ابان، سابانا، داوید (اختران)
مارگریت دوراس
قاسم روبین
آمه
دسته بندی: ادبیات-فرانسه
| کد آیتم: |
2432 |
| بارکد: |
9789642071241 |
| سال انتشار: |
1396 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
120 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
ابان، سابانا، داويد، اثر دوراس، داستان آنهاييست که از اردوگاه آلمان نجات يافتهاند و اسير کمونيسم روسي شدهاند، ماجرا با گشتن داويد و سابانا به دنبال ابان در شبي سرد و يخبندان شروع ميشود. آنها او را در خانه ي لخت کنار جاده مي يابند. داويد و سابانا مأمور محافظت از ابان هستند حال آنکه گرينگو مامور کشتن او. ...
بخشي از کتاب ابان، سابانا، داويد:
کسي از راه ميرسد. بلند قد و باريک است، با موهاي خاکستري.
نگاه سابانا به تازه وارد است. مرد به سابانا لبخند ميزند. سابانا لبخند به لب ندارد. مرد مي پرسد:
-از اينجا رد مي شدم…
به هم نگاه ميکنند. مرد ظاهرا فقط سابانا را ديدهاست. سابانا راست نشستهاست کنار داويد، دورتر از مرد يهودي.
-در را ببند، شب است، هوا سرد است.
مرد ميرود در را ميبندد، بعد برميگردد، ميآيد نزديک زن، از پس شيشههاي بيپرده پنجره جاد? يخي را نشان ميدهد، بعد به يهودي اشاره ميکند، ميگويد:
-از اينجا رد ميشدم، صداي گريه شنيدم، آمدم تو.
نگاه چشمهاي آبي روي تازه وارد است، ثابت.
-کي هستي؟
-ابان صدايم ميکنند.
-اسم اين هم ابان است، ولي يهودي صدايش ميکنند. گرينگو امشب جلسه دارد. تا آمدن گرينگو، ما مراقب اين هستيم. به گفت? همين، هوا که روشن بشود گرينگو ميآيد.