خبرچین
لیام افلاهرتی
وازریک درساهاکیان
آده
دسته بندی: ادبیات-انگلیس
| کد آیتم: |
1993090 |
| بارکد: |
9786229263600 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
244 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
رمان «خبرچين» نوشت? ليام اُفلاهرتي
يک رمان حادثهاي و مهيج دربار? مبارزات استقلالخواهانه در ايرلندِ اوايل ده? 1920 ميلادي. رمان «خبرچين»، با عنوان اصلي The Informer، يک رمان تريلر سياسي است که در آن، از خلال نقل داستاني مهيج و پر از تعقيبوگريز، به محلات کارگري و فقيرنشين ايرلند نقب زده ميشود و تصويري از زندگي مردم اعماق جامع? ايرلند، در دورهاي که وقايع رمان در آن رخ ميدهد، ارائه ميشود.
ليام اُفلاهرتي همچنين در رمان «خبرچين» به نقد مشي غيردموکراتيک احزاب سياسياي ميپردازد که گرچه براي آزادي و استقلال مبارزه ميکنند اما گرفتار مناسباتي استبدادي در درون خود هستند و با مردم واقعي اعماق جامعه و آنچه اين مردم واقعاً با آن درگيرند بيگانهاند.
متن اصلي رمان «خبرچين» اولين بار در سال 1925 منتشر شده است.
رمان «خبرچين» دستماي? اقتباسهايي سينمايي هم قرار گرفته است. يکي از مشهورترين اين اقتباسها فيلميست که جان فورد، کارگردان بزرگ امريکايي، در سال 1935 براساس اين رمان و با همين عنوانِ «خبرچين» ساخت. اين فيلم چهار جايز? اسکار، از جمله اسکار بهترين کارگرداني، را دريافت کرد.
از رمان «خبرچين» يک اقتباس راديويي هم، با بازي پيتر فينچ، توسط راديو استراليا ساخته شده است.
مروري بر رمان «خبرچين»
وقايع رمان «خبرچين» در محلات فقيرنشين دابلينِ اوايل ده? 1920 ميلادي اتفاق ميافتد. داستان اين رمان دربار? مبارزات آزاديخواهانه در ايرلند است.
شخصيت اصلي رمان «خبرچين» مرديست به نام جيپو نولن. او قبلاً پليس بوده اما، به اين خاطر که شک ميکنند که با سازمان انقلابي همکاري ميکند، از ادار? پليس اخراج شده است. جيپو بعداً به يکي از اعضاي فعال سازمان انقلابي بدل ميشود. در سازمان انقلابي، او هميشه در کنار و همراه مردي ديگر از اعضاي سازمان، به نام فرانسيس جوزف مکفيليپ، است. آنها باهم کار ميکنند و به «دوقلوهاي شيطان» معروفند.
رمان «خبرچين» از زماني آغاز ميشود که مکفيليپ، بهخاطر کشتن دبير اتحادي? کشاورزان در جريان اعتصاب کارگران مزارع، تحت تعقيب است. در آن حادثه نيز جيپو، مثل هميشه، در کنار مکفيليپ بوده است. حالا آنها، بعد از مدتي که مکفيليپ فراري و خارج از دابلين بوده است، دوباره در دابلين همديگر را ملاقات ميکنند. مکفيليپ به جيپو ميگويد که سل دارد و بهزودي ميميرد و براي همين به شهر برگشته است.
اما در ادام? رمان «خبرچين» ميبينيم که جيپو، بهناچار و از سرِ اجبار، مخفيگاه مکفيليپ در شهر را به پليس لو ميدهد. سازمان انقلابي هم در جستجوي خائن برميآيد تا او را، بهکيفر خيانتي که کرده است، بکشد. سازمان سرانجام ميفهمد که مکفيليپ را جيپو لو داده است. حال به سر جيپو چه خواهد آمد و او چه سرنوشتي خواهد داشت؟ اين را با خواندن کامل رمان «خبرچين» در خواهيد يافت.
رمان «خبرچين» رماني جذاب و پرکشش با فضاسازي و حادثهپردازي و شخصيتپردازي ماهرانه است. نويسنده در اين رمان تصويري زنده و ريزبينانه از محلات فقيرنشين دابلينِ اوايل ده? 1920 ميلادي و مردم فرودست اين محلات بهدست ميدهد و زندگي فلاکتبار در اعماق شهر را بهخوبي ترسيم ميکند و همچنين از درون و با نگاهي انتقادي به تشکيلات انقلابياي که سازوکاري غيردموکراتيک بر آن حاکم است مينگرد و نيز پيچيدگيها و تناقضهاي دروني و رنج آدمهايي تحت فشار و قرارگرفته در تنگنا و مجبور به انتخابهاي ناخوشايند اما ناگزير را به تصوير ميکشد؛ آدمهايي که در شرايط خطير تنها ميمانند و کسي و گروهي پشتشان نيست.
اُفلاهرتي در رمان «خبرچين» خشونت و ظرافت را بههم آميخته است و با ريزبيني به قلب پراندوه مردمي با ظاهري خشن اما سخت شکننده و بيپناه و تنها رسوخ کرده است.
در بخشي از رمان «خبرچين» ميخوانيد: «بيهيچ تأمل و مشورت با خود، سرش را به سُستي بر سينه فرود آورد و در برابر باد به خود پيچيد. دراينحال به فضاي باز خزيد و در خياباني پا گذاشت که به سمت شمال ميرفت. در درونش چيزي که بتواند با آن مشورت کند وجود نداشت. درونش همچون ورطهاي ژرف و آکنده از مهمي غليظ، تيره و خالي بود. باد، پيکر درشتش را به ناحيهاي نامحدود ميکشاند که هيچ جانپناهي در آن نبود. باد به ناحيهي نامحدودي ميکشاندش که همهچيز آن هراسانگيز و نامشخص بود و رنگ خاکستري تيره داشت.»
دربار? ليام اُفلاهرتي، نويسند? رمان «خبرچين»
ليام اُفلاهرتي (Liam ? Flaithearta)، متولد 1896 و درگذشته به سال 1984، نويسند? سوسياليست ايرلندي بود. اُفلاهرتي از برجستهترين نويسندگان سوسياليست نيم? اول قرن بيستم بهشمار ميآيد. او در آثارش زندگي و تجربههاي مردم عادي را، نه از چشم يک ناظر بيروني بلکه از درون و از منظر خود آنها، بازتاب ميداد.
اُفلاهرتي از بنيانگذاران حزب کمونيست ايرلند بود. از او آثار مختلفي، اعم از داستان بزرگسال و کودک و نمايشنامه و آثار غيرداستاني، بهجا مانده است.
از جمله آثار ليام اُفلاهرتي ميتوان به رمانهاي «زن همسايهات»، «قاتل»، «روح سياه»، «خان? طلا»، «قيام» و مجموعهداستان «کِشت بهاره» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي رمان «خبرچين»
رمان «خبرچين» با ترجمه و مقدم? وازريک درساهاکيان در انتشارات آده منتشر شده است.
وازريک درساهاکيان، متولد 1327 در تهران، مترجم و فيلمبردارِ ايرانيِ ارمنيتبارِ ساکن امريکاست. او تحصيلکرد? رشت? فيلمبرداري در مدرس? عالي سينما و تلويزيون است.
درساهاکيان همکاري در ساخت چند سريال تلويزيوني، از جمله سريالهاي «آتش بدون دود»، «دليران تنگستان»، «سفرهاي دور و دراز هامي و کامي در وطن» و «سمک عيار»، را بهعنوان دستيار فيلمبردار و فيلمبردار در کارنام? کاري خود دارد.
از ترجمههاي وازريک درساهايان ميتوان به کتابهاي «زاپاتا: ايدئولوژي يک دهقان انقلابي»، «ژنرال دلا رُوِره»، «فن تدوين فيلم»، «مگسها»، «خداي دوزخ» و «فيلم اول من: گفتگوهايي با هشت فيلمساز بزرگ معاصر دربار? تجرب? ساخت نخستين فيلمشان» اشاره کرد.