تشنگی و دو نمایشنامه دیگر
مشخصات
معرفی
هر سه نمايشنامه موجود در کتاب تشنگي و دو نمايشنامه ديگر، اثر يوجين اونيل، شخصيتها اسير شرايطي تقريبا پوچ ميشوند. حقيقت بيرحم همچون سيلي محکم به آنها رخ مينمايد. زيباييها و فريباييها ناگهان برايشان بيارزش ميشود. در نمايشنامه تشنگي، حقيقت همچون نور شديد خورشيد چشم را خيره ميکند و در نمايشنامههاي بعدي، شخصيتها با تندبادي مواجه ميشوند که آنها را به کام نابودي ميکشاند و دليلش چيزي جز خطاي خودشان نيست.
در بخشي از نمايشنامه تشنگي ميخوانيد:
مرد: من تو زندگي خيلي اميدا داشته م. هميشه اميد باطل داشته م. ما از مسير کشتياي بخار دور افتاديم. من از چيزي از دريانوردي نمي دونم با اين حال شنيدم که رو عرشه ميگفتن داريم از راهي ميريم که کسي از اون نميره. چرا اين کارو کرديم نمي دونم. به گمونم ناخدا ميخواست ميون بر بزنه. فقط خودش مي دونست چي تو سرشه.