افسانه پدران ما
معرفی کتاب
افسانه پدران ماداستاني درباره جنگ، فداکاري و جعلِ حقيقت. سورژ شالاندن در رمان افسانه پدران ما از تقابل قهرماني و قهرماننمايي سخن ميگويد؛ از کساني که واقعاً و بدون خودنمايي در جنگ رشادت به خرج دادهاند و آنها که سالها بعد از جنگ داستانهايي دروغين از رشادتهاي خود جعل ميکنند تا حقايقي را بپوشانند. داستان مربوط به جنگ جهاني دوم است و راوي رمان شخصي است که پدرش از قهرمانان واقعي و بيادعاي جنگ و عضو نهضت مقاومت بوده است. سالها از جنگ گذشته و راوي، که شغلش نوشتن خاطرات ديگران است، با شخصي مواجه ميشود که خود را يکي از قهرمانان جنگ معرفي ميکند و از او ميخواهد خاطراتش را بنويسد. اين آغاز مواجهه راوي با روي ديگر سکه قهرماني است. در بخشي از اين رمان ميخوانيد: «به پدرم راه نيافتم، ولي او هم به من راه نداد، کمکام نکرد. صلح او را به زندگي ساده بازگردانده بود، به خاطراتي با کلماتي مختصر. بهندرت در جشنها شرکت ميکرد. از برپايي مراسم يادبود اکراه داشت. جنگ را چيز وحشتناکي ميشمرد. فضاي آزاديِ پايان جنگ را ناعادلانه ميدانست. اگر با بروبچهها در رژه شرکت ميکرد بهخاطر آنها بود نه بهخاطر خودش. آنها دوست داشتند تبسم برومر، نگاهِ مستقيم و بيشيلهپيله او را ببينند. مدالهاي او در جعبه کهنهاي دسته شده و پنهان شده بود. در مورد پيکارگران راهِ آزادي چيزي جز دو صفحه، که امروز دستنيافتنياند، نديدم. نام او را در آن خوانده بودم. دو توصيف هم همراه آن بود. شجاع، بيهراس از خطر.»رمان افسانه پدران ما با ترجمه مرتضي کلانتريان در انتشارات آگاه منتشر شده است. درباره نويسنده: سورژ شالاندن (- 1952)، داستاننويس و روزنامهنگار فرانسوي.
- نام کتاب
- افسانه پدران ما
- نویسنده
- سورژ شالاندن
- مترجم
- مرتضی کلانتریان
- تعداد صفحات
- 168
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار
- 1403
- نوبت چاپ
- 6
- موضوع
- ادبیات فرانسه
- کد کالا
- 158438
افسانه پدران ما
داستاني درباره جنگ، فداکاري و جعلِ حقيقت. سورژ شالاندن در رمان افسانه پدران ما از تقابل قهرماني و قهرماننمايي سخن ميگويد؛ از کساني که واقعاً و بدون خودنمايي در جنگ رشادت به خرج دادهاند و آنها که سالها بعد از جنگ داستانهايي دروغين از رشادتهاي خود جعل ميکنند تا حقايقي را بپوشانند. داستان مربوط به جنگ جهاني دوم است و راوي رمان شخصي است که پدرش از قهرمانان واقعي و بيادعاي جنگ و عضو نهضت مقاومت بوده است. سالها از جنگ گذشته و راوي، که شغلش نوشتن خاطرات ديگران است، با شخصي مواجه ميشود که خود را يکي از قهرمانان جنگ معرفي ميکند و از او ميخواهد خاطراتش را بنويسد. اين آغاز مواجهه راوي با روي ديگر سکه قهرماني است. در بخشي از اين رمان ميخوانيد: «به پدرم راه نيافتم، ولي او هم به من راه نداد، کمکام نکرد. صلح او را به زندگي ساده بازگردانده بود، به خاطراتي با کلماتي مختصر. بهندرت در جشنها شرکت ميکرد. از برپايي مراسم يادبود اکراه داشت. جنگ را چيز وحشتناکي ميشمرد. فضاي آزاديِ پايان جنگ را ناعادلانه ميدانست. اگر با بروبچهها در رژه شرکت ميکرد بهخاطر آنها بود نه بهخاطر خودش. آنها دوست داشتند تبسم برومر، نگاهِ مستقيم و بيشيلهپيله او را ببينند. مدالهاي او در جعبه کهنهاي دسته شده و پنهان شده بود. در مورد پيکارگران راهِ آزادي چيزي جز دو صفحه، که امروز دستنيافتنياند، نديدم. نام او را در آن خوانده بودم. دو توصيف هم همراه آن بود. شجاع، بيهراس از خطر.»
رمان افسانه پدران ما با ترجمه مرتضي کلانتريان در انتشارات آگاه منتشر شده است.
درباره نويسنده: سورژ شالاندن (- 1952)، داستاننويس و روزنامهنگار فرانسوي.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم