سبد خرید

دسته‌بندی‌ها

روانشناسی

موضوع مورد نظر را انتخاب کنید

مشاهده همه روانشناسی

کودک و نوجوان

موضوع مورد نظر را انتخاب کنید

مشاهده همه کودک و نوجوان

فلسفه

موضوع مورد نظر را انتخاب کنید

مشاهده همه فلسفه

مرجع و علمی

موضوع مورد نظر را انتخاب کنید

مشاهده همه مرجع و علمی

مشاهده همه نتایج

داستان نوجوان

رمان های جاویدان جهان: دکتر جکیل و آقای هاید ( افق)

دسته‌بندی: داستان نوجوان
ناشر: افق

معرفی کتاب

رمان دکتر جکيل و آقاي هايد ماجراي دکتر هنري جکيل است که دارويي براي جدا کردن خصايص منفي و مثبت شخصيتش مي‌‌سازد. گابريل جان آترسون و پسردايي‌اش ريچارد انفيلد هنگام پياده‌روي هفتگي خود به در خانه بزرگي مي‌رسند. انفيلد به آترسون مي‌گويد که چند ماه پيش، مردي با چهره‌اي شرور به نام ادوارد هايد را ديده است. او بعد از اينکه به صورت تصادفي با دختري برخورد مي‌کند، او را لگد مي‌زند. انفيلد هايد را مجبور کرد براي اجتناب از آبروريزي و بدنامي 100 پوند بپردازد. هايد آن‌ها را دم در اين خانه آورد و به آن‌ها چکي با امضاي آقايي خوش‌نام داد (بعدا مشخص شد که او دکتر هنري جکيل، دوست و مراجع آترسون بوده است) آترسون ناراحت شده است چرا که جکيل به تازگي وصيت‌نامه‌اش را تغيير داده بود و هايد را تنها وارثش قيد کرده بود. آترسون مي‌ترسد که هايد در حال گرفتن حق‌السکوت از جکيل است. وقتي آترسون بر آن مي‌شود تا قضيه هايد را با جکيل در ميان بگذارد، جکيل به او مي‌گويد، هروقت بخواهد مي‌تواند از شر هايد خلاص شود و آترسون هم پيگير قضيه نباشد. سر آخر هايد آن قدر به رفتار ناشايستش ادامه مي‌دهد که دکتر جکيل مجبور مي‌شود...در بخشي از کتاب مي‌خوانيم:تا جايي که ما اطلاع داريم، آقاى ريچارد اِنفيلد اولين کسى بود که با شخصيت حقيقي آن موجود شيطانى مرموز که نامش ادوارد هايد بود، ديدار کرد. اين اتفاق، آقاى انفيلد را که جوانى قوى هيکل، فعال و پرجرئت بود به شکل غم‌انگيزى وحشت زده و آشفته کرد؛ چيزي که در زندگى بيست وچند ساله‌اش هرگز تجربه نکرده بود.آن شب ريچارد در شهر شام خورده و براي گردش به همستيد رفته بود. ساعت دو نيمه‌شب احساس خستگي کرد و تصميم گرفت قدم‌زنان به خانه برگردد. در حالى که عصايش را در هوا مى‌چرخاند و آواز مى‌خواند، به راه افتاد. شب زمستانى سردى بود و همه‌جا را سکوت فرا گرفته بود.نا گهان صداي حرف زدن شنيد و دو نفر را ديد: يکى مردى کوچک اندام بود که به سرعت از طرف مقابل به سوى او مى آمد؛ ديگرى دخترى ده يازده ساله که با تمام توان در پياده رو مى دويد. ريچارد با خود فکر کرد در اين ساعت شب، اين بچه در خيابان چه مى کند.

هنوز امتیازی ثبت نشده است
برچسب‌ها
نام کتاب
رمان های جاویدان جهان: دکتر جکیل و آقای هاید ( افق)
تعداد صفحات
208
قطع
جیبی
نوع جلد
گالینگور
سال انتشار
1403
نوبت چاپ
11
موضوع
داستان نوجوان
کد کالا
593

دیگر آثار این ناشر

تازه ترین آثار ناشر

آثار دیگر این نویسنده

تازه ترین آثار نویسنده

آثار دیگر این مترجم

تازه ترین آثار مترجم

موجود در انبار
قیمت
٪25 785,000
588,750 تومان