زندگی گالیله
برتولت برشت
حمید سمندریان
قطره
دسته بندی: نمایشنامه-و-فیلم-نامه
| کد آیتم: |
139112 |
| بارکد: |
9786001197000 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
11 |
| تعداد صفحات: |
178 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
زندگي گاليله
برتولت برشت
حميد سمندريان
ناشر: قطره
کتاب «زندگي گاليله» اثر برتولت برشت
در ميان آثار برتولت برشت کتاب «زندگي گاليله» به چند دليل جزو آثار مهم به شمار ميرود که هم به زبانهاي متعددي ترجمه و خوانده شده و هم به صورت مستمر به روي صحنه رفته و ديده شده است.
کتاب «زندگي گاليله» مربوط به دوران پختگي کار برشت است و اگرچه ميتوان گفت که در سال 1938 نوشته شد اما برشت سالها درگير اين اثرش بود و تا مدتها نکاتي به آن ميافزود يا تغييراتي در آن اعمال ميکرد. بر اين اساس «زندگي گاليله» در بين سالهاي 1937 تا 1939 نوشته شد اما برشت در سالهاي 1945 تا 1947 دوباره نکاتي تازه به اين نمايشنامهاش افزود.
نمايشنامه «زندگي گاليله» به دورهاي از کار برشت مربوط است که او به اجبار دور از کشورش، آلمان، بود. برشت در اين نمايشنامه به سراغ گاليله رفته که يکي از مشهورترين دانشمندان تمام دورهها است و داستان زندگياش سخت مشهور است.
برشت در کتاب «زندگي گاليله» صرفا در پي اين نبوده که شرحي از زندگي يک دانشمند به دست دهد. او گاليله را انتخاب کرد چرا که در زندگي او نقاطي وجود داشت که برشت بر اساس آنها ميتوانست به سراغ روايت حقايق و باورهايي انساني برود که خودش عميقا به آنها باور داشت.
نمايشنامه «زندگي گاليله» هم بارها توسط خود برشت به روي صحنه رفت و هم کارگردانان بسياري در کشورهاي مختلف جهان آن را اجرا کردهاند. خود برشت در دهم اوت 1956 براي آخرين بار «زندگي گاليله» را با «برلينر آنسامبل» به روي صحنه برد و چهار روز بعد در 14 اوت 1956 از دنيا رفت.
مروري بر کتاب «زندگي گاليله»
کتاب «زندگي گاليله» در سال يکهزار و ششصد و نه، در ناحيه پادوا در شهر ونيز ايتاليا آغاز ميشود. در خانهاي محقر که به نور دانش ميدرخشد. گاليله ثابت کرده که خورشيد ثابت است و اين زمين است که ميچرخد و اين به ماجراهاي بسياري منجر شده است. گاليله در جستوجوي حقيقت است و باورهاي کهنه دو هزار ساله او را به وحشت نمياندازد و حقيقت را کتمان نميکند. اما وقتي او مرگ به خاطر عقيدهاش را از نزديک ميبيند مسيري ديگر برميگزيند.
در کتاب «زندگي گاليله» با قهرماني بيچون و چرا روبرو نيستيم بلکه با چهرهاي متناقض از گاليله روبرو هستيم. گاليله عليرغم همه علاقهاي که به دانش دارد در نهايت با انکار حقيقتي که به آن دست يافته زنده ميماند.
برشت در «زندگي گاليله» موقعيتي خطير را پيش روي خواننده گشوده است: گاليله بايد دست به انتخاب بزند و اين انتخاب دشوارترين مرحله زندگياش است. گاليله سرانجام دستان آلوده را برتر از دستان خالي مييابد و زنده ماندن را به قيمت انکار حقيقت انتخاب ميکند و اين انتخاب نشان دهنده نوعي از نظام اخلاقي است.
پيشتر اشاره شد که برشت بارها در کتاب «زندگي گاليله» تغييراتي به وجود آورده بود. تغييراتي که بيش از همه مبتني بر اين بود که نظام اخلاقي بر معيارهاي مطلق مبتني نباشد. در نسخه نهايي «زندگي گاليله»، گاليله نه به خاطر زيرکياش بلکه از ترسي که از وسايل شکنجه دارد از عقيدهاش دست برميدارد و پس از انکار نظريهاش، پنهاني، به پژوهشهايش ادامه ميدهد. با اين حال حسي از سرافکندگي به دليل سازش با شرايط محيط با او است.
برشت در «زندگي گاليله» حسي از همدردي را هم در خواننده نسبت به شکست گاليله برميانگيزد. خود برشت در جايي گفته بود با در نظر گرفتن «شرايط»، به ندرت ممکن است انسان بخواهد گاليله را صرفا ستايش کند و يا صرفا محکومش کند.
انتخابي که گاليله در کتاب «زندگي گاليله» برشت انجام ميدهد رگههايي از باورهاي برشت را در خود نهفته دارد. برشت معتقد بود که براي خارج شدن از وضعيت سياهي که تماما شر است نميتوان به شر آلوده نشد.
در نمايشنامه «زندگي گاليله» ميبينيم که گاليله به رغم علاقه شديدش به علم نتوانست انسان کاملي باشد و خودش در مورد اين مسئله به ناديده گرفتن خواستهاي اجتماعي عصرش اشاره ميکند. برشت در اين اثرش قهرماني جعلي نساخته و چهره گاليله را به شکل شمايل يک انسان ترسيم کرده است.
کتاب «زندگي گاليله» نمايشنامهاي تاريخي است و برشت با نوشتن اين اثر از ضرورت استقلال دانشمند از قدرت تاکيد دارد و از حيث اين نمايشنامهاي دورانساز محسوب ميشود.
گاليله در پايان نمايشنامه «زندگي گاليله» در آخرين سخنراني طولانياش، که بسيار درخشان هم است، ميگويد تقصيرش اين بوده که کوشيده علم را به خاطر علم بياموزد اما از نظر او هدف علم سبک کردن بار زندگي انسان است. گاليله در دفاع از علمي که در خدمت نفع و سعادت عمومي است ميگويد: «اگه دانشمندان مرعوب قدرتمندان زورگوي اجتماع خودشون بشن و تنها به اين بسنده کنن که دانش رو فقط به خاطر لذت بردن از دانش روي هم تلنبار کنن، اونوفت علم اونا بسيار بيمصرف و انگل و درمونده ميشه. اونوقت با هر ماشين جديدي که بسازيد، عذاب جديدي براي بشر ساختيد. شما دانشمندان ميتونيد در طول زمان هرچه کشف شدنيه کشف کنيد، و با اين همه پيشرفت شما، لحظه به لحظه از اجتماع بشري بيشتر دورتون کنه. دره بين شما و مردم ممکنه يکهو چنان هولناک بشه، که هر وقت شما دانشمندان به خاطر يک کشف و پيروزي جديد فرياد شادي ميکشيد، در جواب فرياد وحشت مردم دنيا رو بشنويد». آشکار است که اشاره برشت در اين جا به دوران عصر اتمي و بمبهاي اتمي است که روي شهرهاي هيروشيما و ناگازاکي افتاد.
از کتاب «زندگي گاليله» به جز ترجمه حميد سمندريان ترجمههاي ديگري هم به فارسي در دست است اما نکته قابل توجه در ترجمههاي سمندريان اين است که او نمايشنامهها را به قصد اجرا ترجمه ميکرد و «زندگي گاليله» نيز بر همين اساس ترجمه شده است. او از اوايل دهه 1360 تا دهه 1390 تلاش کرد «زندگي گاليله» را روي صحنه ببرد که هربار به دليلي موفق نشد اما اين تلاشها منجر به اين ميشد که او هرباز چيزي تازه در متن برشت کشف کند.
سمندريان تلاش داشت تا يک بازسازي از متن «زندگي گاليله» برشت به دست دهد که طبيعت و اصالت انساني و علمي-تاريخي گاليله در آن برجسته باشد. سمندريان نوشته بود که «زندگي گاليله» درواقع افراطيترين درامي است که دوست دارد آن را اجرا کند: «آنچه که من در اين نمايشنامه ميبينم رنجهاي يک انسان نابغه و ژني و محروميتهاي يک کاشف و چيدن بالهاي انساني است که قدرت پرواز پرندگان را دارد اما در نهايت محکوم به سکوت ميشود. گاليله در اين محکوميت مطلق با چشمان غير مسلح به خورشيد درخشان خيره ميشود و خودش را براي اثبات علم کور ميکند.» سمندريان آنقدر دغدغه اجراي «زندگي گاليله» را داشت که اجراي اين نمايش را وصيتنامه زندگي هنري خودش ناميد.
درباره برتولت برشت، نويسنده کتاب «زندگي گاليله»
برتولت برشت نمايشنامهنويس، کارگردان، شاعر، دراماتيست و نظريهپرداز بزرگ آلماني است که در سال 1898 در اوگسبورگ آلمان متولد شد. او پس از تحصيلات ابتدايي و متوسطه براي تحصيل در رشته پزشکي به دانشگاه مونيخ رفت. تا سال 1918 که به خدمت سربازي اعزام شد تحصيل کرد و با رفتن به سربازي در بيمارستانهاي نظامي پشت جبهه خدمت کرد و شاهدي بر جنگ هم بود. در همين زمان شعر مينوشت و شعرهايش را براي سربازان زخمي جنگ هم ميخواند. در بيست و يک سالگي اولين نمايشنامهاش را نوشت که اجرايش بسيار سروصدا کرد. پس از اين مدام مشغول نوشتن و اجرا شد تا اينکه با ظهور هيتلر مجبور به ترک آلمان شد. با سقوط هيتلر او برشت توانست به کشورش بازگردد. برشت در سال 1947 از امريکا به آلمان برگشت و در سال 1949 گروه تئاتري «برلينر آنسامبل» را تاسيس کرد. او بسياري از نمايشنامههايش را به روي صحنه برد و خودش در آنها از کارگرداني گرفته تا بازي و آواز و موسيقي و دکور نقش داشت. از برشت به جز تعداد زيادي نمايشنامه، چند دفتر شعر، يک رمان، تعدادي داستان و نوشتههايي درباره انديشههاي خودش و نيز شيوههاي هنرياش به جا مانده است. برشت که معتقد به سوسياليسم بود و مواضع سياسي راديکالي داشت، از تاثيرگذارترين چهرههاي هنري قرن بيستم به شمار ميرود.
درباره ترجمه فارسي کتاب «زندگي گاليله»
کتاب «زندگي گاليله» با ترجمه حميد سمندريان در نشر قطره منتشر شده است.
حميد سمندريان، مترجم و کارگردان ايراني بود که در ارديبهشت 1310 در تهران متولد شد و تيرماه 1391 درگذشت. سمندريان يکي از مهمترين کارگردانان تئاتر ايران است و به نسلي از کارگردانان تئاتر تعلق دارد که در دهههاي چهل و پنجاه با نوآوريها و خلاقيتهايشان تئاتر ايران را به عرصهاي نويني وارد کردند. سمندريان در طول چند دهه آثار متعددي از نمايشنامهنويسان بزرگ به فارسي برگرداند و به رغم مسايل متعدد موفق شد برخي از آنها را هم به روي صحنه ببرد. «دايره گچي قفقازي»، «دوزخ»، «ملاقات بانوي سالخورده» و «آندورا» برخي از ترجمههاي سمندريان هستند.