ابان، سابانا، داوید (اختران)
مشخصات
معرفی
ابان، سابانا، داويد، اثر دوراس، داستان آنهاييست که از اردوگاه آلمان نجات يافتهاند و اسير کمونيسم روسي شدهاند، ماجرا با گشتن داويد و سابانا به دنبال ابان در شبي سرد و يخبندان شروع ميشود. آنها او را در خانه ي لخت کنار جاده مي يابند. داويد و سابانا مأمور محافظت از ابان هستند حال آنکه گرينگو مامور کشتن او. ...
بخشي از کتاب ابان، سابانا، داويد:
کسي از راه ميرسد. بلند قد و باريک است، با موهاي خاکستري.
نگاه سابانا به تازه وارد است. مرد به سابانا لبخند ميزند. سابانا لبخند به لب ندارد. مرد مي پرسد:
-از اينجا رد مي شدم…
به هم نگاه ميکنند. مرد ظاهرا فقط سابانا را ديدهاست. سابانا راست نشستهاست کنار داويد، دورتر از مرد يهودي.
-در را ببند، شب است، هوا سرد است.
مرد ميرود در را ميبندد، بعد برميگردد، ميآيد نزديک زن، از پس شيشههاي بيپرده پنجره جاد? يخي را نشان ميدهد، بعد به يهودي اشاره ميکند، ميگويد:
-از اينجا رد ميشدم، صداي گريه شنيدم، آمدم تو.
نگاه چشمهاي آبي روي تازه وارد است، ثابت.
-کي هستي؟
-ابان صدايم ميکنند.
-اسم اين هم ابان است، ولي يهودي صدايش ميکنند. گرينگو امشب جلسه دارد. تا آمدن گرينگو، ما مراقب اين هستيم. به گفت? همين، هوا که روشن بشود گرينگو ميآيد.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم