مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

1979

نویسنده: کریستیان کراخت
مترجم: محمد همتی
دسته‌بندی: ادبیات آلمان
کد آیتم: 1995634
تومان 170,000

مشخصات

کد کالا: 1995634
بارکد: 9786004905077
سال انتشار: 1403
نوبت چاپ: 1
تعداد صفحات: 152
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی

معرفی

معرفي رمان 1979

داستان مواجه? روزمره‌گي و دلزدگي و ازخودبيگانگي يک غربي با انقلاب و وقايع سياسي شرق. 1979 رماني‌ست از کريستيان کراخت، نويسند? سوئيسي، که وقايع آن در ايران و تبت و اردوگاه‌هاي چين کمونيست اتفاق مي‌افتد.
متن اصلي کتاب 1979 اولين بار در سال 2001 منتشر شده است. اين رمان دستماي? اقتباس تئاتري هم قرار گرفته است.

دربار? رمان 1979

در سال 1979، درست در بحبوح? انقلاب ايران، دو مرد جوان به ايران سفر مي‌کنند. يکي از اين دو راويِ رمان 1979 است و ديگري دوست او که بيمار است. اين دو از دل فرهنگ غرب و سبک زندگي جوانان غربي دهه‌هاي 1960 و 70 ميلادي که عصيان عليه فرهنگ پدران از مشخصه‌هاي آن بود، وارد وقايع سياسي شرق مي‌شوند و با چيزهايي مواجه مي‌شوند که غريب مي‌نمايد.
راوي بي‌نام کتاب 1979 با خونسردي‌اي منفعلانه آن‌چه را که مي‌بيند نقل مي‌کند. او يک تماشاچي منفعل و بي‌ربط با چيزهايي‌ست که آن‌ها را متعلق به دنياي خود نمي‌بيند. داستان اما به جايي مي‌رسد که او احساس مي‌کند که بايد تصميمي بگيرد و همين احساس ضرورت است که راوي را از ايران به تبت مي‌کشاند. اما راوي توسط ارتش چين دستگير مي‌شود و سر از اردوگاه درمي‌آورد. باقي داستان به توصيف زندگي در اردوگاه مي‌گذرد. راوي در اردوگاه، تحت آموزش‌هاي ايدئولوژيک کمونيستي قرار مي‌گيرد. او همچنين با يک زنداني سياسي به نام ليو آشنا مي‌شود که مي‌کوشد شرايط سخت زندان را با کار هنري تاب بياورد و تحمل‌پذير کند اما سرنوشتي تراژيک پيدا مي‌کند.
راوي 1979 در نقل خشونت‌ها و وقايع تراژيک و هولناک و تلخي که با آن‌ها مواجه مي‌شود لحني خونسرد دارد. او روايتگري سرد است که بدون هيچ احساسي تنها آن‌چه را مي‌بيند روايت مي‌کند.
رمان 1979 داستان يک فروپاشي دروني در متن يک ساختار سياسي در حال فروپاشي و پديداري انقلاب و نيز داستان مواجه? يک غربي با حکومت ايدئولوژيک در چين است. نويسنده در اين رمان از مواجه? بي‌حسي و يخبندان درون با بحران و فروپاشي بيروني سخن مي‌گويد و از مواجه? روزمره‌گي با سياست.
کتاب 1979 با ترجمه و مقدم? محمد همتي در نشر نو منتشر شده است.

بخشي از رمان 1979

«خودم را به قول معروف به سيل جمعيت سپردم، همه‌جا پر از چهره‌هاي شاد و گشاده بود، به پهناي خيابان ماشين ايستاده بود، خيابان‌ها از جمعيت موج مي‌زد، اسلحه‌هاي چوبي و رنگ‌شد? بچگانه را ديدم که مردم سر دست گرفته بودند، بچه‌ها نارنجک‌هايي از جنس خمير کاغذ به کمر بسته بودند، بادکنک‌هاي سبز در آسمان زمستاني پوشيده از ابرهاي سنگين شناور بودند، کسي از بالاي برجي تلويزيوني را به پايين انداخت، روي آسفالت خُرد و خمير شد.
زن‌ها پارچه‌هاي سياهي به سر کرده بودند و از من رو مي‌گرفتند. مردي روي کفش‌هايم تف کرد، يکي ديگر رسيد و او را کنار زد و مرا بغل کرد و چند بار به هر دو گونه‌ام بوسه زد. ساعت‌ها در اين شهر غول‌آسا راه رفتم. اتفاق تازه‌اي رخ داده بود، اتفاقي غيرقابل درک، مثل گردابي که همه چيز را به درون خود مي‌کشيد، هرچه محکم بسته نشده بود، حتي آنها هم که محکم بسته شده بودند، ايمن نبودند. گويي که ديگر هيچ مرکزي در کار نبود، يا بود و در اطرافش چيزي نبود.»

دربار? کريستيان کراخت، نويسند? رمان 1979

کريستيان کراخت، متولد 1966، روزنامه‌نگار و داستان‌نويس سوئيسي است. او همکاري با نشريات مختلفي از جمله مجل? «اشپيگل» و روزنام? «فرانکفورتر آلگماينه سايتونگ» را در کارنام? کاري خود دارد.
کراخت در آثار داستاني‌اش فرهنگ پاپ و فاخر را به هم مي‌آميزد. آثار او پر از ارجاع و اداي دين به آثار ديگر ادبي هستند و از اين نظر در دست? ادبيات موسوم به «پاستيچ» قرار مي‌گيرند.
ازخودبيگانگي، نوميدي، شکست، مرگ و مصرف‌گرايي غربي از مضامين اصلي آثار داستاني کريستيان کراخت هستند. از آثار او مي‌توان به رمان‌هاي «من اينجا در آفتاب و سايه خواهم بود» و «مردگان» اشاره کرد.

رمان 1979 براي چه مخاطباني مناسب است؟

خواندن کتاب 1979 کريستيان کراخت را به هم? علاقه‌مندان ادبيات داستاني پيشنهاد مي‌کنيم.

نظرات کاربران

0.0 از ۵
بر اساس 0 نظر

خدمات و ارسال

ارسال سریعارسال به سراسر کشور در کمترین زمان
تضمین اصالت کالاکالاهای اورجینال و با گارانتی معتبر
بسته‌بندی مناسببسته‌بندی ایمن برای جلوگیری از آسیب
پشتیبانی خریدپاسخگویی به سوالات قبل و بعد از خرید