القصه - گزیده ی بیژن الهی
بیژن الهی
بیدگل
دسته بندی: شعر-معاصر-فارسی
| کد آیتم: |
1995364 |
| بارکد: |
9786223131547 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
638 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
معرفي کتاب القصه
منتخبي از آثار بيژن الهي اعم از تأليف و ترجمه. القصه: گزيدهي بيژن الهي مجموعهايست متنوع، شامل اشعار، ترجمهها و نوشتههاي مختلف بيژن الهي که بسياري پيشتر در کتابهايي مستقل به چاپ رسيده بودند و اکنون گلچيني از آن کتابها در کتاب القصه آمده است.
دربار? کتاب القصه
مقدمهاي با عنوان «آيندهها گشوده بود» سرآغاز القصه است و سپس آنچه از بيژن الهي را که در اين کتاب گردآوري شده است ميخوانيد که عمدتاً شامل ترجمهها و اشعار اوست.
کتاب القصه همچنين حاوي نظرات و ديدگاههاي بيژن الهي دربار? شعر و ادبيات و ترجمه است که هم ميتواند بابي باشد براي ورود به جهان ذهني و زيباييشناختي آثار او و رويکرد خاصش در ترجمه و هم شيوهاي براي درک ادبيات و آثار ادبي.
القصه از مقدمه، مؤخرهاي با عنوان «به جواني يا پيري» و چهارده بخش تشکيل شده است. بخشهاي چهاردهگان? اين کتاب عبارتند از: «از "جوانيها"»، «از "چارشنبه – خاکستر"»، «ما اکنون دو عاشق سحري»، «از "ديدن"»، «از "اشراقها"»، «از "مُستغلات"»، «تجربهها، تمرينها، توضيحها»، «از "نيتِ خير"»«از "تاملِ ايامِ گذشته"»، «از "تاريخ صنيعيي شهرها و..."»، «از ارضِ موات»، «از "سيرانو دو برژراک"»، «از "حلاجُالأسرار"» و از "صبحِ روان"».
القصه: گزيدهي بيژن الهي در نشر بيدگل منتشر شده است.
بخشي از کتاب القصه
«... و چيزي حواليي چارده سالم بود که در روزنامهها برخوردم به شعري از مردي به نام نيمايوشيج: "خواب در چشم ترم ميشکند..." ندانستم يعني چه، ولي جذبم کرد و، هرچه بيشتر ميخواندم، بيشتر جذب ميشدم. بعدها بود که نيماشناس شدم: چيزها ياد گرفتم از شعر او که هنوز هم نديدهام در سخن کسي. ديرترها، اما، شرارههايي از آن "چيزها" در نامههاي خودش ديدم: چه نامههاي متيني، بهبه! پس آنک به خودم گفتم و اينک به تو ميگويم که در ايران نوين هيچ "کبير"ي نيامده در هيچ زمينهي فرهنگي الا نيما. و من از بس که دوستش داشتم آن ايام، شبي به خوابش ديدم. قهوهخانهام برد و چاي داد. اما غمگين بود و پکر. خدا بيامرزد.
آن زمان خيليها به ريش ما خنديدند، لج خيليها بالا آمد، که طفل اول بايد برود سواد ياد بگيرد، بعد فلان و بهمان بکند! فريدون رهنما، ولي، به طفل پناهي داد. خدا بيامرزد. گفت غلط کردهاند! الوار گفته مهرورزي راه شناساييست! ديرترها به "دانته"ي اليوت برخوردم. در مقدمهاش به گريه افتادم. مينويسد من ديوانهي شعر فرانسوي بودم، ديري از آن پيش که قادر به ترجمهي صحيح دو مصرع باشم! باري، من نگاه ميکردم ميديدم نيما چه بسا "خشن و سقط" اختيار ميکند از کلمات تا رام کند.»
دربار? بيژن الهي
بيژن الهي شيرازي، متولد 1324 در تهران و درگذشته به سال 1389، مترجم و شاعر ايراني بود. الهي يکي از شاعران جريانگريز و پيشرو ايراني است. او از شاعران نوگراي متعلق به جريان شعري موسوم به «شعر ديگر» بود.
اشعار بيژن الهي اشعاري نامتعارف نسبت به رسم شعري رايج زمانهشان بودند. او آثارش را با وسواس منتشر ميکرد. در ترجمه هم دستي داشت. چندين زبان ميدانست و ترجم? آثاري از شاعران مطرح جهان را در کارنام? کاري خود داشت.
الهي با نشريات گوناگوني نظير «خوشه» و «جزو? شعر» و «دفترهاي روزن» و «بررسي کتاب» و «انديشه و هنر» و «تماشا» همکاري داشت. مدتي هم مدير يک مؤسس? انتشاراتي به نام انتشارات پنجاهويک بود که در نشر رويکردي نوگرا و پيشرو داشت اما طولي نکشيد که درش تخته شد.
از آثار شعري بيژن الهي ميتوان به دفتر شعر «جوانيها» و از ترجمههايش ميتوان به کتاب «اشراقها: اوراق مصور آرتور رَمبو» و «نيتِ خير» اشاره کرد.
کتاب القصه براي چه مخاطباني مناسب است؟
خواندن القصه: گزيدهي بيژن الهي را به هم? علاقهمندان شعر پيشنهاد ميکنيم.