آدم کش
مشخصات
معرفی
معرفی کتاب آدم کش، اثر پاتریشیا های اسمیت، ترجمه پرویز شهدی
در صفحههای اول کتاب آدم کش، وقتی هنوز با فضا و شخصیتهای رمان خوب آشنا نشدهایم و همهچیز برایمان غریبه است، نویسنده صحنهای نفسگیر برایمان تعریف میکند که با تمام جزئیات میتوانیم مجسمش کنیم. از ابتدای شروع این صحنه میفهمیم که چیزی غیرعادی دارد اتفاق میافتد، اما اول کمی باورمان نمیشود تا اینکه: «توی جیبش دنبال چاقویش گشت، تیغهاش را باز کرد و توی بدن زن فرو برد... سه، چهار، پنج بار...» داستان آدمکش یک روایت مدرن پلیسی است و از همان ابتدا چگونگی قتل را نشانمان میدهد و قاتل را بهمان معرفی میکند و مقتول را به ما میشناساند. درست برعکش داستانهای پلیسی کلاسیک که قتلی اتفاق افتاده و تمام داستان همراه پلیس به دنبال قاتل هستیم. در اینجا چیزی بیشتر از سرگرمی اتفاق میافتد. اینکه زندگی انسان مدرن به کدام سو رفته که مسبب چنین جنایتی است. با نگاهی روانکاوانه به گذشتهاش میرویم، زندگی روزمرهاش، روابطش، خانوادهاش و تمام سرخوردگیها و رنجها و عقدههایش را میبینیم و با این روش است که داستان پلیسی مدرن تبدیل به تراژدیای میشود بیشتر از فقط دنبال یک قاتل گشتن یا دویدن دنبال سرنخهای یک قتل. کتاب آدم کش نوشته پاتریشیا های اسمیت با ترجمه پرویز شهدی از نشر به سخن چاپ شده و چنین ساختاری دارد.
درباره کتاب آدم کش
احساس شادی عمیق و افتخار از قتل درون قاتل سر برمیآورد. این جمله را درست بعد از کشتن زنی به دست یک مرد در کتاب آدم کش میشنویم. برای نویسنده اهمیتی ندارد که از همان ابتدا بفهمیم چه کسی به قتل رسیده و چه کسی قاتل است. این ساختار رمان پلیسی مدرن در رمان آدم کش است. روایتی از عقدهها و زندگی بغرنج یک انسان که بعد از دانستن عمل قتلش، تازه به زندگیاش برمیگردیم. در واقع در این روایت مدرن کاراگاه ما هستیم و سرنخی که قرار است پیدا کنیم دربارۀ کودکی، روابط، و روانکاوی زندگی یک انسان است که بسیاری از عقدهها و حقارتهایش را شاید ما هم داشتهایم. این حس نزدیکی به قاتل از ویژگیهای دیگر روایت معاصر پلیسی است؛ روایتی که قصد ندارد ما را در تعلیق پیدا کردن قاتل نگه دارد اما هزاران تعلیق در زندگی او وجود دارند که مدام در برابرشان نفسمان را در سینه حبس میکنیم. رمان آدم کش با روایت سوم شخص تعریف میشود و از همان ابتدای داستان گیرایی کامل یک داستان پلیسی را دارد اما انگار از آخر به اول رفته است. همهچیز معلوم است و لو میرود. انگار چیزی برای دانستن وجود ندارد، اما یک دفعه نویسنده با پیچشهای قوی داستانی بهمان نشان میدهد که چه تراژدی بزرگی زیر یک تل خاکستر پنهان شده. کتاب آدم کش را میتوان یک نگاه روانشناسانه و روانکاوانه به انسان امروز نیز دانست. در این داستان فقط قتل و بازی پیدا کردن سرنخش مهم نیستند. با مرور زندگی آدمها و اهمیت فردیت و مهم بودن انسان، که ادبیات مدرن برای اولین بار آن را به ادبیات جهان کشاند، ما را وارد بازی رویارویی با خودمان میکند. کتاب نثری ساده دارد و از شاعرانگی به دور است واتفاقا همین سادگی است که گاهی میترساندمان. احساس تعلیق در سراسر داستان حس میشود، به خصوص وقتی قتل را در ابتدا شرح میدهد، خواننده را مدام منتظر دیدن هرچیزی نگه میدارد و این از جذابیتهای روایتش است. یکی از چیزهایی که باعث نوشتن این شکل از داستاننویسی پلیسی شد جنگ جهانی دوم بود، چراکه نگاه روانکاوانه از آن موقع وارد آثار نویسندگان شد و به همه نشان داد که مشکلات ذهنی و بیماریهای روحی آدمها چطور میتواند تراژدی خلق کند. در داستان آدم کش به مرور میفهمیم چیزی که ما را به این رمان جذب کرده فرازونشیبها و زندگی اجتماعی و شخصی یک آدم است و کنجکاوی ما را برای دانستن یک زندگی برمیانگیزد. انزوا و طرد شدن از جامعه از موضوعاتی هستند که در این رمان نقش دارند و همسو با شیوه زندگی انسان امروزند. شاید برای همین رمان پاتریشیا های اسمیت ما را تا پایان داستان، بدون لحظهای توقف، میکشاند.
خلاصه کتاب آدم کش
در ابتدای داستان آدم کش قتلی رخ میدهد. مردی یک زن را از ایستگاه اتوبوس به یک مسیر خلوت میکشاند و بعد با چاقو او را میکشد. اما به مرور میفهمیم که آدمهای دیگر و شخصیتهای اصلی داستان، حتی کاراگاه و پلیس نیز دچار سرخوردگیها و بیماریهای روانیای هستند که زندگیهایشان را پر از نفرت، عشقهای عجیب، روابط مسموم یا پرتنش کرده و نویسنده به ما نشان میدهد که از بین تمام اینها یک نفر میتواند خشمش را بر سر کسی خالی کند و اگر دیگران این کار را نکردهاند برای این نیست که زندگیهای خوبی دارند یا از نظر روانشناسی انسانهای سالمی هستند. چیزی که در این رمان بسیار جذاب است همین است. بعد از ماجرای قتل به زندگی چندین آدم برمیگردیم و هرکدام را از منظری مرور میکنیم. کتاب آدم کش پر از آشفتگی، پریشانی، اتفاقات مبهم، تعلیق های فراوان، پنهان کاریها و دروغها است و در میانهراه خواندن میفهمیم که ما هم وارد هزارتوی داستانش شدهایم.
درباره پاتریشیا های اسمیت، نویسنده کتاب آدم کش
پاتریشیا های اسمیت، متولد سال 1921 در تگزاس است و در سال 1995 درگذشت. او در زندگی حرفهایاش آثار بسیاری نوشت و تمرکزشان بیشتر بر مسائل روانکاوانه و روانشناسانه است و به دلیل سالهای زندگیاش در قرن بیستم و دیدن جنگ جهانی، احوال انسان مدرن و زندگی معاصرش را در داستانهای پلیساش به کار گرفت. در داستانهای او حتی گاهی کسی بیآنکه مرتکب جرم شده باشد از جامعه طرد می شود و در انزوا میرود و این شیوه خاص او در داستانپردازی پلیسی است که نمونهاش را در کتاب آدم کش هم میبینیم. از آثار برجسته او میتوان از این کتابها نام برد: سلول شیشه ای، آب عمیق، بازی ریپلی، طراحی و نوشتن داستان های معمایی.
درباره مترجم کتاب آدم کش، پرویز شهدی
پرویز شهدی متولد 1351 در مشهد است و در طول زندگی پربارش آثار بسیاری از ادبیات جهان را به فارسی برگردانده است. او در دانشگاه تهران ادبیات فرانسه خواند و بعد ادامه تحصیلاتش را در سوربن فرانسه در رشته ادبیات تطبیقی گذراند. او از نویسندگان بزرگی همچون چخوف، بودلر، موراویا، ایتالو کالوینو، آلبر کامو، روبر مرل، و داستایفسکی آثار مهمی ترجمه کرده است. از آثار بسیاری که او به فارسی برگردانده میتوان به این عناوین اشاره کرد: ایوانف، اتاق افسران، وحشی، فانفارلو، ویکونت دو نیم شده، حکومت نظامی، مرغ دریایی، جنایت و مکافات، سه خواهر، باغ آلبالو، شرق بهشت.
کتاب آدم کش برای چه کسانی مناسب است؟ این کتاب به دوستداران ادبیات مدرن، ادبیات انگلیس، ادبیات پلیسی، داستان های اجتماعی، ادبیات روان شناسانه، داستانهای روان کاوانه، و علاقهمندان تعلیق در ادبیات و داستان پیشنهاد میشود.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم