زندگینامه برتراند راسل
The autobiography of Bertrand Russel
برتراند راسل
احمد بیرشک
خوارزمی
دسته بندی: آشنایی-با-فلسفه
| کد آیتم: |
170157 |
| بارکد: |
9789644870064 |
| سال انتشار: |
1399 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
1164 |
| نوع جلد: |
گالینگور |
| قطع: |
وزیری |
کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش»
راسلِ فيلسوف و رياضيدان و منطقدان، راسلِ عاشق، راسلِ دوستدارِ انسان، راسلِ صلحجور، راسلِ نوميد، راسلِ اميدوار، راسلِ شوخطبع. در کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش»، با عنوان اصلي The Autobiography of Bertrand Russell، برتراند راسل را با تمام اين وجوه شخصيتي و فرهنگي و علمي و اجتماعياش و با هم? ترديدها و دلواپسيهايش به تماشا مينشينيم. کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش»، چنانکه از عنوان آن پيداست، زندگينام? خودنوشتِ برتراند راسل است. راسل در اين کتاب، زندگياش را از کودکي تا سالهاي آخر عمر شرح ميدهد و از تحولات دروني و فکري و عاطفي و احساسي خود، از تجرب? زيستهاش و از دغدغهها و نگرانيهاي سياسي و اجتماعي و انسانياش سخن ميگويد.
خواندن کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش»، چنانکه مايکل فوت در وصف آن ميگويد، «لذتبردن از تماشاگهي است گسترده، و غرقهشدن در حيات اجتماعي و عقلي.» مايکل فوت کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش» را کتابي وصف ميکند که «در حالي که تجرب? عهدهاي پيشين و دنياهاي دور را در کلامي نو و طرزي هميشهبهار، گرد آورده است، چيزي برتر از يک کتاب در يک ميليون کتاب بدست ميدهد: قهرماني فريد و يکتا.» همچنين مجل? «نيچر» اين زندگينامه را کتابي ميداند که «سرگذشت شاياني را با شيوهاي بس خواندني بيان ميکند.» و مجل? «نيو سوسايتي» سبک نگارش راسل را در کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش» با سبک ولتر مقايسه ميکند و در اين باره مينويسد: «پرهيز از بيادآوردن ولتر ناممکن است، و نيز دوري از سنجيدن با شيوه نگارش او. در هر دو مورد ميتوان آميزهاي از شوخطبعي مفرط، و شفقت بيپايان را در يک تن سراغ کرد؛ بههمين سبب است که خواننده احساس ميکند "بهترين دستاوردي که آدميزاده آفريده، پيش روي دارد"». همچنين ضميم? ادبي «تايمز» درباره کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش» مينويسد: «نثر زنده و روان راسل، زندهدلي حيرتانگيز او را جلوهگر ميسازد. ادب و فرهيختگي در سراسر کتاب او را واميدارد که به خود بخندد؛ حتي به پارسايي آزاديخواهان? خويش با نيشخند بنگرد، با نيشخندي که فرهنگ داشتن بدو هديه کرده است. کتابش فرحبخش، با بياني آشکارا و بيپيرايه است؛ سراسر فرزانگي است. اين اثر کوششي موفق است در تعهد اخلاقي و احترام به مهمات اجتماعي با گريز ظريف از ناشکيبايي و بيحوصلگي.»
متن اصلي کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش» اولين بار در سال 1967، يعني سه سال پيش از مرگ راسل، منتشر شده است.
مروري بر کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش»
با کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش» به خلوت و جِلوَتِ يک انديشمند بزرگ ميرويم، با او اميدوار و نوميد ميشويم، با او نگرانِ سرنوشت بشر ميشويم و حيات فکري و علمي و فرهنگي و فردي و عاطفي و اجتماعي يک نابغه را نظاره ميکنيم و اضطرابها و ترديدهاي او را از زبان خودش ميشنويم و درمييابيم که متفکري کنجکاو و عاشق و حساس به مسائل انسان و جهان که زندگي خود را از يکسو صَرفِ کشف حقيقت و از سوي ديگر صَرفِ رسيدن بشر به صلح و خوشبختي کرده است، دست آخر درباره حقيقت و صلح به چه نتيجهاي رسيده است.
راسل، خود در پيشگفتار کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش» از «شور و شوقِ سهگانهاي، ساده، ولي توانکاه و مردافکن» ميگويد که بر زندگي او «فرمانروا بودهاند». اين «شور و شوقِ سهگانه» عبارتند از: «شوقِ شوريدگي عشق»، «شوق راهجويي به دانش» و «شوقِ از ميان برداشتن رنجهاي آدميان». راسل آنگاه ميگويد که «اين شورها چون بادهاي توفنده مرا به اين سو و آن سو کشانده، به سرکشي و طغيان خوانده، و به ژرف درياهاي دلهره و بهسوي پرتگاه يأس و نوميدي راندهاند.»
راسل بعد از اين پيشگفتار، با عنوان «براي چه زيستهام»، شرح زندگي خود را از کودکي آغاز ميکند. او ابتدا مادر و پدرش را معرفي ميکند و از آنها مينويسد و بعد به تولد خود ميرسد و داستان زندگي خود را فصلبهفصل شرح ميدهد. او در کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش» از دلمشغوليها و دغدغهها و علائق و بحرانهاي نوجوانياش ميگويد و از عشق و نخستين ازدواج و نيز از اينکه محيط مبادي آدابي که در آن پرورش يافته بوده، چگونه از او شخصيتي دوگانه و پنهانکار ساخته بوده است؛ شخصيتي که زندگي دروني پنهاني را بهموازت زندگي بيرونياش پيش ميبرده و افکار و احساساتش را عمدتاً از ديگران مخفي نگه ميداشته است. در کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش» پابهپاي راسل از کودکي و نوجواني و جواني او گذر ميکنيم و در حينِ اين گذار است که جنگ جهاني اول رخ ميدهد و راسل را دلمشغول و نگران و مضطرب وقوع جنگ مييابيم. راسل آنجا که از تلاشهايش براي واداشتن دولت انگلستان به اتخاذ موضعي بيطرفانه در جنگ جهاني اول سخن ميگويد، از تنهايي خود در موضع ضدّ جنگ حرف ميزند و از اينکه چگونه با شروع جنگ، حتا بسياري از آنها که قبلاً با راسل همراهي کرده بودهاند در موضع مقابل او قرار ميگيرند و از جنگ حمايت ميکنند. راسل جنگ جهاني دوم را نيز به چشم ميبيند.
در کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش» راسل را هم در تقلاي کشف حقيقت و هم در تلاش براي برقراري صلح و عدالت و خوشبختي در جهان مييابيم و البته سخت مردد و نوميد. او همانقدر در حقانيت رياضيات، که به آن عشق ميورزد، مردد و کلاً به توفيق در کشف حقيقت مشکوک است که از برقراري صلح نوميد. با اينهمه راسل را در اين کتاب فيلسوفي مييابيم که در عين ترديد و نوميدي از پا نمينشيند و تسليمِ يأس نميشود. او سخت نگران جنگ و گسترش سلاحهاي هستهايست و همچنين بهشدت از فقر و نابرابري در جهان رنج ميکشد. راسل در کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش» ميگويد چطور زماني گمان ميکرده که مردم خواهان جنگ و ويراني نيستند و سياستمداران آنها را فريب ميدهند و به جنگ فراميخوانند، اما بعدها دريافته که مردم نيز به نابودي يکديگر بيميل نيستند و اين يکي از سرچشمههاي نوميدي و سرخوردگي راسل است. با اينهمه او را در نوميديِ مطلق نمييابيم. او همچنان تلاش ميکند و به راههايي ميانديشد که بتوان صلح و خوشبختي را در جهان برقرار کرد. راسل مخالف اين عقيده است که رنج، تقدير و سرنوشت محتومِ آدميست. از همين روست که در پايان کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش»، ضمن اعتراف صادقانه به شکستها و سرخوردگياش، مينويسد: «جهان، با هم? دهشتناکي خود، مرا متزلزل نساخته است.»
درباره برتراند راسل
برتراند راسل (Bertrand Russell)، متولد 1872 و درگذشته به سال 1970، فيلسوف، منطقدان، رياضيدان، مورخ، جامعهشناس، نويسنده و فعال سياسي بريتانيايي و برنده جايزه نوبل ادبي در سال 1950 ميلادي بود. راسل متولد ولز و اصالتاً اهل آنجا بود. مادر و پدر و خواهرش را در کودکي از دست داد و پدربزرگش نگهداري او و برادرش را بهعهده گرفت. مادر راسل از فعالان مبارزه براي آزادي زنان بود. بهگفت? خود راسل، علاق? فراوانش به رياضيات عاملي بود که او را از خودکشي بهخاطر حادث? تلخ و دردناک از دست دادن عزيزانش در کودکي نجات داد. راسل در کالج ترينيتي در کمبريج، رياضيات و فلسفه خواند. کشف «پارادوکس راسل» در سال 1901 از دستاوردهاي او در عرص? رياضي است. راسل، متفکري صلحطلب و مخالف جنگ بود و همين موضوع دردسرهايي را برايش فراهم آورد. مخالفت و مبارزهاش با جنگ در دوره جنگ جهاني اول به اخراج از دانشگاه و زندانيشدنش به مدت پنج ماه منجر شد. در سراسر عمرش اما يک فعال صلحطلب و ضدّ جنگ باقي ماند. در دوران سيطره نازيها کمپيني در مبارزه با هيتلر به راه انداخت. او همچنين از منتقدان نظام بست? شوروي بود و نيز معترض به مداخل? امريکا در جنگ ويتنام. راسل در سال 1963 در راستاي فعاليتهاي صلحطلبانهاش انستيتوي دفاع از صلح را تأسيس کرد.
برتراند راسل را از بنيانگذاران فلسف? تحليلي به شمار ميآورند. او فيلسوف و رياضيداني بود که ديدگاهها و نظرياتش بسيار بر فلسفه و منطق و رياضي تأثير گذاشت. نظري? مجموعهها، زبانشناسي و فلسف? زبان، هوش مصنوعي، علوم شناختي و کامپيوتر از جمله حوزههايياند که تأثير راسل بر آنها مشهود است.
از جمله آثار برتراند راسل که به فارسي هم ترجمه شده ميتوان به «تاريخ فلسف? غرب»، «در ستايش شکاکيت (مقالههايي در باب شکاکيت)»، «علم و دين در جامعه»، «عرفان و منطق»، «تحليل ذهن»، «جهانبيني علمي»، «در ستايش بطالت»، «بلشويسم از تئوري تا عمل»، «قدرت»، «مسائل فلسفه» و «کابوسهاي حضراتِ والامقام» اشاره کرد.
