نفرین خاکستریی
برچسبها
مشخصات
معرفی
نفرين خاکستري
داستان درباره دختري است که «ايشا» نام دارد. «ايشا» توسط پزشکش که «سايکو» نام دارد تشويق ميشود تا رمان بنويسد. او رمانش را به همراه نامهاي براي همسرش امير ميفرستد. ايشا در رمانش خود را از عفريتهها معرفي کرده و از رازي پردهبرداري ميکند اما پزشک او چنين اعتقادي ندارد. نامه بعدي از طرف مادر ايشا به امير است. اين نامه هم ابعاد ديگري از مسأله را روشن ميکند و رازهاي بيشتري درهم گره ميخورند. رازهاي به وجود آمده همراه با ماجراهاي روز ايران مسير داستان «نفرين خاکستري» هستند.
در بخشي از داستان آمده است:
«روي صندلي گهوارهاياش مينشيند، سيگار ميکشد و به دريا خيره ميشود. سيگار کشيدن را پس از مرگ يشنا آغاز کرده بود. سيگار بدون فيلتر ميکشيد. عادت داشت سيگارش را تا آخرين لحظه ميان انگشتها نگه دارد، تا زماني که مجبور شود خاموشاش کند. شايد اين سوختن بيشتر از سيگار کشيدن به آفريدت لذت ميداد.»
درباره نويسنده: مهسا محبعلي (1351 ) نويسنده ايراني، صاحب اثر «نگران نباش»