نیروی سیگما، کتاب دوم: نقشه ی استخوان ها
مشخصات
معرفی
رمان نقشه استخوانها ماجرايي شگفت انگيز، تخيلي، معمايي و جنايي را به تصوير ميکشد. داستان با هجوم عدهاي مسلح در لباس مبدل به کليسايي در آلمان و دزديده شدن استخوان هاي مگي آغاز ميشود؛ در واتيکان آشفتگي ايجاد ميشود، با سرکردگي گريسون پيرس وارد عمل ميشود. حين عمليات براي دستگيري افرادي که استخوانهاي مقدس با قدرت تغيير سرنوشت بشر را دزديدهاند به انجمني مرگبار بر ميخورند. رمان حاضر تلاش هاي علم و مذهب را براي نجات بشر از سرنوشت وحشت آورش به تصوير مي کشد.
گزيده اي از کتاب نقشه استخوانها:
وقتي وارد شدند، کشيش در اتاق را بست. اينجا اتاقي بود که کشيش و پسرهاي محراب پيش از مراسم، لباس ميپوشيدند.
راشل صداي قفل را پشت سرش شنيد.
نيم دور چرخيد و تفنگي را ديد که روي سينهاش نشانه گرفته شدهبود. تفنگ در دست کشيش بود. چشمان کشيش به سردي و سختي مرمر صيقل خورده بود.
کشيش با قاطعيت گفت: "تکون نخوريد".
راشل يک قدم عقب رفت. ويگور به آرامي دستانش را بالا برد.
هر دو طرف اتاق چوب رختيهايي با رداها و لباسهاي رسمي مراسم هر روزه کشيشها وجود داشت. يک ميز هم با جامهاي نقرهاي مناسب همين مراسم ديده ميشد. يک صليب بزرگ طلاکاري شده هم که روي يک ميله آهني نصب شده و نشان پيشروي مراسم بود، کنج ديوار تکيه داده شده بود.
در سمت مخالف اتاق باز شد.
يک مرد عظيم الجثه آشنا وارد شد و چهارچوب در را گرفت. همان مردي که در کلن به راشل حمله کرده بود. مرد يک چاقوي بلند با تيغه خيس و خونين در يک دستش داشت. مرد وارد اتاق شد و با يکي از لباس هاي آويزان، چاقويش را پاک کرد.
راشل حس کرد که ويگور کنارش لرزيد.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم