برف کهنه برف نو
مشخصات
معرفی
ولی اینجا در خلوت، این زن را جور دیگری دیده بود و همین باعث شده بود خودش را هم جور دیگری ببیند، متفاوت با دیگران. حالا اینجا، بعد از سیسال، بار دیگر داشت او را میدید. عکسش توی دستش بود و نمیتوانست به مادرش بگوید که دخترش را میشناسد، حتی خودش را میشناسد. دیده بودش در خانهٔ دیانا، ولی چه میگفت؟! اگر میگفت، پیرزن باور میکرد؟ خوشحال میشد؟...
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم