را در زندگينامهاش هم به کار بسته است. از اينرو مخاطبان اصلي کتاب زندهام که روايت کنم نه فقط علاقهمندان به کتابهاي زندگينامه، بلکه به طور کلي رمانخوانها و علاقهمندان به ادبيات داستاني هستند. همه خوانندگاني که از رمانهاي مارکز لذت بردهاند از خواندن زندهام که روايت کنم نيز به همان اندازه لذت ميبرند به خصوص از اين جهت که مارکز در اين کتاب نشان داده که چگونه بسياري از ماجراهاي جهان داستانياش را از متن زندگياش برگرفته است.