بحران نفت - توسعه یا استقلال
محمدحسین خانلرخانی
کتاب پارسه
دسته بندی: تاریخ-ایران
| کد آیتم: |
1992143 |
| بارکد: |
9786002538505 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
344 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «بحران نفت» نوشت? محمدحسين خانلرخاني
پژوهشي دربار? ملي شدن نفت در ايران و خواستهاي که ملي شدن نفت در ايران را، بهرغم دشواريهاي فراوان، ميسر کرد. کتاب «بحران نفت: توسعه يا استقلال؟»، نوشت? محمدحسين خانلرخاني، در چارچوب رويکردي نظري، با عنوان «امنيت هستيشناختي»، به موضوع ملي شدن نفت در ايران ميپردازد و با اين رويکرد نظري توضيح ميدهد که چرا دکتر محمد مصدق توانست، با وجود موانع و دشواريهاي فراواني که بر سر راه ملي کردن نفت در ايران وجود داشت، اين خواسته را محقق کند.
محمدحسين خانلرخاني در کتاب «بحران نفت» دو رويکرد به موضوع نفت را مقابل يکديگر قرار ميدهد تا نشان دهد چگونه و تحت چه شرايط و براساس چه خواستههايي يکي از اين رويکردها، رويکردي که ملي شدن نفت مبتني بر آن بود، توانست به رويکرد غالب بدل شود و طرح ملي شدن نفت به پشتوان? آن به ثمر برسد.
کتاب «بحران نفت» نگاهي تازه به موضوع ملي شدن نفت در ايران دارد و اين رويداد مهمّ تاريخ معاصر ايران را از چشماندازي نو و متفاوت مورد بررسي و تحليل قرار ميدهد.
مروري بر کتاب «بحران نفت»
امنيت هستيشناختي، چنانکه در کتاب «بحران نفت» توضيح داده شده، نظريهاي است که از ساحت فلسفه و روانشناسي به ساحت سياست و روابط بينالملل وارد شده و گفتمانهاي سنتيِ مصلحتمحور در حوز? روابط بينالملل را مورد نقد قرار داده است.
در چارچوب همين نظري? امنيت هستيشناختي است که موضوع ملي شدن نفت در ايران در کتاب «بحران نفت» مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است.
پرسشي که باب بحث دربار? ملي شدن نفت را در کتاب «بحران نفت» باز ميکند اين است که چگونه، با وجود فشارهاي گوناگون دولتهاي غربي بر ايران براي جلوگيري از ملي شدن نفت، دولت مصدق توانست پاي اين خواسته بايستد و نفت را در ايران ملي کند.
بهاعتقاد محمدحسين خانلرخاني در کتاب «بحران نفت» اين توفيق با تحليل ملي شدن نفت براساس نظري? امنيت هستيشناختي قابل توضيح است و توجه به اين نظريه ميتواند روشن کند که دولت مصدق چگونه بر انواع فشارها فائق آمد و دربرابر آنها عقبنشيني نکرد و توانست خواست ملي شدن نفت را محقق کند.
نويسنده در ابتداي کتاب «بحران نفت»، پس از مقدمهاي که در آن به توضيح نظريات مختلف دربار? ملي شدن نفت پرداخته است، نظري? امنيت هستيشناختي را، که نظريهاي جديد در اين باب است، توضيح ميدهد تا خواننده پيشزمينهاي براي ورود به بحث اصلي کتاب به دست آورد و با چارچوب نظري اين بحث آشنا شود.
نظري? امنيت هستيشناختي، امنيت برآمده از احساس بودن در جهان را در تقابل با امنيت برآمده از بقا و حفظ خود از تهديدات و خطرات قرار ميدهد. اين نظريه، مبتني بر گفتمان عزتمحور و استقلالخواه، گفتماني در تقابل با گفتمان مصلحتمحور، است و امنيت را در پيوند با احساس استقلال و داشتن هويت و تشخص و مقابله با تحقير تعريف ميکند نه در پيوند با بقا و پيشرفت و توسعه به هر قيمتي.
کتاب «بحران نفت» نشان ميدهد که چنين تعريفي از امنيت چگونه وارد بحث روابط بينالملل شده است و روابط بينالملل ايران در جريان مذاکرات نفتي مربوط به ملي کردن نفت را چگونه ميتوان براساس آن تحليل کرد. اين کتاب بر آن است که توضيح دهد چگونه ملي شدن نفت ميسر شد و تحقق آن چه پيوندي با امنيت هستيشناختي داشته است.
در کتاب «بحران نفت» همچنين از گفتماني سخن رفته که پيش از شکل گرفتن گفتمانِ منجر به ملي شدن نفت، در تاريخ معاصر ايران، حول محور نفت، بهوجود آمده بوده است.
نويسنده در کتاب «بحران نفت»، ضمن توضيح و تشريح گفتماني که ملي شدن نفت را در ايران محقق کرد، توضيح ميدهد که ريش? شکلگيري اين گفتمان در کجاها بوده است.
کتاب «بحران نفت» از مقدمه، پنج فصل و يک مؤخره تشکيل شده است.
فصلهاي پنجگان? کتاب «بحران نفت» عبارتند از: «نظري? امنيت هستيشناختي»، «فراگفتمان منافع ملي (پهلوي اول)»، «نفت بعد از شهريور 1320»، «فراگفتمان استقلال؛ تکوين گفتمان تحقير» و «مذاکرات نفت در دولت مصدق؛ تحقق پيل? ادراکي».
در بخشي از کتاب «بحران نفت» ميخوانيد: «با اکتشاف نفت در ايران در خرداد 1287 ش، ميتوان ادعا کرد دورهاي در تاريخ معاصر ايران شکل گرفت که نفت در شکلگيري تحولات آن از اهميت بسزايي برخوردار بود. اهميت اين ماده که آن را نيروي محرک? عصر جديد صنعتي ميدانستند در دورههاي مختلف به طرق متفاوت براي ايرانيان مکشوف شده است. از زماني که به نفت به عنوان دارايي سلطان براي گذران زندگي دربار و خرج سفرهاي شاه نگريسته ميشد تا زماني که به عنصري از منافع ملي و سپس حاکميت ملي تبديل شد؛ در تمامي اين دوران، نفت به عنوان يک ماده ثابت بود، اما بازنمايي چنان با يکديگر متفاوت بود که ميتوان بر اساس تفاوت در اين بازنماييها دورههاي تاريخ معاصر ايران را تقسيم کرد. در اين چارچوب و با توجه به محدود? زماني موضوع پژوهش، ميتوان به دو دور? کلي در بازنمايي نفت اشاره کرد. در دور? اول، نفت به عنوان کالا و ابزاري جهت تحقق ترقي (پيشرفت) و کسب اهداف دولت – ملت نگريسته ميشد. در اين دوران با توجه به شکلگيري و تعين مفهوم دولت مدرن به عنوان يک دولت – ملت و استفاده از نفت به عنوان ابزاري در جهت تحقق اهداف آن و همچنين توجه به پيشرفت و ترقي مادي، گفتمان حاکم را گفتمان منافع ملي ميناميم. اين نامگذاري بيشتر ناظر بر توجه و تأکيد بر وجه مادي منافع ملي و مسئل? نفت است. در مقابل در دور? دوم، با حاشيهاي شدن مفهوم ترقي و پيشرفت مادي و تمرکز بر مفهوم استقلال، نفت و مسئل? آن در چارچوب تحقق استقلال و حاکميت ملي مطرح شد. در اينجا نفت با هويت اجتماعياي که خويشتن دولت مستقر را شکل ميداد، پيوند وثيقي داشت.»
کتاب «بحران نفت: توسعه يا استقلال؟» در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.