لبخند باشکوه آقای گیل
مشخصات
معرفی
در کتاب لبخند با شکوه آقاي گيل ميخوانيد:
من يه گيلم. من غرور خودمو به اين مفتي مُچاله نمي کنم... يه بار غرور من شکست. ميدوني کِي؟ نبودي! روزي که فرشها رو لوله کردهبودن و مجسمه ها رو ميآوردن پايين. وقتي سمسار اومد و با چند تا عمله ميخواست کاشيها و مرمرهاي بيروني عمارتِ منو بکَنه، قوهاي استخر اومده بودن زير درخت شاه بلوط و من غريبانه توي مه نگاه مي کردم و دلم از حال رفت و نشستم.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم