مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

قهرمان

نویسنده: برنارد مالامود
مترجم: شیما الهی
ناشر: چشمه
دسته‌بندی: ادبیات آمریکا
کد آیتم: 1992822
تومان 240,000 تومان 228,000
5٪-

مشخصات

بارکد: 9786220108245
سال انتشار: 1402
نوبت چاپ: 1
تعداد صفحات: 268
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی

معرفی

رمان «قهرمان» اثر برنارد مالامود
اولين رمان منتشرشد? برنارد مالامود، نويسند? مشهور و صاحب‌سبک امريکاييِ قرن بيستم. رمان «قهرمان»، با عنوان اصلي The Natural، رماني چندلايه و تراژيک است که در آن از ميدان ورزش، جهاني با هم? پيچيدگي‌ها و تباهي‌ها و پستي و بلندي‌هايش ساخته شده است.
برنارد مالامود در رمان «قهرمان» افسانه‌اي کهن، با عنوان «شاهِ ماهيگير و سرزمين سوخته»، را که دربار? جستجوي جام مقدس است به متن داستاني احضار مي‌کند که وقايع آن در امريکاي قرن بيستم و در ميدان ورزش بيسبال و حواشي آن اتفاق مي‌افتد.
رمان «قهرمان» همچنين نقدي‌ست بر قهرمان‌سازي‌هاي مرسوم در جهان مدرن و اينکه قهرمانان چگونه ساخته مي‌شوند و چگونه با سر به زمين مي‌خورند.
متن اصلي رمان «قهرمان» اولين بار در سال 1952 منتشر شده است. براساس اين رمان فيلمي هم ساخته شده که در آن رابرت ردفورد، بازيگر مشهور امريکايي، نقش شخصيت اصلي را ايفا کرده است.

مروري بر رمان «قهرمان»
شخصيت اصلي رمان «قهرمان» يک بازيکن امريکايي بيسبال، به نام رُي هابز، است. برنارد مالامود شخصيت رُي هابز را در رمان قهرمان با الهام از سه بازيکن واقعي و مشهور بيسبال و زندگي و سرگذشت و سرنوشت آن‌ها ساخته است.
رمان «قهرمان»، چنانکه پيش‌تر نيز اشاره شد، ارجاعي به افسان? قديمي‌اي به نام «شاهِ ماهيگير و سرزمين سوخته» دارد و مالامود در اين رمان، با ظرافت و چيره‌دستي، مضمون و شخصيت آن افسانه را در متني مدرن تنيده است و اين‌گونه به داستاني که موضوع آن اوج و افول يک قهرمان است غنا و عمقي بيشتر بخشيده است.
مالامود در رمان «قهرمان» داستان قهرماني را روايت مي‌کند که وسوسه او را به لغزشي جبران‌ناپذير مي‌کشاند و باعث مي‌شود از عرش به فرش سقوط کند.
رمان «قهرمان» داستان مردي‌ست که فريفت? يک زن اغواگر و نيز فريفت? ثروت و شهرت مي‌شود و اين‌ها همه دست به دست هم مي‌دهند و تباهي‌اش را رقم مي‌زنند.
از رمان «قهرمان» به‌عنوان يکي از نمادين‌ترين و به‌يادماندني‌ترين آثار برنارد مالامود ياد شده است.
مالامود در رمان «قهرمان» به‌شيوه‌اي جذاب و ماهرانه داستاني چندلايه را روايت مي‌کند که در عين اينکه دربار? انسان مدرن و مسائل و کشمکش‌هاي تراژيک و عاطفي و اجتماعي و اقتصادي اوست به مسائل بنيادين انساني در هر زمان و مکاني قابل ارجاع و تعميم است؛ داستاني که هم جذاب و پرکشش است و خواننده را به‌راحتي با خود همراه مي‌کند و هم به عمق مناسبات و روابط و مسائل و پيچيدگي‌ها و کشمکش‌هاي انساني و عاطفي و دوراهي‌هاي خطير تراژيک نقب مي‌زند.
در بخشي از رمان «قهرمان» مي‌خوانيد: «رُي هابز دستي به شيشه کشيد، کبريتي را با ناخن شستش روشن کرد، شعله‌ي افروخته را ميان دستانش گرفت و نزديک به پنجره‌ي پاييني کوپه نگه داشت، اما ديگر متوجه شده بود که دارند از تونل مي‌گذرند و از ديدن انعکاس چهره‌ي نوراني‌اش با هاله‌اي از نور طلايي در شيشه‌ي تاريک پنجره‌ي قطار جا نخورد. وقتي قطار دُم درازش را پُرسروصدا از تونل بيرون کشيد، انعکاس تصوير او محو شد و جاي خود را به منظره‌ي تپه‌هاي غربي غرق در مهتاب و سربرافراشته در برابر آسمان سياهي داد که هرچند روزهاي اول بهار را مي‌گذراند، شتک‌خورده‌ي رعد تابستانه بود؛ ديدن اين صحنه او را مملو از حس رهايي کرد. دراز کشيد و به آرنجش تکيه زد. قطار لالايي مي‌خواند اما خواب به چشمان او نمي‌آمد. با اشتياقي فروخورده، در انتظار ديدار با مي‌سي‌سي‌پي در هزار و پانصد کيلومتر آن‌سوتر، به تماشاي دشت‌هايي نشست که از پيش چشمش مي‌گريختند.
از آن‌جا که ساعت نداشت آسمان شب را ورانداز کرد و حدس زد چيزي به طلوع خورشيد نمانده باشد. همچنان که به منظره‌ي پشت پنجره چشم دوخته بود، خانه‌ي روستايي استخواني‌رنگي با ايواني شکم‌داده، تک‌وتنها ميان فرسنگ‌ها دشتِ روشن از مهتاب، پيش چشمش سر برآورد و در مقابل آن پسرکي سفيدرو و لاغراندام، هم‌زمان با زوزه‌ي سوت قطار، توپي درخشان را به سمت يک نفر پرتاب کرد که زير درخت بلوط پنهان شده بود، آن شخص هم بلافاصله توپ را با ضربه‌ي چوب بيسبال برگرداند و پسربچه آن را گرفت و دوباره پرتاب کرد. رُي چشمانش را بست؛ مي‌دانست ممکن است چنين تصويري واقعيت نداشته باشد، اما هرازگاهي خود را در چنين حالي مي‌ديد. درست عين خيالي که از آن رهايي نداشت؛ کابوسي که ساعاتي پيش او را از خوابي شيرين پرانده بود.
خود را در خواب ديده بود که شب‌هنگام با يک چوب بيسبالِ طلايي در سبزه‌زاري ناآشنا ايستاده. چوب سنگين و سنگين‌تر مي‌شد و رُي، خيسِ عرق، نمي‌دانست بايد آن را رها کند يا نگه دارد. وقتي بالاخره تصميمش را گرفت، چوب ديگر چنان سنگين شده بود که نه مي‌توانست بلندش کند و نه جرئت مي‌کرد آن را به زمين بيندازد (آن وقت با چاله‌اي عميق در دل زمين چه مي‌کرد؟) پس به اين نتيجه رسيد که نگهش دارد. ناگهان چوب به سبکيِ پر شد و رُز سفيدي پوسته‌ي آن را مي‌شکست و مي‌شکفت. رُز همچنان قد مي‌کشيد و بلندتر مي‌شد، اما رُي با خود عهد کرده بود چوب را تا ابد در دستانش نگه دارد.»

دربار? برنارد مالامود، نويسند? رمان «قهرمان»
برنارد مالامود (Bernard Malamud)، متولد 1914 و درگذشته به سال 1986، داستان‌نويس امريکايي بود. مالامود از نويسندگان امريکايي مطرح قرن بيستم به‌حساب مي‌آيد. او براي آثارش جوايز مختلفي را دريافت کرد که از جمل? آن‌ها مي‌توان به جايز? پوليتزر 1967، براي رمان «تعميرکار»، اشاره کرد.
بي‌ريشگي، خيانت، بدرفتاري، طلاق، عشق، رستگاري و فداکاري از مضامين اصلي آثار برنارد مالامود هستند.
از ديگر آثار مالامود مي‌توان به رمان‌هاي «وردست» و «اجاره‌نشين‌ها» اشاره کرد.

دربار? ترجم? فارسي رمان «قهرمان»
رمان «قهرمان» با ترجمه و مقدم? شيما الهي در نشر چشمه منتشر شده است.
شيما الهي، متولد 1365، مترجم ايراني است. از ترجمه‌هاي او مي‌توان به کتاب‌هاي «تسلي‌دهندگان»، «دختران درياچه»، «بي‌دوزوکلک»، «تعميرکار»، «افشاگر» و «آواي رستاخيز» اشاره کرد.

نظرات کاربران

0.0 از ۵
بر اساس 0 نظر

خدمات و ارسال

ارسال سریعارسال به سراسر کشور در کمترین زمان
تضمین اصالت کالاکالاهای اورجینال و با گارانتی معتبر
بسته‌بندی مناسببسته‌بندی ایمن برای جلوگیری از آسیب
پشتیبانی خریدپاسخگویی به سوالات قبل و بعد از خرید