آفتاب پرست ها
The Book of Chameleons
معرفی کتاب
آفتابپرستهاقصهاي که تاريخ را به ساحت تخيل احضار ميکند و با تخيل ادبي بر وجوه پنهان و غريب تاريخ نور ميتاباند. بسترِ رويدادهاي رمان آفتابپرستها، اثر ژوزه ادوآردو آگوآلوسا، مقطعي از تاريخ آنگولاست. آگوآلوسا اما در پي تاريخنگاري نيست، بلکه در پي تصوير کردن روح يک دوران تاريخي است. روزگار عوض شده و عدهاي، نظير وزرا و مأموران امنيتياي که روزگارشان سر آمده، براي بقا در دوران تازه بايد هويتها و سوابق خانوادگي جعلي براي خود دست و پا کنند و اين ضرورت آنها را به ويرانهاي ميکشاند که جاعلي زال به نام فليکس ونتورا و يک بزمجه عجيب، که راوي رمان هم هست، در آن زندگي ميکنند. در بخشي از اين رمان ميخوانيد: «اگر از پلهها بالا بروي، خودت را در جايي شبيه زيرشيرواني ميبيني؛ زال بهندرت ميرود آنجا. پُر از جعبههاي کتاب است آنجا. من هم کمتر ميروم. خفاشها پيچيده در شولاي سياهشان وارونه روي ديوارها خوابيدهاند. نميدانم بزمجهها جزء خوراک خفاشها هستند يا نه. ترجيح ميدهم ندانم. همين است – يعني ترس – که مرا از اکتشاف حياط بازميدارد. از پنجرههاي آشپزخانه، اتاق غذاخوري، يا اتاق فليکس ميبينم که علفهاي هرز دستنخورده ميان بوتههاي گل رُز روييدهاند. درخت بزرگ پُربرگ آووکادويي درست وسط حياط سر برافراشته. در اين باغ دو درخت بلند ازگيل پُرميوه هم هست و دست کم ده درخت پاپايا. فليکس به نيروي نشاطآور پاپايا اعتقاد دارد. دور باغ ديوار بلندي کشيدهاند و بالايش در سيمان خردهشيشههاي رنگي نشاندهاند. از منظر من اينها شبيه دنداناند...»رمان آفتابپرستها با ترجمه و مقدمه مهدي غبرايي در نشر چشمه منتشر شده است. درباره نويسنده: ژوزه ادوآردو آگوآلوسا (- 1960)، روزنامهنگار و داستاننويس آنگولاييِ پرتغالي – برزيليتبار.
- نام کتاب
- آفتاب پرست ها
- نویسنده
- ژوزه ادوآردو آگوآلوسا
- مترجم
- مهدی غبرایی
- تعداد صفحات
- 220
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار
- 1403
- نوبت چاپ
- 6
- موضوع
- ادبیات آمریکای لاتین
- کد کالا
- 156165
آفتابپرستها
قصهاي که تاريخ را به ساحت تخيل احضار ميکند و با تخيل ادبي بر وجوه پنهان و غريب تاريخ نور ميتاباند. بسترِ رويدادهاي رمان آفتابپرستها، اثر ژوزه ادوآردو آگوآلوسا، مقطعي از تاريخ آنگولاست. آگوآلوسا اما در پي تاريخنگاري نيست، بلکه در پي تصوير کردن روح يک دوران تاريخي است. روزگار عوض شده و عدهاي، نظير وزرا و مأموران امنيتياي که روزگارشان سر آمده، براي بقا در دوران تازه بايد هويتها و سوابق خانوادگي جعلي براي خود دست و پا کنند و اين ضرورت آنها را به ويرانهاي ميکشاند که جاعلي زال به نام فليکس ونتورا و يک بزمجه عجيب، که راوي رمان هم هست، در آن زندگي ميکنند. در بخشي از اين رمان ميخوانيد: «اگر از پلهها بالا بروي، خودت را در جايي شبيه زيرشيرواني ميبيني؛ زال بهندرت ميرود آنجا. پُر از جعبههاي کتاب است آنجا. من هم کمتر ميروم. خفاشها پيچيده در شولاي سياهشان وارونه روي ديوارها خوابيدهاند. نميدانم بزمجهها جزء خوراک خفاشها هستند يا نه. ترجيح ميدهم ندانم. همين است – يعني ترس – که مرا از اکتشاف حياط بازميدارد. از پنجرههاي آشپزخانه، اتاق غذاخوري، يا اتاق فليکس ميبينم که علفهاي هرز دستنخورده ميان بوتههاي گل رُز روييدهاند. درخت بزرگ پُربرگ آووکادويي درست وسط حياط سر برافراشته. در اين باغ دو درخت بلند ازگيل پُرميوه هم هست و دست کم ده درخت پاپايا. فليکس به نيروي نشاطآور پاپايا اعتقاد دارد. دور باغ ديوار بلندي کشيدهاند و بالايش در سيمان خردهشيشههاي رنگي نشاندهاند. از منظر من اينها شبيه دنداناند...»
رمان آفتابپرستها با ترجمه و مقدمه مهدي غبرايي در نشر چشمه منتشر شده است.
درباره نويسنده: ژوزه ادوآردو آگوآلوسا (- 1960)، روزنامهنگار و داستاننويس آنگولاييِ پرتغالي – برزيليتبار.
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
دیگر آثار این ناشر
تازه ترین آثار ناشر
آثار دیگر این نویسنده
تازه ترین آثار نویسنده
آثار دیگر این مترجم
تازه ترین آثار مترجم