بارن باگه
مشخصات
معرفی
معرفی کتاب بارن باگه اثر الکساندر لرنت هولنیا
سرگذشت تلخ و عجیب مردی در میدان جنگ و پس از آن در کتاب بارن باگه که از زبان خودش نقل میشود دارای صمیمیتی گیرا و جذاب است. داستان بارن باگه در جنگ جهانی اول میگذرد وقتی هم سرگذشتش را در میدان جنگ و هم در میدان عاشقی میشنویم. این کتاب به دلیل اینکه نویسندهای شاعر دارد سرشار از حس شاعرانگی در ساخت تصاویر و داستان است، اما زبان و کلماتش را مثل شعر بیان نمیکند و کاملاً داستانگوست. فضاهای غریب بین مرگ و زندگی که در رمان بارن باگه بهخوبی پیداست از چیزهایی هستند که الکساندر لرنت هولنیا، نویسندۀ کتاب، در زندگی خود تجربه کرده بود و از جهان شخصی خودش بیرون آمده است. مرز رؤیا و واقعیت در این داستان در هم میرود اما نه همچون داستانهای تخیلی و رؤیاگون. این کتاب موضوعی دربارۀ جنگ دارد و با همین آغاز میشود که سرهنگی از یک هنگ در جنگ قرار است سرگذشتی از خودش را تعریف کند که مربوط به یک سفر درزمان جنگ و داستانی دربارۀ یک عشق است. کتاب بارن باگه با ترجمۀ اژدر انگشتری از نشر افق به چاپ رسیده است.
دربارۀ کتاب بارن باگه و ویژگیهای این اثر
نثری که پیوسته و بیوقفه داستانی را تعریف میکند که مانند تمامی آثار نویسندهاش از تم مرگ و مرگ تدریجی برخوردار است و شاعرانگی و تخیلی ویژه را در خود دارد مهمترین ویژگی کتاب بارن باگه است. زنده کردن خاطرۀ پادگانهای قدیم، قشونها و آنچه در جنگ گذشته بود، سرنوشت آدمهایی که هویتشان به جنگ گره خورده و عشقهایی در تاروپود فناپذیری از بخشهایی هستند که در داستان بارن باگه اتفاق میافتند و این خاطرات و بازسازی خاطره همیشه در خود چیزی از شعر، رؤیا و خیال دارد. صحنههای زیبایی که در کتاب خلق میشوند، همراه با توصیفاتی که از فضا و مکانها ارائه میشوند به داستان بارن باگه جلوههای بصری زیبایی بخشیده است. داستان با اینکه هنوز تبدیل به رمانی بلند نشده، اما کامل و بدون نقص روایت کسی را در زمان جنگ تعریف میکند. شخصیتهای فرعی این داستان، با وجود اینکه گاهی نقش زیادی بر عهده ندارند، اما با طنزی دوستداشتنی و عادتهای انسانی و قابل لمس ساخته شدهاند. تمام داستان در مرزی غریب بین رؤیا و واقعیت اتفاق میافتد. حتی خود بارن باگه گاهی شک میکند که آیا این خودش است که دارد این لحظهها و این سفر را تجربه میکند یا راوی یک داستان است. انگار اتفاقات در زمانی بین خواب و بیداری، ناهوشیاری، یا فاصلۀ احتضار، آنچه ما را بهسمت مرگ میکشاند اما کامل اتفاق نیفتاده است، میگذرد. در مؤخرۀ کتاب آمده که الکساندر لرنت هولنیا از چنان تخیلی همیشگی برخوردار بوده است که میتواند مردهها و زندهها را سر یک میز کنار هم بنشاند، اما چیزی که در داستان بارن باگه رخ میدهد این است که این تخیل چنان در ذهنمان واقعی جلوه میکند که فکر نمیکنیم دائماً با چیزی غیرواقعی طرف هستیم. کتاب بارن باگه حاصل زندگی و تجربههای نویسندهاش است. نویسندهای که کودکیاش را با تجربههای جنگ سپری کرد و شعر میگفت و زبان غنایی داشت و ماجراجوییهایش چیزی شبیه به ماجراهای شخصیتهای داستانش با نام بارن باگه است.
خلاصۀ کتاب بارن باگه
ماجرای داستان بارن باگه از یک مهمانی در جمع اشراف شروع میشود که بارن باگه هم در آن جمع حضور دارد و چون بهخاطر مرگ دو زن انگشت اتهام بهسمتش نشانه رفته، شروع میکند سرگذشت و خاطراتش را تعریف کردن و با مرور گذشتهای که در جنگ جهانی اول گذشته است داستانش را بازگو میکند: روایت وقتی که در جنگ همراه یک فرمانده میجنگید و عشقی را از سرگذراند و داستان مرگهایی که در برابرش اتفاق افتادند. شخصیتهای رمان بارن باگه بسیار پرجزئیات هستند و با اینکه داستانی کوتاه است، اما شخصیتپردازی بسیار دقیقی دارد. زمان احتضار، مرگ، عشق، هویت، جنگ و آنچه در جنگ از دست میرود از مضامینی هستند که در کتاب بارن باگه به آنها پرداخته میشود. بیثباتی فرماندهی در جنگ، سرمای زمستان و تخیلی شاعرانه این اثر را تبدیل به داستانی خواندنی کرده است. در میانۀ این جنگ و در میانۀ داستان که بارن باگه در جنگ است، عشقی زیبا و پرشور میان او و دختری شکل میگیرد، اما سرانجامش نیز مانند جنگ و زمستان طولانی داستان به هیچ میانجامد. تصاویر لایهلایه از فروپاشیهای مختلف در تمامی خردهپیرنگها و داستانهای فرعی این کتاب به جذابیتهای خواندنش افزوده است.
دربارۀ الکساندر لرنت هولنیا، نویسندۀ کتاب بارن باگه
الکساندر لرنت هولنیا متولد 1897 در اتریش است و در 1976 از دنیا رفت. او شاعر و نمایشنامهنویس هم بود و ویژگی شاعری در تمامی نثرهای او و تخیل آزادش در داستانها و نمایشنامههایش بهخوبی پیداست. پدرش افسر نیروی دریایی بود و بعد از به دنیا آمدن پسرش از همسرش جدا شد و الکساندر همراه مادرش و در جمع اشراف بزرگ شد. الکساندر لرنت هولنیای جوان هر دو جنگ جهانی را دیده بود و آثارش از تأثیرات این دو جنگ خالی نیستند. او در جوانی هنگام شروع جنگ جهانی اول به سوارهنظام پیوست و جنگ را از نزدیک به چشم دیده بود. موتیف مرگ و مرگ تدریجی همیشه در آثار او وجود دارند و تکرار میشوند، شاید به این دلیل که جنگ بزرگترین میدان برای مواجهه با این مفهوم است. با شروع جنگ جهانی دوم دوباره بهعنوان افسر ذخیره به میدان نبرد رفت اما در سالهای پایانی به بهانۀ بیماری از ادامۀ جنگیدن سر باز زد. او بعد از جنگ به یک چهرۀ فرهنگی تبدیل شد. مینوشت، روزنامهنگاری میکرد و سردبیر نشریه شد و از روی آثارش در سینما هم فیلم ساخته شد. او در سال 1976 بهخاطر بیماری سرطان ریه درگذشت. بارن باگه یکی از آثار مهم اوست که در ایران با ترجمۀ اژدر انگشتری منتشر شده است.
دربارۀ اژدر انگشتری، مترجم کتاب بارن باگه
اژدر انگشتری متولد سال 1360 و مترجم زبان آلمانی است. ترجمههای او دقیق و رواناند و زبان نویسنده را در برگردانهای فارسی خود بهخوبی منتقل میکند. او کارش را با ویراستاری آغاز کرد. آثاری که او برای ترجمه انتخاب کرده است اغلب ارتباطی با جنگهای جهانی یا دوران رکود و حواشی مربوط به جنگ دارند که کتاب بارن باگه نیز از همین مجموعه است. رمانهای خوبی مانند فابیان، دون ژوان، ازدواجهای فیلیپس بورگ، کسی نظر کرده آسمان نیست، کبوتران روی چمن، و انجمن زیر شیروانی از ترجمههای او از زبان آلمانی هستند.
کتاب بارن باگه برای چه کسانی مناسب است؟ کتاب بارن باگه به دوستداران ادبیات آلمان، ادبیات جنگ، ادبیات رئالیستی، خوانندگان نوولا و داستانهای بلند، و علاقهمندان به داستانهایی که مربوط به حواشی جنگ جهانی اول و دوم هستند پیشنهاد میشود.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم