سهراب کشی
بهرام بیضایی
روشنگران و مطالعات زنان
دسته بندی: نمایشنامه-و-فیلم-نامه
| کد آیتم: |
6364 |
| بارکد: |
9789648564877 |
| سال انتشار: |
1398 |
| نوبت چاپ: |
5 |
| تعداد صفحات: |
128 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
سهرابکُشي
روايت بهرام بيضائي از يکي از مشهورترين شاهکارهاي حماسي – تراژيک ادبيات ايران و جهان. بيضائي در نمايشنامه «سهرابکُشي» به سراغ داستان رستم و سهراب از شاهنامه فردوسي رفته و آن را از نگاه خود روايت کرده است. در روايت بيضائي از رستم و سهراب اين داستان از انتها، يعني از زخمخوردن سهراب، آغاز ميشود. بيضائي درون شخصيتهاي اين داستان حماسي را ميکاود. او در اين نمايشنامه از زبان تهمينه که بر نعش فرزندش، سهراب، مويه ميکند جامعهاي را که سهرابکُشي از مناسبات آن پديد ميآيد نقد ميکند. تهمينه در اين نمايشنامه پهلوانانِ پسرکُش را مؤاخذه ميکند. «سهرابکُشي» نمايشنامهاي است که از خلال مواجهه با داستاني قديمي و مشهور با مضمون پسرکُشي، به بازخواني انتقادي تاريخ و جامعه ميپردازد. زبان نمايشنامه زباني ريشهدار در زبان فارسي کهن و متأثر از آن است. اينک بخشي از اين نمايشنامه: «توس: خود کردهاي، نفرينِ ديوان ميکني؟ ديو تو را دشنه داد تهمتن؟
رستم: ديوِ ترس؛ آري – پَرواي جان کردم؛ از يلي که ندانستم زادهي من است!
توس: در شگفتَم که دلسوزي بر خويش ميکني يا فرزند!
گودرز: توس بس کنيد؛
و بيشتر بگوييد اگر چارهيي ميدانيد!
سُهراب: [ميغُرّد] چگونه ميشدَمي دانست؟
به چه جز پُرسيدن؛
و من از هر کسي پُرسيدم!
هر کس نشانهاي پنهان کرد؛
تا اين شکاف در پهلويم مرا بخشيدند،
که از کسي پنهان نيست!
اين است آنچه من در پِي آن آمدم؟»
«سهرابکُشي» در انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده است.
درباره نويسنده: بهرام بيضائي (- 1317)، کارگردان تئاتر و سينما، نمايشنامهنويس، فيلمنامهنويس، تدوينگر، پژوهشگر، مقالهنويس، داستاننويس، مترجم و شاعر ايراني.
رتبه گودريدز: 4/13 از 5.