شب به خیر غریبه
مکایا بی گالت
آرش افراسیابی
بیدگل
دسته بندی: ادبیات-آمریکا
| کد آیتم: |
1993310 |
| بارکد: |
9786223131219 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
440 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
پالتوئی |
رمان شب به خير غريبه نوشت? مکايا بِي گالت
يک تريلرِ رازآلود دربار? سلط? گذشته بر حال و تلاش براي گريز از اين سلطه. رمان شب به خير غريبه با عنوان اصلي Goodnight Stranger، رماني دلهرهآور است دربار? اينکه گذشته چطور حضور خود را در حال حفظ ميکند و حال را تحت کنترل خود ميگيرد و به آن سمتوسو ميدهد.
مکايا بِي گالت در کتاب شب به خير غريبه از خانواده و تعلق و از کارکرد خاطره و قدرت گذشته ميگويد و از اينکه دلبستگي به گذشته و وابستگي به داشتهاي از دست رفته چطور ميتواند بر زندگي اکنونِ کساني که فقداني بزرگ و دردناک را تجربه کردهاند سايه اندازد.
متن اصلي رمان شب به خير غريبه اولين بار در سال 2019 منتشر شده است.
مروري بر رمان شب به خير غريبه
ليديا و برادرش، لوکاس، شخصيتهاي اصلي کتاب شب به خير غريبه، سالهاست در جزيرهاي زندگي ميکنند. آنها برادري هم داشتهاند که سالهاست مُرده است اما خاطرهاش هنوز در ذهن ليديا و لوکاس پررنگ است. ليديا، که راوي رمان است، در باج? اطلاعرساني اسکله کار ميکند و سروکارش با مسافرانيست که به جزيره ميآيند.
در ادام? رمان شب بهخير غريبه ميبينيم که سروکل? مردي غريبه در جزيره پيدا ميشود که حضورش در آنجا بر رَوَندِ عادي و يکنواخت زندگي ليديا و لوکاس تأثير ميگذارد و آنها را از پيل? انزوايي که گِردِ خود تنيدهاند بيرون ميکشد. اين غريبه جاذبهاي براي ليديا و لوکاس دارد. لوکاس معتقد است که او روح برادر مُردهشان را در خود دارد. ليديا اما مشکوک است اگرچه او هم جذبه و کششي را که غريبه برميانگيزد حس کرده است. غريبه هم علائمي بروز ميدهد که اين ظن را که شايد روح برادر مُرد? ليديا و لوکاس، طي تناسخ، در او حلول کرده باشد تقويت ميکنند. دانستههاي غريبه دربار? جزيره و ليديا و لوکاس و خان? آنها عواملي هستند که عجيب بهنظر ميآيند.
ليديا براي اينکه سر از راز غريبه درآورد و به هويت واقعي او پي ببرد بايد جزيره را ترک کند. ترکِ جزيره آرزوي ديرينِ ليدياست. او، چنانکه خود در همان اوايل رمان «شب بهخير غريبه» نقل ميکند، پيشتر براي تحقق اين آرزو اقدام به درخواست بورسي? تحصيلي کرده است. اما از طرفي او نگهداري از لوکاس را برعهده دارد. لوکاس البته خودش بالغ است و سرِ کار ميرود و بخشي از کارهاي خانه را هم انجام ميدهد اما بهشدت خجالتي و مضطرب است و تنهاست و هيچ دوستي ندارد و مراودات اجتماعياش بسيار ضعيف است. به همين دليل ليديا بايد بسياري از کارهايش را برايش انجام دهد. ليديا گرچه شوقِ ترک جزيره را دارد اما از سوي ديگر از اين بابت مضطرب است. گويي نيروي گذشته او را تسخير کرده و به جزيره چسبانده است. او سرانجام چه خواهد کرد و عاقبتِ او و برادرش چه خواهد بود؟ آيا راز غريبه برملا و هويتش رو خواهد شد؟ پاسخ اين پرسشها را با خواندن کامل داستان شب به خير غريبه در خواهيد يافت.
کتاب شب بهخير غريبه رماني دلهرهآور، رازآلود و معمايي و مبتني بر تعليق است؛ رماني که خواننده را تا به آخر دنبال خود ميکشاند.
مکايا بِي گالت در رمان «شب بهخير غريبه»، از خلال طرح داستاني جذاب و پرکشش، در يکي از موقعيتهاي بغرنج و اضطرابزاي انساني کندوکاو ميکند.
در بخشي از رمان «شب بهخير غريبه» ميخوانيد: «تابستان هفدهسالگيام، در آن ايام که مقدمات ترک خانه را براي رفتن به کالج فراهم ميکردم، در هواي اطرافم، بر فراز درختان و روي امواج دريا، حضور چيزي را حس ميکردم. انگار جزيره بود که نفس ميکشيد و تپش پرقدرت قلبش را احساس ميکردم. هنگامي که باد شاخ? درختان را به رقص درميآورد يا وقتي که با وزيدنهايش به مرغان دريايي مجال بال زدن نميداد، آن زمان که امواج دريا پرطنين و پياپي مينواختند و قلبم را به تپش واميداشتند، اين حس به سراغم ميآمد. در دل جزيره و در جاهايي که سکوت حکمفرما بود هم چنين حسي داشتم؛ در ميان شکوفهها و غنچهها، در پيچوتاب عروسهاي دريايي، در ذرات غبار که با گرماي هوا به رقص درميآمدند. حس ميکردم در جهان پيرامونم چيزي با قدرت تمام باز و بسته، پر و خالي، ميشود. موجود زندهاي در اطرافم دم فروميداد و دم برميآورد.
کمکم فکري شده بودم نکند جزيره با نفسها و تپشهاي قلبش قصد دارد پابندم کند. سنگيني وزن خودم را حس ميکردم. ميترسيدم دستآخر نتوانم از جزيره پا بيرون بگذارم. يک شب خواب ديدم که با قايقي پارويي در حال فرار از جزيره هستم و از فرط پارو زدن از نفس افتادهام. و بعد نگاهي به پشتسرم ميانداختم و ميديدم هنوز روي ماسههاي جزيرهام.»
دربار? مکايا بِي گالت، نويسند? رمان شب به خير غريبه
مکايا بِي گالت (Miciah Bay Gault) مدرس نويسندگي در کالج هنرهاي زيباي ورمونت و گردانند? جايز? کتاب ورمونت است. رمان «شب بهخير غريبه» اولين رمان اوست.
دربار? ترجم? فارسي رمان شب به خير غريبه
رمان شب بهخير غريبه با ترجم? آرش افراسيابي، همراه با متن مصاحبهاي که بهمناسبت انتشار اين رمان با مکايا بِي گالت انجام شده است، در نشر بيدگل منتشر شده است.
آرش افراسيابي متولد 1355 در تهران است. او داراي ليسانس مهندسي صنايع و فوقليسانس مديريت اجرايي است. رمان «شب بهخير غريبه» اولين ترجم? او در قالب کتاب است. از افراسيابي ترجمههايي هم در حوز? ادبيات در مجل? «ناداستان» منتشر شده است.