جنگاوران جوان 1: ویرانه های گورلان
مشخصات
معرفی
جنگاوران يا رنجرها، با رفتارهاي مرموز خود، هميشه ويل را عصباني کردهاند. ازقضا، ويل پانزدهساله براي آموزش رنجر پذيرفته ميشود. او هنوز نميداند که رنجرها نگهبانان واقعي سرزمينش هستند و تا رسيدن ارتش با دشمن ميجنگند. نبرد بزرگي در پيش است. مورگاراث فرمانرواي کوهستان باران و ظلمت، نيروهايش را جمع کرده تا به سرزمين پادشاهي حمله کند. او عزم کرده که اين بار از جنگ دستخالي برنگردد...
در بخشي از کتاب ويرانههاي گورلان ميخوانيد:
مورگاراث، فرمانرواي کوهستان باران و ظلمت، ارباب پيشين سرزمين گورلان در پادشاهي آرالوئن، براي هزارمين بار به پهنهي بيروح و نمور پيش رويش نگاهي انداخت و دشنامي نثار کرد.
ار دار دنيا برايش هيچ نمانده بود جز ترکيب درهم و برهمي از صخرههاي فرسودهي خارا، سنگهاي غلتان و کوههاي يخزدهي پر از گردنههاي پرپيچ و خم و گذرگاههاي باريک و پرشيب. سرزميني پر از سنگ و ريپ، که هيچ دار و درختي نداشت تا يکنواختي خرسنگها را بههم بزند.
هرچند پانزده سال پيش به اين برهوت – که برايش حکم زندان را داشت – تبعيد شدهبود، هنوز ميتوانست سرسبزي و طراوت ملک قديمش را به ياد بياورد، تپههاي سبز و انبوهش، رودخانههاي پر ماهي و زمينهاي سرشار از دام و غلهاش را. گورلان چه زيستگاه مطبوعي بود وکوهستان باران و ظلمت چه بيروح و ملالانگيز.
جوخهاي از وارگالها در حياط قلعه مشق نظامي ميکردند. مورگاراث چند لحظهاي زير نظرشان گرفت. به آواي موزون و خشني که با هر حرکتي از حنجرهشان خارج ميشد، گوش سپرد. موجوداتي بودند زمخت و بدريخت، با تني نيمهانسان و نيمهحيوان که با پوزه و دندانهاي نيش بلند، به خرس يا سگي غولآسا شباهت داشتند.
وارگالها از زمانهاي دور بي هيچ تماسي با انسانها در آن کوهستان دور افتاده زندگي و زاد و ولد کردهبودند. هيچکس در تمام طول تاريخ نديده بودشان. افسانهها از قبيلهاي نيمههوشمند و وحشي حکايت ميکردند که در کوهها روزگار مي گذرانند. مورگاراث پس از شورش در پادشاهي آرالوئن، ملک گورلان را بدرود گفته و به جست و جوي آنها رفته بود. اگر چنين موجوداتي وجود ميداشتند، ميتوانستند در جنگ ناگزيري که پيش رو داشت، دستش را بگيرند.
نظرات کاربران
خدمات و ارسال
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم