تالار آیینه
مشخصات
معرفی
کتاب «تالار آيينه» اثر اميرحسن چهلتن
رماني دربار? تنهاييها، رنجها، اضطرابها و دردهاي زنان در متن انقلاب مشروطه. کتاب «تالار آيينه»، مانند ديگر رمانهاي اميرحسن چهلتن، رماني است که در آن تخيلِ قصهپرداز و تاريخ با هم تلاقي پيدا کردهاند تا تصويري از جامع? ايران در مقطعي از تاريخ پر از فراز و فرود اين سرزمين به دست داده شود و قصهاي در متن اين تاريخ پديد آيد.
کتاب «تالار آيينه» رماني است که، مثل هر رمان ديگري که تاريخ را دستماي? تخيل و قصهپردازي قرار ميدهد، به تاريکجاهاي تاريخ سرک ميکشد و چيزهايي را از تاريخ نمايان ميکند که در تاريخ رسمي چندان به آنها پرداخته نميشود.
کتاب «تالار آيينه» روايتي از بحرانهاي زنانِ گرفتار در جوامعِ مردسالار است؛ زناني که زندگي و فرديتشان، در جوامعي که مردها بازيگران اصلي سياستاند، قرباني ميشود و در پستوها ميپوسند و از ياد ميروند و حضور و نقشِ اجتماعياي هم اگر داشته باشند، در حاشي? حضور و نقشِ مردان است. چهلتن اما در کتاب «تالار آيينه» اين از يادرفتگانِ حاشيهنشين را، با قرار دادن آنها در کانون روايت رمان خود، به ياد ميآورد و مرئي ميکند و زبانِ اين زنان ميشود و حالِ درونيشان را به نمايش ميگذارد.
چهلتن همچنين در کتاب «تالار آيينه» شمهاي از مبارز? زنان در دوران انقلاب مشروطه را ترسيم ميکند.
کتاب «تالار آيينه» اولين بار در سال 1369 در انتشارات بهنگار منتشر شد اما ناشر فعليِ آن انتشارات نگاه است.
مروري بر کتاب «تالار آيينه»
شخصيت اصلي کتاب «تالار آيينه» زنيست به نام ماهرخسار. او دختري از خانواد? اعيان و اشراف دور? قاجار و پدرش از مشروطهخواهاني است که به فعاليتهاي زيرزميني عليه حکومت مشغولاند. حول ماجراي ماهرخسار اما ماجراي زنان ديگري هم در کتاب «تالار آيينه» روايت ميشود که هر يک با تنهايي و اندوه و حسرتهاي خود درگيرند و قرباني جامعهاي هستند که آنها را در مرتبهاي پايينتر از مرد قرار داده و در اندرونيِ خانهها محبوس و محصور نگه داشته است.
اميرحسن چهلتن در کتاب «تالار آيينه» به ترسيم دقيق و ظريف و هوشمندان? جامعهاي سنتي ميپردازد که اگرچه در حالِ تحول و خواهان تجدد است اما زنانِ آن همچنان در اندرونيِ خانهها محصورند و چندان راه به بيرون ندارند و دنياي بيرونِ خانهها در تسخير مردهاست و زنان در آن تنها حضوري حاشيهاي دارند.
زنانِ کتاب «تالار آيينه» در اندروني و پستوي خانهها محبوساند و وقايع را گويي از پشتِ پستو و ديوار نظاره ميکنند.
ميرزا، پدرِ ماهرخسار، در کتاب «تالار آيينه» چنان درگير سياست است که از خانواد? خود غافل است و ماهرخسار، همچون مادرش، شاهزمان، که ماهرخسار بعد از مرگ او رختهايش را به تن ميکند و جايش را ميگيرد و نقش او را در خانه ايفا ميکند، قرباني بيتوجهي ميرزا ميشود؛ ميرزايي که به همسرش هم بيتوجه بوده و حالا گاه دخترش در خيالش با همسرش يکي ميشود.
از سوي ديگر در کتاب «تالار آيينه» ميبينيم که عشق ماهرخسار نيز قرباني سياست ميشود و معشوق او، که از مبارزان سياسي است و به محفل پدر ماهرخسار رفتوآمد دارد، در جريان ترور ميرزا علياصغرخان اتابک، کشته ميشود.
اميرحسن چهلتن در کتاب «تالار آيينه» ما را با خود به ايران عصر مشروطه ميبرد و حواشيِ مغفولِ تاريخ مشروطه و رنج زنان محصور در اندرونيها و اضطرابها و دلواپسيها و عشقها و آرزوهاي ناکام آنها را مرئي ميکند و به صداهاي زنانهاي که در سکوت اندرونيها مخفي ماندهاند جان ميدهد؛ صداهايي پشتِ سکوت که مردهاي پرمشغله آنها را نميشنوند. کتاب «تالار آيينه» قص? رنج و اضطراب زناني است که گويي مردها اصلاً آنها را و تماميت وجود انسانيشان را نميبينند و درک نميکنند.
در بخشي از کتاب «تالار آيينه» ميخوانيد: «صبح بود و چيزي مثل سکوت در ميان. هر کلام معنايي ديگر و هر صدا آهنگي دگرگونه داشت. توي زيرزمين هاون ميکوبيدند و صداي نالههاي نجمالسحر ميآمد که چيزي را به آرامي و گلايه نجوا ميکرد. ساي? برگها روي شيش? پنجره جابجا ميشد و طرح ديوار روبرو مدام تکان ميخورد. حرفها و صداها روي کلاف بيانتهاي سکوت از همهسوي خانه رو به گوش ماهرخسار داشت. حتي حس کرد صداي موشهايي را ميشنود که چيزي را بهشتاب در صندوقخانه ميجوند. چيزي از شگفتي و ترس حاشي? خيالاتش را رنگ ميزد.
گمان برد به هشتي خيلي نزديک است؛ شايد کافي بود تا دست دراز کند و کلون در را بچرخاند. ديوارها حرفي جداگانه داشتند، گويي براي آن بودند تا چيزي را از ماهرخسار پنهان کنند. گويي ميشنيد، صداي هنهن نفسهايي را ميشنيد که از تعقيبي طولاني و دشوار جان بهدر برده باشد.
چيزي پشت ديوار سبز و وهمآلود چفت? مو حرکت کرد و دل ماهرخسار از جا کنده شد. ميان هم? برگهاي پيچيد? مو دو چشم را که مثل دو لول? تفنگ به او دوخته شده بود، تشخيص داد.
برخاست. اما دستي پاهاي او را نگه ميداشت. زبان سنگين بود و به کام چسبيده. تخم سياه چشم مرد بيتکان بود و در خطي مستقيم به او نزديک ميشد. ماهرخسار دست روي درگاه پنجره گذاشت. ذهنش از کلام خالي بود. دست به گلو برد و نگاه در نگاه مرد فرياد کشيد.»
دربار? اميرحسن چهلتن، نويسند? کتاب «تالار آيينه»
اميرحسن چهلتن، متولد 1335 در تهران، داستاننويس و جُستارنويس ايراني است. چهلتن تحصيلکرد? مهندسي الکترونيک در انگلستان است و مدتي هم به کار مهندسي اشتغال داشته اما اکنون سالهاست که تماموقت به نويسندگي ميپردازد.
عشق، زنان و مسائل و بحرانهاي آنها در جامع? مردسالار و ديگر مسائل و بحرانهاي اجتماعي و فرهنگي، شهر، تاريخ، تنهايي، اضطراب، گسست و سياست از موضوعات اصلي آثار اميرحسن چهلتن هستند.
از آثار داستاني اميرحسن چهلتن ميتوان به رمانهاي «سپيدهدم ايراني»، «تهران، شهر بيآسمان» و «مهرگياه» و مجموعه داستانهاي «ديگر کسي صدايم نزد» و «چيزي به فردا نمانده است» و از آثار غيرداستانياش ميتوان به کتاب «محمود دولتآبادي» اشاره کرد. ترجم? آلماني يکي از رمانهاي او، با عنوان «محفل عاشقان ادب»، که متن فارسياش هنوز منتشر نشده، در سال 2020، از طرف «خان? فرهنگهاي جهان» در برلين، برند? جايز? بينالمللي ادبيات شده است.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم