قصه های جزیره 1: دختر قصه گو جیبی ( قدیانی)
معرفی کتاب
رمان قصههاي جزيره، ماجراهاي خانواده کينگ را تعريف ميکند. داستان حول سارا استنلي ميگذرد. او مادر خود را از دست دادهاست. پدرش وضع مالي خوبي دارد و در مونترآل زندگي ميکنند. پس از مرگ مادر، پدرش تصميم ميگيرد او را به آونلي بفرستد تا نزد خالهها و دايي و داييزادهها کمتر فقدان مادرش را احساس کند. در قسمتي از جلد يک رمان قصههاي جزيره با عنوان دختر قصهگو ميخوانيد:زرا و زولاميث عاشق هم بودند؛ عشقي شبيه به عشقهاي زميني که بنا به دستور قادر مطلق، ممنوع بود. آن دو به خاطر زير پا گذاشتن قانون از درگاه خداوند به مرز جهان تبعيد شدند. البته اگر هر دو يک جا تبعيد ميشدند که ديگر اسمش تنبيه نبود، بنابراين زرا به ستارهاي در يک سوي جهان و زولاميث به ستارهي ديگري در سوي ديگري از جهان فرستاده شد و بينشان ورطهاي پايان ناپذير افتاد که قابل گذر نبود. تنها يک چيز ميتوانست از آن بگذرد و آن، عشق بود. زولاميث به قدري تشنه و مشتاق ديدار زرا بود که از ستارهي خودش، شروع به ساختن پلي از نور کرد و زرا هم که از اين موضوع خبر نداشت، اما عاشق و دل باختهي زولاميث بود از ستاره خودش ساختن پلي از نور را آغاز کرد. هزاران هزار سال آن دو به ساختن ادامه دادند تا بالاخره به هم رسيدند و همديگر را در آغوش کشيدند و همهي تلخيها و تنهاييها و رنجهاي گذشته را از ياد بردند و پلشان ورطهي دو تبعيدگاه را به هم وصل کرد.
- نام کتاب
- قصه های جزیره 1: دختر قصه گو جیبی ( قدیانی)
- نویسنده
- ال.ام.مونتگمری
- مترجم
- سارا قدیانی
- تعداد صفحات
- 512
- قطع
- جیبی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار
- 1397
- نوبت چاپ
- 2
- موضوع
- داستان نوجوان
- کد کالا
- 6273
رمان قصههاي جزيره، ماجراهاي خانواده کينگ را تعريف ميکند. داستان حول سارا استنلي ميگذرد. او مادر خود را از دست دادهاست. پدرش وضع مالي خوبي دارد و در مونترآل زندگي ميکنند. پس از مرگ مادر، پدرش تصميم ميگيرد او را به آونلي بفرستد تا نزد خالهها و دايي و داييزادهها کمتر فقدان مادرش را احساس کند.
در قسمتي از جلد يک رمان قصههاي جزيره با عنوان دختر قصهگو ميخوانيد:
زرا و زولاميث عاشق هم بودند؛ عشقي شبيه به عشقهاي زميني که بنا به دستور قادر مطلق، ممنوع بود. آن دو به خاطر زير پا گذاشتن قانون از درگاه خداوند به مرز جهان تبعيد شدند. البته اگر هر دو يک جا تبعيد ميشدند که ديگر اسمش تنبيه نبود، بنابراين زرا به ستارهاي در يک سوي جهان و زولاميث به ستارهي ديگري در سوي ديگري از جهان فرستاده شد و بينشان ورطهاي پايان ناپذير افتاد که قابل گذر نبود. تنها يک چيز ميتوانست از آن بگذرد و آن، عشق بود. زولاميث به قدري تشنه و مشتاق ديدار زرا بود که از ستارهي خودش، شروع به ساختن پلي از نور کرد و زرا هم که از اين موضوع خبر نداشت، اما عاشق و دل باختهي زولاميث بود از ستاره خودش ساختن پلي از نور را آغاز کرد. هزاران هزار سال آن دو به ساختن ادامه دادند تا بالاخره به هم رسيدند و همديگر را در آغوش کشيدند و همهي تلخيها و تنهاييها و رنجهاي گذشته را از ياد بردند و پلشان ورطهي دو تبعيدگاه را به هم وصل کرد.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم