شهر خرس
Beartown
معرفی کتاب
شهر خرسرمانی در ستایش همکاری و همبستگی برای تحقق رؤیاهای بزرگ. فردریک بکمن در رمان «شهر خرس» از شهری کوچک و پرت سخن میگوید که برای پیشرفت و درآمدن از انزوا دل به تیم هاکی نوجوانان خود بسته است. اگر این تیم بتواند قهرمان شود، آنگاه شهر مورد توجه سرمایهگذاران قرار میگیرد و میتواند توسعه بیابد، اما این وسط ماجرایی وحشتناک نیز برای دختری اتفاق افتاده و این ماجرا به نحوی با رؤیای شهر گره میخورد. در بخشی از این رمان میخوانید: «بنگ – بنگ – بنگ – بنگ – بنگ.جمعه اوایل ماه مارسی در شهر بیورنستاد است و هنوز اتفاقی نیفتاده. همه منتظرند. فردا تیم جوانان باشگاه هاکی روی یخ بیورنستاد، در نیمهنهایی بزرگترین مسابقات جوانان در کشور بازی میکند. چنین چیزی چقدر مهم است؟ مطمئناً بیشتر جاها چندان مهم نیست؛ اما بیورنستاد مثل بیشتر جاها نیست.بنگ. بنگ. بنگ – بنگ – بنگ.شهر زود بیدار میشود، مثل هر روز. شهرهای کوچک اگر بخواهند اقبالی در جهان داشته باشند، باید زود بجنبند. ماشینهایی که ردیفبهردیف در پارکینگ بیرون کارخانه ایستادهاند، از حالا پوشیده از برفاند. مردم با چشمهای نیمهباز و ذهنهای نیمهبسته، در سکوت صف کشیدهاند و منتظرند تا کارتهای الکترونیکیشان حضورشان را به ماشین کارتزنی اعلام کند. با به زمین کوبیدن چکمههایشان، گلوشل را از آن میزدایند و با چشمان ماشینوار و صدای پیامگیر مانند، منتظر مخدر انتخابیشان میمانند، کافئین یا نیکوتین یا شکر، تا بدنهایشان را به کار اندازند و حداقل تا وقت استراحت اول، آن را تا حدی سرپا نگه دارند.»درباره نویسنده: فردریک بکمن (- 1981)، داستاننویس، مقالهنویس و وبلاگنویس سوئدی.
- نام کتاب
- شهر خرس
- نویسنده
- فردریک بکمن
- مترجم
- الهام رعایی
- تعداد صفحات
- 416
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار
- 1398
- نوبت چاپ
- 15
- موضوع
- سایر کشورهای اروپا
- کد کالا
- 154293
شهر خرس
رمانی در ستایش همکاری و همبستگی برای تحقق رؤیاهای بزرگ. فردریک بکمن در رمان «شهر خرس» از شهری کوچک و پرت سخن میگوید که برای پیشرفت و درآمدن از انزوا دل به تیم هاکی نوجوانان خود بسته است. اگر این تیم بتواند قهرمان شود، آنگاه شهر مورد توجه سرمایهگذاران قرار میگیرد و میتواند توسعه بیابد، اما این وسط ماجرایی وحشتناک نیز برای دختری اتفاق افتاده و این ماجرا به نحوی با رؤیای شهر گره میخورد. در بخشی از این رمان میخوانید: «بنگ – بنگ – بنگ – بنگ – بنگ.
جمعه اوایل ماه مارسی در شهر بیورنستاد است و هنوز اتفاقی نیفتاده. همه منتظرند. فردا تیم جوانان باشگاه هاکی روی یخ بیورنستاد، در نیمهنهایی بزرگترین مسابقات جوانان در کشور بازی میکند. چنین چیزی چقدر مهم است؟ مطمئناً بیشتر جاها چندان مهم نیست؛ اما بیورنستاد مثل بیشتر جاها نیست.
بنگ. بنگ. بنگ – بنگ – بنگ.
شهر زود بیدار میشود، مثل هر روز. شهرهای کوچک اگر بخواهند اقبالی در جهان داشته باشند، باید زود بجنبند. ماشینهایی که ردیفبهردیف در پارکینگ بیرون کارخانه ایستادهاند، از حالا پوشیده از برفاند. مردم با چشمهای نیمهباز و ذهنهای نیمهبسته، در سکوت صف کشیدهاند و منتظرند تا کارتهای الکترونیکیشان حضورشان را به ماشین کارتزنی اعلام کند. با به زمین کوبیدن چکمههایشان، گلوشل را از آن میزدایند و با چشمان ماشینوار و صدای پیامگیر مانند، منتظر مخدر انتخابیشان میمانند، کافئین یا نیکوتین یا شکر، تا بدنهایشان را به کار اندازند و حداقل تا وقت استراحت اول، آن را تا حدی سرپا نگه دارند.»
درباره نویسنده: فردریک بکمن (- 1981)، داستاننویس، مقالهنویس و وبلاگنویس سوئدی.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم