تجربه و هنر زندگی 22: بالکان اکسپرس
The Balkan Express
اسلاونکا دراکولیچ
سونا انزابی نژاد
گمان
دسته بندی: اندیشه-و-تفکر
| کد آیتم: |
157260 |
| بارکد: |
9786007289372 |
| سال انتشار: |
1397 |
| نوبت چاپ: |
4 |
| تعداد صفحات: |
224 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
پالتوئی |
کتاب «بالکان اکسپرس» نوشت? اسلاونکا دراکولیچ
جستارهایی دربار? جنگ بالکان و رابطهاش با زندگی روزمر? مردم یوگسلاوی سابق. کتاب «بالکان اکسپرس»، با عنوان اصلی The Balkan Express: Fragments from the Other Side of the War، کتابی دربار? رابط? میان جنگ و زندگی روزمره، با نگاهی به جنگ بالکان است.
اسلاونکا دراکولیچ در کتاب «بالکان اکسپرس» نه از چشم ناظری بیرونی بلکه بهعنوان نویسندهای اهل یوگسلاوی سابق که خود کموبیش در متن جنگ بالکان بوده و در بخشی از خاکِ درگیرِ این جنگ زیسته و آن را از درون تجربه کرده است، تجربهها و مشاهدات و دریافتهایش از جنگ بالکان را با نگاهی نقادانه شرح میدهد و ضمن بررسی تأثیرات این جنگ بر سبک زندگی و احساسات و افکار مردم عادی، این بحث را پیش میکشد که آدمهای عادی چگونه با واکنشهایشان در قبال جنگ و با ترسها و فرصتطلبیهایشان، نقش و سهمی، هرچند غیرمستقیم و ناپیدا، در ادامهیافتن جنگ ایفا میکنند و با جنگ شریک و همدست میشوند.
متن اصلی کتاب «بالکان اکسپرس» اولین بار در سال 1992 منتشر شده است.
مروری بر کتاب «بالکان اکسپرس»
اسلاونکا دراکولیچ در جستارهای کتاب «بالکان اکسپرس» با نگاهی انسانی و واقعبینانه از تبعات جنگ بالکان و تأثیرات ویرانگر آن بر زندگی دوستان و همکاران و هموطنان صرب و کرواتِ خود سخن میگوید و از زندگی زیر سای? مرگی که جنگ، مسبب آن است.
کتاب «بالکان اکسپرس» از مقدمهای با عنوان «آن روی دیگرِ جنگ» و هجده فصل تشکیل شده و هر فصل آن به جستاری اختصاص دارد که وجهی از جنگ را آشکار میکند و مجموع این جستارها در کنار هم، چهر? موحش جنگ را با وجوه گوناگونش نمایان میکنند.
فصلهای هجدهگان? کتاب «بالکان اکسپرس» عبارتند از: «شام در باشگاه هاروارد»، «هفتتیر پدرم»، «یک فنجان کاپوچینوی تلخ»، «سکوت مرگبار شهر»، «پناهجو شدن»، «بالکان اکسپرس»، «پاریس – ووکوار»، «زیر سلط? ملیت»، «بوی استقلال»، «آدمکشتن سخت است»، «مادرم در آشپزخانه نشسته و سیگار میکشد»، «بازیگری که وطنش را از دست داد»، «اگر پسری داشتم»، «حرفهای ایوان»، «قهوه خوردن رییسجمهور در میدان یلاچیچ»، «زنی که یک آپارتمان را دزدید»، «نامهای به دخترم» و «کفشهای پاشنهبلند».
دراکولیچ در کتاب «بالکان اکسپرس» از مردمی مینویسد که جنگ را تاب میآورند، به آن عادت میکنند و حتا همدست آن میشوند و نیز از سیاستمدارانی که از جنگ سود میبرند و اعتنایی به مردمی که جنگ نابودشان میکند و آسیبهایی جبرانناپذیر به آنان میزند ندارند.
کتاب «بالکان اکسپرس» آمیزهای است از تجربیات خود دراکولیچ و تجربیات هموطنانش از جنگ. در کتاب «بالکان اکسپرس»، جنگ از منظر مردم عادی روایت میشود و از تحولی سخن میرود که جنگ در زندگی و طرز فکر و احساسات آدمها ایجاد میکند. دراکولیچ در این کتاب نشان میدهد که آدمهایی که تجرب? جنگ را از سر میگذرانند دیگر همان آدمهای قبل از جنگ نیستند.
در بخشی از کتاب «بالکان اکسپرس» میخوانید: «جنگ مثل یک هیولاست. جانوری افسانهای که از یک جای خیلی دور میآید. دلت نمیخواهد باور کنی که این جانور کاری به کار زندگی تو دارد، سعی میکنی به خودت بقبولانی که همه چیز همانطور که بود باقی میماند، که این هیولا تأثیری بر زندگی تو نخواهد گذاشت، حتی وقتی که داری نزدیکشدنش را حس میکنی. تا اینکه این هیولا گلویت را میگیرد. نفست طعم مرگ میگیرد، خوابهایت پر میشود از تصویرهای کابوسوارِ بدنهای تکهتکهشده و کمکم مرگ خودت را تصویر میکنی. بهتدریج وقتی جنگ پیشتر میرود برای خودت واقعیتی موازی میسازی: از یک طرف یک جور وسواسگونهای سعی میکنی به چیزی که پیش از این روالِ عادی زندگی روزمرّهات بوده بچسبی، وانمود میکنی همه چیز عادی است، جنگ را نادیده میگیری. از طرف دیگر نمیتوانی آن تغییرهای عمیقی را که در زندگیات و در خودت اتفاق افتاده انکار کنی، تغییرِ ارزشهایت، احساساتت، واکنشها و رفتارهایت (میتونم کفش بخرم؟ اصلاً این کار معنی داره؟ حق دارم عاشق بشم؟) در دوران جنگ نحو? نگاهت به زندگی و چیزهایی که در آن اهمیت دارند بهکلی تغییر میکند. حتی سادهترین چیزها هم دیگر آن اهمیت یا معنای سابق را ندارند. اینجاست که میفهمی جنگ شده است، میفهمی که جنگ به تو رسیده است.
من قبلاً فکر میکردم جنگ در نهایت از راه ترس است که به ما میرسد، وحشتی که هم? وجودت را فرامیگیرد: تپش قلبی که سینهات را از جا میکند، عرق سردی که بر تنت مینشیند، دیگر هیچ تمایزی میان جسم و ذهنت باقی نمیماند و هیچ کمکی در کار نیست. اما جنگ بدتر از این چیزهاست. فقط قربانیات نمیکند بلکه خیلی از آن فراتر میرود. جنگ تو را به آن نقط? دردناک میرساند که مجبور میشوی بفهمی و بپذیری که داری به شکلی در آن مشارکت میکنی، همدستش شدهای. در یک موقعیت بهظاهر عادی یکباره میفهمی که تو هم شریک جرمش شدهای – با اظهارنظری بیهوا راجع به اینکه چرا دوست پناهجویت هنوز میخواهد کفش پاشنهبلند بپوشد، یا چیزی مانند این.»
دربار? اسلاونکا دراکولیچ، نویسند? کتاب «بالکان اکسپرس»
اسلاونکا دراکولیچ (Slavenka Drakuli?)، متولد 1949، روزنامهنگار، داستاننویس و جستارنویس اهل کرواسی است. دراکولیچ تحصیلکرد? ادبیات تطبیقی و جامعهشناسی در دانشگاه زاگرب است. او از سال 1982 تا 1992 عضو هیئت تحریری? نشریات «استارت» و «داناس»، دو نشری? چاپ زاگرب، بود و بیشتر درباره فمینیسم مینوشت. دراکولیچ در اوایل ده? 1990 میلادی کرواسی را، بهدلایل سیاسی، ترک کرد و به سوئد رفت. او اکنون در سوئد و کرواسی زندگی میکند. نوشتههای دراکولیچ بیشتر درباره فمینیسم و کمونیسماند. جنگهای یوگسلاوی و جنایتکاران این جنگها از دیگر موضوعات نوشتههای اوست. از آثار داستانی دراکولیچ میتوان به رمانهای «هولوگرامهای هراس»، «انگار آنجا نیستم: داستانی دربارهی بالکان» و «تختخواب فریدا» و از آثار غیرداستانی او میتوان به کتابهای «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم»، «کافه اروپا»، «دیدار دوباره در کافه اروپا» و «آزارشان به مورچه هم نمیرسید» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسی کتاب «بالکان اکسپرس»
کتاب «بالکان اکسپرس» با ترجم? سونا انزابینژاد در نشر گمان منتشر شده است. سونا انزابینژاد کتاب «من» را نیز به فارسی ترجمه کرده است.