حدوث نقطه ها
منیرالدین بیروتی
نیلوفر
دسته بندی: داستان-ایرانی
| کد آیتم: |
1524456 |
| بارکد: |
9786227720358 |
| سال انتشار: |
1401 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
112 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «حُدوثِ نقطهها» نوشت? منيرالدين بيروتي
داستانهايي درباب زندگي در دنياي متن. کتاب «حُدوثِ نقطهها» مجموعه داستاني است از منيرالدين بيروتي که داستانهاي آن همه حول نوشته و نوشتن ميگردند و حول آدمهايي که متن و واژهها برايشان همچون صحن? داستانهايي معمايي است.
داستانهاي کتاب «حدوث نقطهها» حکايتهايي از گم شدن در هزارتوهاي روايتاند.
منيرالدين بيروتي در کتاب «حدوث نقطهها» از راوي و روايت و کتاب و نوشتن و جهان بازيگون? متن ميگويند و جهان را همچون کتابي ميبيند که آدمي در آن همچون وجودي مبهم و سردرگم است که مينويسد و خود نيز گويي نوشته ميشود.
کتاب «حدوث نقطهها» گويي نقط? تلاقي و محل ملاقات متون عرفاني ادبيات کلاسيک ايران با جهان داستانهاي خورخه لوئيس بورخس آرژانتيني است.
مروري بر کتاب «حُدوثِ نقطهها»
آنچه در هم? داستانهاي کتاب «حدوث نقطهها» جلب توجه ميکند حضور رازآلود و معمايي متن و کتاب و کتابت در اين داستانهاست و اين همان عنصري است که کتاب «حدوث نقطهها» را به داستانهاي بورخس شبيه ميکند.
ديگر وجه شباهت داستانهاي کتاب «حدوث نقطهها» با قصههاي بورخس، لحن و ساختار مقالهوار اين داستانهاست. راوي تمام داستانهاي اين مجموعه، آدمي نويسنده و عاشق داستان و کتاب است که حين نقل حکايتي از کتابي ديگر، کتابي معمولاً مرموز و قديمي که يا نويسندهاش معلوم نيست يا بخشي از آن مفقود است، در معماي آن کتاب و معماي کتابت سرگردان ميشود و خود انگار ميشود شخصيتي از حکايتي که از آن سخن ميگويد.
داستانهاي کتاب «حدوث نقطهها» همچنين نوعي مکالمه با متون عرفاني کهن برقرار ميکنند و متوني خيالي يا واقعي از گذشته را به متن جهان امروز ميآورند.
در کتاب «حدوث نقطهها» جهان واقعي بهمثابه هزارتوي يک متن مکتوب داستاني که آدمي گويي شخصيت آن است، نمايانده ميشود. در اين هزارتو، کتاب خواندن گويي خود به جستجويي براي گشودن گره از يک معما بدل ميشود؛ معمايي که در کتابهاي ناقص و بيآغاز و انجام گنجانده شده و راويان داستانهاي کتاب «حدوث نقطهها»، در پي گشودن اين معماها و نيز معماي معناي نويسنده بودن و هويت نويسنده، در هزارتوي متکثر متنها و کتابها و داستانها گم ميشوند و گاه خود را حين نوشتن، در حال نوشته شدن مييابند.
کتاب «حدوث نقطهها» از نُه داستان تشکيل شده که عبارتند از: «کتابِ کهنهي مندنيپور»، «او»، «سخنراني دکتر "م" دربارهي سه نسخه از يک کتاب»، «در برعکس»، «عطّار»، «بازيِ نافي»، «رسالهي منير سَمير»، «ماجراي حادث و قديم و احمد ابن موساي کشميري» و «آدمِ آخر».
آنچه ميخوانيد قسمتي از داستان «در برعکس» از کتاب «حدوث نقطهها» است: «من عاشق فلسفه هستم امّا عاشق هيچ فيلسوفي نيستم. شايد تناقضي در اين گفته ببينيد و شايد گفتهي من تناقض هم داشته باشد امّا حتي اگر گفتهي من متناقض هم به نظر برسد باز عين واقعيت است. به گمانم هگل است که ميگويد زندگي يعني تناقض و مولانا هم در آثارش بارها و بارها اشاره کرده که بودن يعني جمع اضداد.
به گمان من هر فيلسوفي که نظامي فلسفي ارائه ميکند درواقع دارد به نوعي زندگينامهي خودش را در مقابل چشم جهانيان قرار ميدهد و اين کار البته حماقت محض است اما در عين حال کار کوچکي هم نيست. هيچ آدم کوچکي نه حاضر است و نه قادر تا زندگياش را در مقابل چشم جهانيان افشا کند. چون آدم عادي قدرتِ همنشين کردن اضداد را در کنار هم ندارد. قصدم از اين مقدمه اين نبود که بحثي فلسفي راه بيندازم، نه. من داستاننويسم. داستاننويسي معمولي. ديگر آنقدرها جوان نيستم تا خيال کنم نابغه هستم و بالاخره يک روزي کشف ميشوم. نه. براي مجلات و ناشري که سالهاست کتابهام را چاپ ميکند داستان و رمان مينويسم و دستمزد ناچيزي ميگيرم. و حالا براي يک مؤسسه که دربارهي ارتباط ميان فلسفه و روانشناسي کار تحقيقاتي ميکند ميخواهم داستاني بنويسم.
پيداست که داستانم را بيمقدمه بايد شروع ميکردم، از اين امر به خوبي آگاهم. امّا نميخواهم اين کار را بکنم. شايد به هزار و يک دليل و آن يک دليلِ آخرش اينکه اينبار نميخواهم، يعني دلم نميخواهد مثل همهي داستانها اين داستان را شروع بکنم. يا بهتر دلم نميخواهد داستاني مثل همهي داستانها بنويسم.
راستش انقدر داستانهاي جور واجور خواندهام و نوشتهام که ديگر حتي از شنيدن اسمِ داستان هم حالم بد ميشود و اين واقعيتي است که اصلاً نميتوانم منکر آن بشوم. با اين وجود ميدانيد که مجبورم داستان بنويسم.
امّا چرا با آن جملهي "من عاشق فلسفه هستم" شروع کردم؟
خيلي ساده است. چون اينبار نميخواهم داستان بنويسم. ميبينيد؟ حتي براي داستان ننوشتن هم بايد داستان نوشت. و اين يعني خودِ زندگي.
خب مردي را در نظر بگيريد که نويسنده است. نويسندهاي معمولي. امّا او خودش دربارهي خودش فکر ميکند که حتي از آدمهاي معمولي هم معموليتر است. البته اين امر در ميان نويسندههاي ما اصلاً رايج نيست و من به خوبي اين را ميدانم. نويسندههاي ما هرچقدر معموليتر و مبتذلتر باشند خودشان را بيشتر خاص و غيرمعمولي ميدانند. نميدانم کدام فيلسوف بزرگي اين را گفته (شايد پاسکال، شايد هم کيير کگور، شايد هم هوراس گفته باشد) که آن کسي که باور کند معموليترين آدم روي زمين است غيرمعموليترين آدم تاريخ است.»
کتاب «حدوث نقطهها» در انتشارات نيلوفر منتشر شده است.
دربار? منيرالدين بيروتي، نويسند? کتاب «حُدوثِ نقطهها»
منيرالدين بيروتي، متولد 1349، داستاننويس ايراني زاد? بغداد است. اولين داستان کوتاه بيروتي در سال 1376 در مجل? «آدينه» به چاپ رسيد و سپس داستانهايي از او در مجلاتي چون «معيار» و «عصر پنجشنبه» منتشر شد.
از آثار منيرالدين بيروتي ميتوان به رمانهاي «چهار درد»، «سلام مترسک» و «بحر و نهر» و مجموعه داستانهاي «تک خشت» و «آرام در سايه» اشاره کرد.
مجموعه داستان «تک خشت» بيروتي، بههمراه مجموعه داستان «نَهَست» ابراهيم دَمشناس»، در سال 1383 برند? مشترک جايز? بهترين مجموعه داستان اول چهارمين دور? جايز? هوشنگ گلشيري شد و رمان «چهار درد» او نيز در سال 1385، در ششمين دور? جايز? هوشنگ گلشيري، بههمراه رمان «روياي تبت» فريبا وفي، برند? مشترک جايز? بهترين رمان شد.