درباره ترجم? فارسي کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش»
کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش» با ترجم? احمد بيرشک در انتشارات خوارزمي منتشر شده است. دکتر احمد بيرشک، متولد 1285 در باجگيرانِ قوچان و درگذشته به سال 1381، رياضيدان، تقويمنگار، پژوهشگر تاريخ علم و مترجم ايراني و مؤسس مدارس «هدف» است. کودکي بيرشک، بهدليل شغل پدرش، در باجگيران گذشت و او درسهاي پايهاي را نزد پدرش ياد گرفت و در همان دوران زبان فرانسه و کمي هم زبان روسي آموخت. سپس با پدرش به مشهد رفتند. در مشهد، بعد از آزموني که مدير مدرس? «احمديه» از او گرفت، در کلاس چهارم اين مدرسه به تحصيل پرداخت، اما بعد از سه ماه، بهتشخيص معلمش، به کلاس پنجم رفت. از کلاس هفتم به بعد در مدرس? فرانسوي «آليانس» تهران ادام? تحصيل داد. دبيرستانش را که تمام کرد، در سال 1308، وارد دارالمعلمين عالي شد و به تحصيل در رشت? رياضيات پرداخت. سپس در وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه استخدام شد و مدتي هم در ساري رياضي و فيزيک و علوم طبيعي و زبان تدريس کرد. چندي رياست اداره استخدام شهرستانها در کارگُزيني وزارت فرهنگ و چندي هم رياست کارگُزيني دانشگاه تهران را بهعهده داشت. در سال 1321، با جدا شدن دانشگاه تهران از وزارت معارف، رئيس دانشگاه تهران شد و تا سال 1324 که دانشگاه تهران دوباره به وزارت معارف پيوست، در اين سِمَت باقي ماند. در سال 1322 مقال? معروف «نقد قانون دانشگاه» را نوشت.
بيرشک بعد از کنارهگيري از مشاغل اداري در دانشگاه تهران، بهمدت هجده سال به تدريس درس مناظر و مرايا (پرسپکتيو) در دانشگاههاي پلي تکنيک (اميرکبيرِ فعلي) و دانشسراي عالي پرداخت. او با دانشگاه آريامهر (صنعتي شريفِ فعلي) هم براي ويرايش متون رياضي و فيزيک همکاري ميکرد. بيرشک چند بار براي تحقيق در سيستم آموزشي فرانسه و انگلستان و امريکا به اين کشورها اعزام شد. در دورهاي که دکتر پرويز ناتل خانلري وزير فرهنگ بود، بيرشک معاون وزارت فرهنگ شد. او همچنين مؤلف کتابهاي درسي رياضيِ دوره دبيرستان بود.
از مهمترين دستاوردهاي فرهنگ و علمي احمد بيرشک تأسيس گروه فرهنگي «هدف» (مخففِ هنر، دانش، فرهنگ) است. اولين مدرس? «هدف» در سال 1327 با سرمايهاي اندک تأسيس شد. بعدها تعداد مدارس «هدف» به چهار دبستان دخترانه و پسرانه و چهار دبيرستان رسيد. اين مدارس تا سال 1358 داير بودند. راهاندازي بنياد «دانشنام? بزرگ فارسي» در سال 1370 و تصحيح تقويم ايراني از ديگر اقدامات علمي و فرهنگي مهم احمد بيرشک هستند. در سال 1377 لوح تقدير رياست جمهوري، بهعنوان استاد نمونه، به بيرشک اهدا شد و همچنين دانشگاه شهيد بهشتي به او دکتراي افتخاري رياضيات داد. او در سال 1381، کمي پيش از مرگش، نشان دولتي درجه يک دانش را از دفتر رياست جمهوري دريافت کرد.
بيرشک در تأليف «دانشام? ايرانيکا»، «فرهنگ کامل انگليسيفارسي» آريانپور، «فرهنگنام? کودکان و نوجوانان» و «دانشنام? ايران و اسلام» نيز همکاري داشت و همچنين سرپرست ترجم? مجموع? «زندگينام? علمي دانشوران» بود.
از جمله آثار تأليفي احمد بيرشک ميتوان به «اصول مناظر و مرايا (پرسپکتيو)»، «گاهنام? تطبيقي سه هزار ساله» و از ترجمههاي او ميتوان به «سرگذشت علم»، «جهان و اينشتاين»، «هندسه نااُقليدسي»، «فلسف? رياضي»، «کمون پاريس»، «کنش فرهنگي براي آزادي» و «آناباسيس» اشاره کرد.
ترجم? بيرشک از کتاب «سرگذشت علم»، کتاب برگزيده سال 1377 شد.
رتب? کتاب «زندگينامه برتراند راسل بهقلم خودش» در گودريدز: 4.08 از 5.