مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

خنده سرخ

دسته‌بندی: ادبیات روسیه
کد آیتم: 1524067
تومان 645,000 تومان 612,750
5٪-

مشخصات

کد کالا: 1524067
بارکد: 9786002538529
سال انتشار: 1403
نوبت چاپ: 3
تعداد صفحات: 160
نوع جلد: گالینگور
قطع: رقعی

معرفی

کتاب خنده سرخ نوشته لیانید آندری‌ییف

تصویری از وحشت و جنون در دل کابوسی که جنگ برمی‌انگیزد. لیانید آندری‌ییف در کتاب خنده سرخ گویی شعر و نقاشی و رنگ و نور را به هم آمیخته است تا رمانی خلق کند که تجسم کابوس و وحشت و جنون و مالیخولیا و دوزخِ جنگ است. در کتاب «خنده سرخ» گویی جنگ و سرگردانیی سربازانی خسته و زخمی و جنون‌زده و رویاروی با وحشت مرگ، به تجسمی از عذاب بدل شده و جنگ و عذابهای آن، ضمن حضوری عینی‌ در این رمان، جلوه‌ای نمادین یافته و وضعیتی آخرالزمانی را تداعی می‌کند.

کتاب خنده سرخ حال‌وهوایی سخت سمبولیک و نیز اکسپرسیونیستی دارد و از خلال روایت واقعیت به‌مثابه یک کابوس، جان و جوهر واقعیتی دهشتبار را به تصویر می‌کشد و نیز جان و جوهر دهشت و عذاب‌های آدمی را در جهانی ناساز و خواب‌کردار.

در یادداشتی کوتاه، که در ابتدای ترجمه فارسی کتاب خنده سرخ آمده است، درباره این رمان و اهمیت و جایگاه آن می‌خوانید: «خنده سرخ نخستین‌بار در 1905 و در ویژه‌نامه مجله دانش روسیه که به‌یاد آنتون چخوف تقدیم شده بود، در کنار آثار ارزشمندی از گورکی و کوپرین و بونین به انتشار رسید (چخوف در 1904 و پیش از پایان خنده سرخ فوت کرد). اثر را ماکسیم گورکی ضمن نامه‌ای به آندری‌ییف بسیار ستود و آن را به‌غایت مهم و بهنگام و گیرا دانست. رمان بر خوانندگان و منتقدان روسی تأثیر چشمگیر و حیرت‌آوری داشت و بلافاصله در همان‌سال به چندین زبان ترجمه شد.»

کتاب خنده سرخ نمونه‌ای خواندنی از عصر نقره‌ای ادبیات روسیه است.

مروری بر کتاب خنده سرخ

لیانید آندری‌ییف در کتاب خنده سرخ از همان ابتدا ما را به وسط موقعیتی کابوس‌وار و آخرالزمانی و وهم‌آلود پرتاب می‌کند. راوی کتاب خنده سرخ افسری است که به‌همراه گروهی دیگر از سربازان، در صحرایی سوزان، که میدان یک جنگ هولناک است، سرگردان است. از چشم این راوی، همه‌چیز گویی در مرز میان خواب و بیداری و در میانه واقعیت و وهم رخ می‌دهد و صحنه وقایع رمان، به دیوانه‌خانه‌ای می‌ماند که همه در آن گرفتار هذیان و جنون و وحشت‌اند و مواجه با مرگی فراگیر و وحشت‌انگیز.

در کتاب «خنده سرخ»، به‌همراه راوی، از صحرایی سوزان و از میان تل اجساد و کشتگان و مجروحان جنگ گذر می‌کنیم و به میان سربازانی می‌رویم که می‌کوشند در متن مرگ و فاجعه و موقعیتی غیرطبیعی و زیر خورشیدی که گویی همه‌چیز را به آتش می‌کشد و ذوب می‌کند، خوشی‌های زندگی روزمره را دمی احضار کنند و همین موقعیت متناقض، جلوه‌ای بیش از پیش وهمناک و جنون‌آمیز و هذیانی به کتاب خنده سرخ می‌دهد و تصاویری می‌سازد که رنگی از گروتسک و طنز سیاه دارند.

کتاب «خنده سرخ» ماهیتی به‌شدت تصویری و بیانی شعرگونه دارد. مناظر هولناک و کابوس‌وار میدان جنگ در این رمان همچون تصاویری از یک نقاشی و نیز تصاویری سینمایی مقابل چشم خواننده مجسم و از برابر دیدگان او عبور می‌کنند و نیز طرز بیان و تصویرسازی‌های نویسنده به شعر پهلو می‌زند.

در کتاب خنده سرخ همه‌چیز گویا، در عین تعلق به واقعیت، رنگی نمادین به خود می‌گیرد و این‌گونه است که دوزخ جنگ به نماد و استعاره‌ای از وضعیتی دوزخی در سراسر جهان بدل می‌شود.

در بخشی از کتاب «خنده سرخ» می‌خوانید: «... مثل مار پیچیده بودند به هم. او به چشم خودش دیده بود که چه‌طور یک سیم‌خاردار که از یک طرفش قطع شده بود، با شدت تمام هوا را شکافته و دور سه سرباز پیچیده بود. خارهای آن یونیفرم سربازها را جر داده و چسبیده بود به گوشت تنشان و مردان جنون‌زده با ضجه به خود می‌پیچیدند و دوتاشان سومی را که درجا مرده بود، پشت خود می‌کشیدند. بعد هم فقط یکی زنده مانده بود و سعی داشته است دو جنازه دیگر را از خود جدا کند، اما آنها به‌دنبال او کشیده می‌شدند، یکی روی دیگری و روی او می‌افتادند و می‌پیچیدند به هم و بعد هم ناگهان هرسه بی‌حرکت شده بودند.

می‌گفت که تا حالا دست‌کم دوهزار نفر در این حصار پیچ‌پیچ جان خود را از دست داده‌اند. همان‌طور که سربازها سعی داشتند سیمها را ببرند و آن مسیر نفسگیر را باز کنند، در هزارتویش گرفتار می‌شدند و بارانی از گلوله و خمپاره بر سرشان می‌ریخت. می‌گفت که چنین عملیاتی بسیار هولناک بود و تازه اگر می‌دانستند دقیقاً از کدام‌ سو برگردند، به فراری دهشتناک ختم می‌شد. بااین‌حال ده‌دوازده ردیف ممتد سیم‌خاردار و مبارزه با آن هزارتوی کامل دامها و چوبهای خنجرواری که در تهشان کار گذاشته بودند، افراد را چنان به هم می‌ریخت که در تعیین مسیر فرار کاملاً ناتوان می‌شدند.

برخی، مثل دسته کورها در گودالهای عمیق قیفی‌شکل می‌افتادند، از شکم به چوبهای تیزش آویخته می‌ماندند و در درد و تشنج محض چون دلقکهای اسباب‌بازی به رقص می‌افتادند. بعد اجساد تازه‌ای آنها را له می‌کرد و به‌زودی تمام گودال تا دهانه‌اش سرریز می‌شد از توده تنهای خون‌افشان مرده‌ها و دیگرانی که جان می‌دادند. دستها از همه جهات از داخل گودال به بیرون دراز می‌شد و انگشتان متشنج به هرچیزی چنگ می‌زد. آنهایی که در آن دام گرفتار می‌آمدند، دیگر هرگز نمی‌توانستند بیرون بیایند و صدها انگشت سرسخت مثل انبر کورکورانه بر پاهایی چنگ می‌زد، به لباسهایی می‌آویخت و آن بالاییی آویخته را بر خود می‌انداخت و در جست‌وجوی نجاتی چنگ بر چشم دیگری می‌کرد و نفسش را می‌گرفت. جز اینها، بسیاری در زمان فرار از آن هزارتو مانند مستان مستقیم به سمت سیمهای خاردار می‌دویدند و در آن گیر می‌کردند و از اعماق جان فغان برمی‌آوردند تا این‌که گلوله‌ای کارشان را تمام کند.

کلاً همه از نظر او شبیه مستها بودند: برخی بدجوری ناسزا می‌گفتند و برخی دیگر با این‌که سیم‌خاردار به دست یا پاشان می‌رفت، قهقهه می‌زدند و درجا تمام می‌کردند.

می‌گفت اگرچه خودش هم از صبح عملیات چیزی ننوشیده و نخورده بود، احساس بسیار عجیبی داشته است. سرش مدام گیج می‌رفته و ترسش دقایقی جای خود را به وجدی وحشی می‌داده است؛ وجد وحشت. قسم می‌خورد وقتی وسط آن جهنم کسی کنارش زده بود زیر آواز، او هم دنباله آهنگ را گرفته و به‌زودی یک گروه کر کاملاً دوستانه به راه افتاده بود. یادش نبود کدام ترانه، اما می‌گفت آهنگ رقص شادی بود. بله، آنها آواز می‌خواندند و در اطرافشان همه‌چیز از خون سرخ بود. می‌گفت حتی خود آسمان هم سرخ شده و انگار در عالم فاجعه بزرگی رخ داده بود؛ تغییروتحولی غریب و محوشدن رنگها؛ آبی و سبز و دیگر رنگهای آشنا و ملایم ناپدید شده بود و تنها خورشید بود که در شعله سرخش می‌سوخت.

یکهو گفتم:

-خنده سرخ.»

درباره لیانید آندری‌ییف، نویسنده کتاب خنده سرخ

لیانید نیکالایویچ آندری‌ییف، متولد 1871 و درگذشته به سال 1919، نمایشنامه‌نویس و داستان‌نویسِ روس است. آندری‌یف را پدر اکسپرسیونیسم در ادبیات روسیه می‌دانند. او یکی از بااستعدادترین و پرکارترین نمایندگان عصر نقره‌ای ادبیات روسیه است. در سبک آندری‌یف عناصری از رئالیسم، ناتورالیسم و سمبولیسم باهم ترکیب شده‌اند.

از جمله آثار لیانید آندری‌یف می‌توان به نمایشنامه‌های «زندگی انسان» و «فرمانروای گرسنگان» و رمان‌های «یادداشتهای شیطان» و «یادداشتهای اینجانب» اشاره کرد.

درباره ترجمه فارسی کتاب خنده سرخ

کتاب خنده سرخ با ترجمه حمیدرضا آتش‌برآب در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است. حمیدرضا آتش‌برآب، متولد 1356 در اهواز، مترجم ایرانی و پژوهشگر زبان و ادبیات روسی است. آتش‌برآب در دانشگاه دولتی مسکو تحصیل کرده و تاکنون آثار زیادی را از ادبیات روسیه به فارسی ترجمه کرده است. از جمله ترجمه‌های او از ادبیات روسیه می‌توان به «آنّا کاری‌نینا»، «جنایت و مکافات»، «سوارکار مفرغی»، «یادداشت های زیرزمینی»، «مرشد و مارگاریتا»، «یادداشتهای شیطان»، «یادداشتهای اینجانب» و «قمارباز» اشاره کرد.

نظرات کاربران

0.0 از ۵
بر اساس 0 نظر

خدمات و ارسال

ارسال سریعارسال به سراسر کشور در کمترین زمان
تضمین اصالت کالاکالاهای اورجینال و با گارانتی معتبر
بسته‌بندی مناسببسته‌بندی ایمن برای جلوگیری از آسیب
پشتیبانی خریدپاسخگویی به سوالات قبل و بعد از خرید