آثار نمایشی ویلیام شکسپیر - شاه هنری ششم - قسمت سوم
King Henry
ویلیام شکسپیر
حمیدرضا ابراهیمی
سروش
دسته بندی: نمایشنامه-و-فیلم-نامه
| کد آیتم: |
2306095 |
| بارکد: |
9789641227243 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
164 |
| سال انتشار: |
1404 |
شاه هنری ششم بعد از تحمل مصائب و کشمکشهای زیاد برای اثبات حقانیتش به عنوان نماینده خاندان لنکستر، در برابر خاندان یرک که مدعی تاج و تخت او شده اند به مراحل سرنوشت ساز این نبرد می رسد. مترجم حمیدرضا ابراهیمی (۱۳۴۳) با تمرکز روی آثار تاریخی شکسپیر که تا قبل از آن نیمی همچنان ترجمه نشده باقی مانده بود، این بخش از آثار شکسپیر را کامل کرد مخاطب با مطالعه دقیق و تفکر در خصوص . این آثار که گاهی از تراژدیها یا کمدیهای شناخته شده این درام نویس شهیر نیز فراتر می رود به درک و شناخت جدیدی از رویکردهای انتقادی به مقوله تاریخ دست خواهد یافت.
قسمت سوم پایان مجموعه سه قسمتی ظهور و اقول شاه هنری ششم، در برهه تاریخی بین سالهای ١٤٢١ (که سال تولد هنری ششم نیز هست. چون وی در ۹ ماهگی به پادشاهی رسید) تا پایان سال ١٤٧١ (کشته شدن هنری ششم به دست ریچرد سوم) را مد نظر قرار داده است که مقطعی پنجاه ساله از تاریخ انگلستان را در برمی گیرد و در جای خود بسیار قابل تعمق است. همان طور که خواننده گرامی از خواندن این نمایشنامه درک خواهد کرد، شخصیت هنری به نحوی رشد یافته بود که مطلقاً مناسب اداره مملکت بحران زدهای مانند انگلستان آن دوره نبود که اگر میبود شاید خط تاریخی این کشور می توانست به سمت وسوی دیگری گرایش پیدا کند. هنری ششم به لحاظ شخصیتی انسانی منزوی و متمایل به زندگی در خلوت و آرامش بود. تمایلات مذهبی او مانند سایر کسانی که لباس رسمی مذهبی به تن کرده بودند و شدیداً تمایل به حکمرانی داشتند (مانند کاردینال ولزی در نمایشنامه هنری هشتم) نبود. او از درون، تمایل داشت تا همه انسانها فارغ از جنگ و خونریزی، در کنار هم به صلح و آرامش بگذرانند و در همه حال از یاد خدا غافل نشوند (تا آنجا که عادت تسبیح گرداندن او اعتراض شهبانویش مارگرت را برانگیخته بود). حال چنین آدمی با چنین گرایشی در میانه میدان به آتش کشیدۀ سیاست قرار گرفته و همه از او انتظار داشتند تا معضلات داخلی و خارجی را به عنوان پادشاه کشور حل و فصل کند. هنری ششم، پادشاهی در حسرت انسانی عامی بود و این نادر است؛ چون غالب مردم، انسانهای عامی در حسرت پادشاهی هستند. چنین تناقضی ناگفته پیداست که ره به کجا میبرد.